گلرخان بر سر خاکم چمنی ساخته اند
چمنی بر سر خونین کفنی ساخته اند
در حقیقت نسب عاشق و معشوق یکیست
بوالفضولان صنم و برهمنی ساخته اند
یکچراغست درین خانه که از پرتو آن
هر کجا می نگرم انجمنی ساخته اند
از سگان سر کوی تو بسی منفعلم
که به همصحبتی همچو منی ساخته اند
حال عشاق چه باشد که ازان تنگ شکر
کنده دندان طمع با سخنی ساخته اند
با اسیران سخنی گوی که این خسته دلان
از لب چون شکرت با سخنی ساخته اند
زلف شبرگ تو دامیست برای دل ما
که صدش تعبیه در هر شکنی ساخته اند
عشق ضایع نکند رنج عزیزان بنگر
که چها در صفت کوهکنی ساخته اند
تا کشد بار غم عشق فغانی بمراد
دلش از سنگ وز آهن بدنی ساخته اند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به تأملات شاعر درباره عشق و غم آن میپردازد. او از چمنی که بر سر خاکش ساخته شده و از تشابه عشق و معشوق صحبت میکند. شاعر اشاره میکند که در این خانه تنها یک چراغ وجود دارد که نورش به هر سو میتابد و محفلهایی را برپا کرده است. او به تنهایی و درد عشاق اشاره میکند که چگونه عشق و احساسات عمیقشان به نوعی به آنها زخم زده و آنها را در رنج نگه داشته است. همچنین به زیبایی و فریبندگی معشوق و آثار آن در دل عاشق اشاره میکند و در نهایت، اهمیت رنج و غم عشق را بیان میکند و میگوید که این احساسات گاهی به شدت آزاردهنده هستند.
هوش مصنوعی: بر روی خاک من گل و چمن کاشتهاند، چمنی که بر روی کفنی خونین قرار دارد.
هوش مصنوعی: عاشق و معشوق در اصل یکی هستند، اما برخی افراد بیجا به آنها القاب و عناوین مختلفی نسبت دادهاند.
هوش مصنوعی: در این خانه یک چراغ وجود دارد که نور آن باعث شده هر جا نگاه میکنم، فضایی شاد و پرجنب و جوش به وجود آمده است.
هوش مصنوعی: من میدانم که در این جهان، مانند منی که در کنار تو هستم، بسیارند افرادی که با همهی وجود به جمع تو نزدیک شدهاند.
هوش مصنوعی: حال عاشقان چه میتواند باشد وقتی که از تنگی و زیبایی شکر دندانهایی بر کندهاند و با سخنی در آمیختهاند؟
هوش مصنوعی: با اسیران گفتوگو کن، زیرا این دلسپردهها با سخنان شیرین و دلچسبی که دارند، به آرامش رسیدهاند.
هوش مصنوعی: زلف سیاه تو مانند دام برای دل ماست، که در هر تکهاش، هزاران فریفتگی و زیبایی نهفته است.
هوش مصنوعی: عشق باعث نمیشود که مشقتهای عزیزان بیفایده و بیثمر شود. به این فکر کن که چه قدر در وصف کوهکندی (کوهنوردی) تلاش و کوشش شده است.
هوش مصنوعی: شخصی از شدت درد و غم عشق فریاد میزند و به همین خاطر، به او بدنی ساختهاند که از سنگ و آهن است، یعنی او باید در برابر مشکلات و رنجها مقاوم و محکم باشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
جان من، بهر تو از جان بدنی ساختهاند
بر وی از رشته جان پیرهنی ساختهاند
بر گلت سبزه عنبرشکنی ساختهاند
از گل و سبزه عجایب چمنی ساختهاند
تن سیمین تو نازک، دل سنگین تو سخت
[...]
در چمن حوروشان انجمنی ساخته اند
چشم بد دور که بهشتی چمنی ساخته اند
ننشیند دل این طایفه در قصر بهشت
که به معموره ی دل ها وطنی ساخته اند
چون بسنجید به فرهاد مرا، یا مجنون
[...]
محض حرف است که او را دهنی ساختهاند
در میان نیست دهانی، سخنی ساختهاند
دل روشنگهران فلکی آب شده است
تا چو تو دلبر سیمینبدنی ساختهاند
آب ده چشمی از آن سیب زنخدان که فلک
[...]
عاشقان را نگر از خاره تنی ساختهاند
که به بیداد چو تو دلشکنی ساختهاند
به حذر باش درین بزم که جادونگهان
کار ما مژه بر هم زدنی ساختهاند
غافلند از گل رخسار تو ای رشک چمن
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.