گنجور

 
بابافغانی

سروت که لاله رنگ شد از باده ی زلال

طوفان آتشست عیان در قبای آل

سر می کشد نهال قدت از دم مسیح

در بوستان کیست بدین نازکی نهال

خوش آهویست چشم شکار افگنت ولی

هرگز شکار کس نشد آن نازنین غزال

دُر در صدف اگر ز لطافت کند سخن

یابد ز لعل و گوهر لطف تو گوشمال

می سوزم از نظاره ی آن روی آتشین

از بس که سحر کرده بر آتش ز خط و خال

یاقوت لعل سای تو از عشوه در سخن

برگ گلبست جلوه کنان در قبای آل

بیند ز نور شمع تجلی شهید عشق

عکس مه جمال تو در دیده ی خیال

روی جهان فروز تو در جلوه ساخته ست

ذرات را بنور خود آیینه ی جمال

آشفته بلبلیست فغانی درین چمن

محروم مانده از حرم گلشن وصال

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
عنصری

شاها هزار سال بعزّ اندرون بزی

وانگه هزار سال بملک اندون ببال

مسعود سعد سلمان

ای اختیار ایزد دادار ذوالجلال

تاج از تو با شرف شد و تخت از تو با جمال

مسعود شهریاری کز فر عدل تو

بر ملک روزگار چو نام تو شد به فال

کرده نهال جاه تو را دست مملکت

[...]

سوزنی سمرقندی

هست از سفال جامه سیکی برآمده

اندر سفال جامه سیکی بود حلال

نی نی نه نه نه نی نه نی نی به هیچ وقت

لا لا لا لا لل لا لا لا لا به هیچ حال

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از سوزنی سمرقندی
عراقی

توحید لایزال نیاید چو در مقال

روشن کنم ضمیر به توحید ذوالجلال

مولانا

ترجیع کن که آمد یک جام مال مال

جان نعره می‌زند که بیا چاشنی حلال

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه