دود از دل من باده ی گلرنگ برآورد
زین خرقه ی تر آینه ام زنگ برآورد
هر بار نمی برد چنین مطربم از دست
این بار ندانم که چه آهنگ برآورد
عشق آمد و در چاه فراموشیم افگند
آنگاه سر او بگل و سنگ برآورد
گفتم که به یک نغمه درم جامه ی ناموس
من گفتم و مطرب بنوا چنگ برآورد
شد دیده سپید و گل مقصود نچیدیم
نخل غرض ما همه این رنگ برآورد
بس تخم امل در هوس نام فشاندیم
نامش نشنیدیم ولی ننگ برآورد
صد کوه بلا زیر و زبر کرد فغانی
هر گاه که آهی ز دل تنگ برآورد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عمیق و درونی شاعر درباره عشق و دلتنگی پرداخته است. شاعر از دود و باده صحبت میکند که نماد جدایی و درد است. او به موسیقی و هنر اشاره میکند که به او آرامش میدهد، اما در عین حال از گزندگی عشق و فراموشی نیز سخن میگوید. شاعر در تلاش است تا ناموس خود را با نغمهای حفظ کند، اما در نهایت به ناتوانی خود در رسیدن به مطلوبش اشاره میکند. در پایان، او از بار سنگین غم و بلاهای زندگی صحبت میکند که ناشی از دل تنگی اوست. این شعر نشان دهنده درگیریهای عاطفی و تلاطم درونی شاعر است.
هوش مصنوعی: دود از دل من به سمت آسمان بلند شد، و بادهای خوشرنگ از خرقهی تر من بیرون آمد؛ آینهام گرد و غبار گرفت.
هوش مصنوعی: این بار مطرب نمیتواند مرا از خود دور کند و نمیدانم که چه نغمهای را به صدا درآورده است.
هوش مصنوعی: عشق به زندگیام وارد شد و مرا در هالهای از غفلت و فراموشی غرق کرد. سپس، به دلی پر از درد و ناامیدی، مانند گل و سنگی بر سرم فرود آمد.
هوش مصنوعی: گفتم که با یک آهنگ میتوانم حرمت و آبرویم را حفظ کنم و در همین حین، نوازنده شروع به نواختن چنگ کرد.
هوش مصنوعی: چشمهامان روشن شد اما نتوانستیم مقصود و هدف خود را به دست آوریم، هدف ما فقط این بود که رنگ و زیبایی را به نمایش بگذاریم.
هوش مصنوعی: ما در آرزوی آیندهای بهتر امیدها و آرزوهایی را در دل کاشتیم، هرچند نام آنها را نشنیدیم، اما در عوض با عواقب ناگوار و ننگهایی روبهرو شدیم.
هوش مصنوعی: هر زمان که فغان و نالهای از دل پر دردش بلند میشود، به اندازهای تأثیرگذار است که میتواند کوههای سختی و مشکلات را جابجا کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تا غمزه شوخ تو بما جنگ برآورد
لعل لبت از خون دلم رنگ برآورد
برگریه و زاری و فغان من درویش
صد ناله زار از دل چون چنگ برآورد
با یاد گل روی تو ای سرو گلندام
[...]
چندان شب غم آه دل تنگ برآورد
کآیینه صبح از نفسش زنگ برآورد
سرگرم به رسوایی عشقیم که ما را
ز اندیشه ناموس و غم ننگ برآورد
در خرمن صبر من دیوانه زد آتش
[...]
گل آمد و لعلم ز دل سنگ برآورد
اشک ز تماشای چمن رنگ برآورد
می خواست ز مرغان چمن شور برآرد
یک نغمه مغنی به صد آهنگ برآورد
عشق آمد و در شهر دل آیین خرد دید
[...]
از طوطی من روی سخن رنگ برآورد
این آینه را حرف من از زنگ برآورد
از ننگ طمع نام نبود اهل سخن را
این طایفه را نام من از ننگ برآورد
فریاد کز این نغمه شناسان مخالف
[...]
چون غنچه دلم از نم خون زنگ برآورد
خون دل من عاقبت این رنگ برآورد
نه غنچه این باغم و نه لاله این دشت
عشق از چه سیهبختم و دلتنگ برآورد؟
در بزم تو امشب به دلم خوش اثری داشت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.