نظاره ی روی تو بسی خانه سیه کرد
آتش کند این کار که آن روی چو مه کرد
ما را ز تماشای تو صد گونه سیاست
آن چین جبین و شکن طرف کله کرد
تنها چه کند آنکه همه عمر ترا دید
در آینه آن دیده بهر سو که نگه کرد
امشب من دیوانه در آن بزم نبودم
آه از چه کشید آن مه و بر حال که وه کرد
فریاد از آنروز که جویند و نیابند
سرهای عزیزان که لگدکوب سپه کرد
زان نخل جوان تا چه شود روزی عاشق
باری بهواداری او عمر تبه کرد
نزدیکتر از سایه به او بود فغانی
بس دور فتادست ندانم چه گنه کرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر توصیف دلدادگی و احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوقش است. شاعر از زیبایی و جذابیت چهره معشوق سخن میگوید و تأثیر آن بر دل و جانش را بیان میکند. او به حسرت و دردهایی که ناشی از دوری و جدایی از معشوق است اشاره میکند و به طور خاص از حالاتی چون دیوانگی و نا امیدی در بزم عشق سخن میگوید. شاعر همچنین به یادآوری روزهایی که عزیزان را جستجو کرده ولی نیافته میپردازد و در نهایت، به دوری و فقدان نزدیکترین دلدارش اشاره میکند. به طور کلی، این شعر پر از حسرت، عشق و تألم ناشی از جدایی است.
هوش مصنوعی: نگاه کردن به چهرهی تو، خانهی دل را پر از غم و سیاهی کرده است؛ این آتشسوزی که به بار آورده، ناشی از زیبایی چهرهی توست که مانند ماه میدرخشد.
هوش مصنوعی: ما به خاطر تماشای تو شگفتزدهایم؛ چینها و انحناهای پیشانی و موهایت ما را با تدبیر و سیاستهای مختلف به وجد میآورد.
هوش مصنوعی: چه برسر کسی میآید که تمام عمرش را صرف تماشای تو کرده و هر بار که به دور و برش نگاه کرده، فقط وجه تو را در آینه دیده است؟
هوش مصنوعی: امشب من به میهمانی نبودم و نمیدانم آن معشوق چه غمهایی کشید و چطور به حال خود نالید.
هوش مصنوعی: از آن روزی که عزیزان ما را دنبال کردند و پیدا نکردند، حتماً فریاد و آه و نالهای بلند خواهد شد. این از زمانی است که دیگران بر آن عزیزان ظلم و ستم کردند و آنها را زیر پا گذاشتند.
هوش مصنوعی: از آن درخت نخل جوان چه بسا روزی عاشق شود و در این عشق عمر خود را هدر کند.
هوش مصنوعی: فغانی که همیشه نزدیکتر از سایه به او بود، حالا از او بسیار دور افتاده است و نمیدانم چه خطایی کرده که به این حال درآمده.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تا کافر چشمت ز مژه عزم سپه کرد
بر خون دلم غمزهٔ تو چشم سیه کرد
این دل که کمین داشت بدآن چشم تو عمری
خم زد به فن ابروی تو تا چشم نگه کرد
مسکین دلم ار خطّ تو را مشگ ختا گفت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.