روزی فلکم پیش در او نرسانید
بختم بقبول نظر او نرسانید
عشقم تن چون موی بروز سیه افگند
یکبار در آغوش و بر او نرسانید
زانم چه که بر اوج رسد اختر طالع
بر حال بدم چون اثر او نرسانید
آخر دهن آلوده شد از صحبت عاشق
لب گرچه بخون جگر او نرسانید
عاشق بچه مشغول شود پیش که دارد
دستی که به طرف کمر او نرسانید
چون دست بر آن تازه چمن یافت فغانی
آزار بگلبرگ تر او نرسانید
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان حسرت و ناکامی خود در عشق میپردازد. او از کمبود فرصتها برای نزدیک شدن به معشوقش سخن میگوید و اشاره میکند که تقدیر و روزگار به او اجازه ندادهاند که به آرزوهایش برسد. شاعر احساس میکند که عشقش مانند مویی بر تنش سنگینی میکند، اما هیچگاه موفق به برقراری ارتباط واقعی با معشوق نشده است. او همچنین از عذاب و سختیهای ناشی از این عشق میگوید و اشاره میکند که حتی با وجود تمام تلاشها، باز هم نتوانسته است در کنار معشوق خود باشد. در نهایت، شعر به تصویر کشیدن حسرت و درد عاشق میپردازد که از عشقش دور مانده است.
هوش مصنوعی: روزی به سرنوشت من پیش نیامد که بخت و اقبال من نظر او را جلب کند.
هوش مصنوعی: عشقم به قدری زیبا و دلربا است که تن او مانند مویی تیره و جذاب بر دوش افکنده است. اما من فقط یک بار او را در آغوش گرفتم و دیگر نتوانستم به او نزدیک شوم.
هوش مصنوعی: میدانم که ستاره بخت بر بلندای آسمان میدرخشد، اما من در شرایط بدی هستم چون تأثیر او به من نرسیده است.
هوش مصنوعی: در پایان، زبان من پر از سخنان عاشقانه شد، هرچند نتوانستم به عمق درد و خون دل او پی ببرم.
هوش مصنوعی: عاشق به گرفتن توجه و محبت معشوقش مشغول است، در حالی که نمیتواند به راحتی به او نزدیک شود یا دستش را به دور کمرش بیندازد.
هوش مصنوعی: وقتی که دستم به آن چمن تازه رسید، صدای فغان و نالهای از آن به گوشم رسید که به گلبرگ زیبای او آسیب نرساند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.