چند گردیم درین دیر کهن پیر شدیم
آنقدر بیهده گشتیم که دلگیر شدیم
کس ندیدیم که تلخی نشنیدیم ازو
گرچه با پیر و جوان چون شکر و شیر شدیم
هر کجا دیده ی امید گشودیم بصدق
بیشتر از همه آنجا هدف تیر شدیم
تا کی از همدمی خلق توان دید جفا
بگسلیم از همه پیوند نه زنجیر شدیم
اثرش آتش دل بود و ثمر قطره ی اشک
آنکه عمری ز پی لعبت کشمیر شدیم
این چه دامست و چه صیاد که با شیردلان
بهوا داری آن سلسله نخجیر شدیم
راه اگر راست فغانی و اگر نقش خطاست
همچنان بر اثر خامه ی تقدیر شدیم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از گذر زمان و تجربیات زندگی خود صحبت میکند. او به یادآوری میپردازد که چگونه در جستجوی حقیقت و عشق به سراغ دیگران رفتهاند و در این راه، با تلخیها و ناامیدیها مواجه شدهاند. شاعر اشاره میکند که در روابط اجتماعی دچار جفا و دلسردی شدهاند و خواستهاند از این پیوندها رهایی یابند. در نهایت، او به تأثیر درد و اندوه بر دلش اشاره میکند و از ناپایداری و سرنوشت محتوم زندگی سخن میگوید.
هوش مصنوعی: ما مدتی در این مکان قدیمی گشتیم و پیر شدیم. به قدری بیهدف وقت گذراندیم که حالا دلمان گرفته است.
هوش مصنوعی: هیچ کس را ندیدیم که ناراحتی نداشته باشد، هرچند با همه، چه پیر و چه جوان، مانند شکر و شیر رفتار کردهایم.
هوش مصنوعی: هر جا که به آرزو و امید دل بستهایم، بیشتر از همه جا به هدف تیر حسرت و ناامیدی تبدیل شدهایم.
هوش مصنوعی: تا کی باید از ظلم و رفتار نادرست دیگران رنج ببریم؟ باید از تمامی ارتباطات و وابستگیها جدا شویم، چون دیگر به زنجیر تبدیل شدهایم.
هوش مصنوعی: عشق و احساسات عمیق او مانند آتشی در دل من بود و نتیجهی آن، اشکهایی است که بر من میریزد. این حالتی است که از مدتها قبل به خاطر زیباییهای دلفریب کشمیر به آن دچار شدهام.
هوش مصنوعی: این چه دام یا چه شکارچی است که با دلیران و شجاعان، تو به اشتباه اسیر این رشته شکار شدهای؟
هوش مصنوعی: اگر راه درست باشد، خوشحال و شادمانیم، و اگر نقشه نادرست باشد، باز هم طبق سرنوشت خود پیش میرویم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بس که ماندیم به زنجیر جنون پیر شدیم
با قد خم شده طوق سر زنجیر شدیم
در جهان بس که گرفتیم کم خود چو هلال
آخرالامر چو خورشید جهانگیر شدیم
بعد صد چله به قدی چو کمان در ره عشق
[...]
به تمنای غلط بر همه کس میر شدیم
بدر از خانه نرفتیم و جهانگیر شدیم
آخر عمر به سودای نوی افتادیم
هوس و حرص جوان گشت اگر پیر شدیم
مه کله گوشه پی خدمت ما می شکند
[...]
جولائی
امئی بود که ما از اثر حکمت او
واقف از سر نهانخانه تقدیر شدیم
اصل ما یک شرر باخته رنگی بود است
نظری کرد که خورشید جهانگیر شدیم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.