ای غنچهٔ تو در سخن از سر معنوی
نخلت کرشمهبار ز انفاس عیسوی
شیرینخرام من گذری کن به بوستان
تا گل به مقدمت فگند تاج خسروی
گلهای نوشکفته به وصف تو در چمن
هر یک سفینهایست ز درهای معنوی
نقش جمالت از قلم صنع آیتیست
کاین شیوهایست در رقم کلک مانوی
وصل تو گر به ترک علایق میسرست
قطع نظر ز حاصل اسباب دنیوی
چشمی و صد کرشمه، سری و هزار ناز
ای فتنهٔ زمانه چه مستانه میروی
نوشد بلای عشق فغانی ز نو گلی
پیرانهسر نهاده غمش روی درنوی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این اشعار به زیبایی و معنویت عشق و زیبایی معشوق اشاره دارد. شاعر از غنچه و نخل به عنوان نمادهای زیبایی و صفا بهره میبرد و به تمجید از گلها و خرام معشوق میپردازد. همچنین، از ترکیب عشق و معنویت سخن میگوید و توجه به زیباییهای دنیا را در کنار عشق واقعی مورد تأکید قرار میدهد. در نهایت، شاعر از پیچیدگیهای عشق و تاثیر آن بر دل و روح سخن میگوید و به نوعی با حالتی متفکرانه به ابعاد مختلف عشق اشاره دارد.
هوش مصنوعی: ای غنچه، تو در کلامت از سر معرفت و روح معنوی همچون نخل، لطافت و زیبایی خود را به واسطهی نفسهای عیسی به نمایش میگذاری.
هوش مصنوعی: ای شیرینخرام، لطفاً از کنار باغ بگذری تا گلها به خاطر حضور تو، تاجی از زیبایی بر سرت بگذارند.
هوش مصنوعی: گلهای تازهروییده در چمن به زیبایی و وصف تو، مانند کشتیهایی هستند که از دروازههای معنوی به دنیای ما آمدهاند.
هوش مصنوعی: زیبایی تو نشانهای از هنر آفرینش است، این روش و شیوهای است که در نوشتار هنرمندانه به کار رفته است.
هوش مصنوعی: اگر وصال تو با ترک وابستگیها ممکن باشد، نیازی به توجه به نتایج دنیوی نیست.
هوش مصنوعی: تو چشمان زیبایی داری و کرشمههای جذابی، با سری پر از ظرافت و نازهای بیپایان. ای جلوهگر زمانه، چقدر با شور و شوق به جلو میروی!
هوش مصنوعی: عشق به فردی آسیب رسانده و فغان و نالهای از دل برآورده است. گلی که در سن و سالی بالا قرار دارد، غم خود را در ظاهری زیبا و تازه نمایان کرده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بی قیمت است شکر از آن دو لبان اوی
کاسد شد از دو زلفش بازار شاهبوی
این ایغده سری به چه کار آید ای فتی
در باب دانش این سخن بیهده مگوی
تا صبر را نباشد شیرینی شکر
[...]
ای قصد تو به دیدن ایوان کسروی
اندیشه کرده ای که بدیدار آن روی
ایوان خواجه با توبه شهر اندورن بود
دیوانگی بود که تو جای دگر شوی
آن کس که هر دو دید، مر ایوان خواجه را
[...]
بنمود چون ز برج بره آفتاب روی
گلها شکفت بر تن گلبن به جای موی
چون دید دوش گل را اندر کنار جوی
آمد به بانگ فاخته و گشت جفتجوی
آن ماه سرو بالا آن سرو ماه روی
از روی او دلم نشکیبد به هیچ روی
چشمم ز مهر ماهش گشته بسان ابر
جسمم ز عشق سروش گشته بسان موی
اشک و رخم ز عشقش چون برگ در خزان
[...]
ای بازوی شریعت از اقبال تو قوی
تابنده از جمال تو آثار خسروی
هر گه که در مهم معالی ندا دهی
جز پاسخ متابعت از چرخ نشنوی
فتنه غنوده گشت در ایام تو، که تو
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.