گنجور

 
بابافغانی

دود از دل من باده ی گلرنگ برآورد

زین خرقه ی تر آینه ام زنگ برآورد

هر بار نمی برد چنین مطربم از دست

این بار ندانم که چه آهنگ برآورد

عشق آمد و در چاه فراموشیم افگند

آنگاه سر او بگل و سنگ برآورد

گفتم که به یک نغمه درم جامه ی ناموس

من گفتم و مطرب بنوا چنگ برآورد

شد دیده سپید و گل مقصود نچیدیم

نخل غرض ما همه این رنگ برآورد

بس تخم امل در هوس نام فشاندیم

نامش نشنیدیم ولی ننگ برآورد

صد کوه بلا زیر و زبر کرد فغانی

هر گاه که آهی ز دل تنگ برآورد

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
کوهی

تا غمزه شوخ تو بما جنگ برآورد

لعل لبت از خون دلم رنگ برآورد

برگریه و زاری و فغان من درویش

صد ناله زار از دل چون چنگ برآورد

با یاد گل روی تو ای سرو گلندام

[...]

میلی

چندان شب غم آه دل تنگ برآورد

کآیینه صبح از نفسش زنگ برآورد

سر‌گرم به رسوایی عشقیم که ما را

ز اندیشه ناموس و غم ننگ برآورد

در خرمن صبر من دیوانه زد آتش

[...]

نظیری نیشابوری

گل آمد و لعلم ز دل سنگ برآورد

اشک ز تماشای چمن رنگ برآورد

می خواست ز مرغان چمن شور برآرد

یک نغمه مغنی به صد آهنگ برآورد

عشق آمد و در شهر دل آیین خرد دید

[...]

صائب تبریزی

از طوطی من روی سخن رنگ برآورد

این آینه را حرف من از زنگ برآورد

از ننگ طمع نام نبود اهل سخن را

این طایفه را نام من از ننگ برآورد

فریاد کز این نغمه شناسان مخالف

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از صائب تبریزی
قدسی مشهدی

چون غنچه دلم از نم خون زنگ برآورد

خون دل من عاقبت این رنگ برآورد

نه غنچه این باغم و نه لاله این دشت

عشق از چه سیه‌بختم و دلتنگ برآورد؟

در بزم تو امشب به دلم خوش اثری داشت

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه