باده در جامت مدام از اشک گلگون منست
غنچه ی لعل تو گویا تشنه ی خون منست
خرم آن محفل که عمدا گویم از لیلی سخن
هر که پرسد حال من گویی که مجنون منست
چهره ی زردم نموداریست از خون جگر
صورت حال درون عنوان بیرون منست
سایه ی اقبال و تشریف همای وصل تو
آفتاب طالع و بخت همایون منست
جلوه ی حسنت دهد آیینه ی جانرا صفا
دیدن رویت جلای طبع موزون منست
ساکن میخانه را بزم فریدون نیست جای
گوشه ی دیر مغان بزم فریدون منست
چون فغانی از سواد خامه سحر انگیختم
وصف زلفت در غزل طومار افسون منست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف عشق و دردهای ناشی از آن میپردازد. او میگوید که عشقش به محبوبش مانند بادهای در جامش جاری است و غنچهی لبهای او به نوعی تشنهی خون اوست. شاعر به محفلهای شاد و سخن گفتن از لیلی، به عنوان نمادی از عشق، اشاره میکند و خود را مجنون میخواند. چهرهی زرد او، نشانهای از رنج درونش است. شاعر برکت و خوشحالی را در حضور محبوبش میبیند و زیبایی او را از آینه جانش منعکس میکند. او تأکید میکند که محفلهایش در میخانه، به لطف حضور محبوبش معنا مییابند و شعرهایش هم به توصیف محبوبش اختصاص دارد. به طور کلی، شعر بیانگر عشقی عمیق و حالتهای هیجانی ناشی از آن است.
هوش مصنوعی: بادهای که همواره در جام توست، نشانهای از اشکهای سرخ من است. به نظر میرسد که غنچه زیبا و قرمز رنگ تو، به شدت تشنه خون من است.
هوش مصنوعی: محفل خوش و شاداب آن است که من به طور عمدی از لیلی صحبت کنم و هر کس که حال من را بپرسد، بگوید که من دیوانهٔ او هستم.
هوش مصنوعی: چهرهی زرد من نشانهای از درد و رنجی است که در درونم دارم و این وضعیت نشاندهنده حالتی است که از خود بروز میکنم.
هوش مصنوعی: سایه موفقیت و شرافت ملاقات با تو مانند نور خورشید و بخت مبارک من است.
هوش مصنوعی: زیبایی تو به روح من صفا و روشنی میبخشد و دیدن صورت تو، زینتبخش لطافت و طبع موزون من است.
هوش مصنوعی: در میخانه، جایی برای برگزاری جشن بزرگ فریدون وجود ندارد. اینجا، گوشهی دیر مغان تنها جایی است که من، بزم فریدون را تجربه میکنم.
هوش مصنوعی: وقتی که با قلم خود به تصویر کشیدم زیبایی زلفت، دلنشینی آن به شعرم جادو و سحر خاصی بخشید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خلق را دلها کباب از چشم پر خون منست
در جگر صد پاره از اشک جگر گون منست
خاک آن کو را بخون آبی زدم، لیکن هنوز
شرمسارم زانکه خاک او به از خون منست
مهر نگشادم جراحتنامه های سینه را
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.