ای صبا منع گرفتاری بلبل میکنی
با وجود آنکه میدانی تغافل میکنی
صبر اگر باشد توان چیدن رطب از چوب خشک
آتشت گردد ریاحین گر توکل میکنی
نفی کس لازم نمیآید ز درد عاشقی
بلکه اثباتست اگر نیکو تأمل میکنی
چون نجوشد خونت ای عاشق که در بستان او
ارغوان می چینی و نظارهٔ گل میکنی
در پریشانی مده خود را که یک سررشته است
آنچه نامش گاه زلف و گاه کاکل میکنی
گر بدانی ذره چندان نیست دور از آفتاب
ذرهای بالاتر آ تا کی تنزل میکنی
در جگر الماس داری و نمیگویی سخن
زهر مینوشی فغانی و تحمل میکنی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به عشق و دردهای ناشی از آن میپردازد. او از «صبا» یعنی نسیم به یاد بلبل میگوید که درگیر غم عشق است و این موضوع را با تغافل و بیتوجهی میبیند. شاعر به عشق و صبر اشاره میکند و میگوید اگر صبر داشته باشیم، میتوانیم از رنجها عبور کنیم. او تأکید میکند که در عشق، اثبات وجود در دردها مهمتر از نفی دیگران است. همچنین به عاشق میگوید که اگر خونش به جوش نیاید، چطور میتواند زیباییهای بستان عشق را مشاهده کند. شاعر به وضعیت پریشانی عاشق اشاره میکند و او را دعوت میکند که به خود بپردازد. در نهایت به ارزش درون انسان، همانند جواهر الماس، اشاره میکند و از تحمل زهر عشق صحبت میکند، که به معنی آگاهی از دردها و مشکلات در عین تلاش برای عبور از آنهاست.
هوش مصنوعی: ای نسیم، تو به بلبل اجازه میدهی که غم و ناراحتیاش را فراموش کند، در حالی که میدانی او واقعاً در روزگار سختی به سر میبرد و میخواهد بیتوجه به مشکلاتش، شاد باشد.
هوش مصنوعی: اگر صبر و پشتکار داشته باشی، میتوانی میوههای شیرین را حتی از درختان خشک برداشت کنی. اگر به خدا توکل کنی، همه چیز به خوبی پیش میآید.
هوش مصنوعی: درد عاشقی نیاز به رد کردن هیچکس ندارد، بلکه نشاندهنده وجود عشق است، اگر با دقت فکر کنی.
هوش مصنوعی: اگر در وجودت عشق و احساس وجود نداشته باشد، چطور میتوانی از زیباییها و لذتهای زندگی بهرهمند شوی؟ وقتی در دل عاشقی نیست، حتی در بهترین و زیباترین مکانها هم نمیتوانی شاد و سرمست باشی.
هوش مصنوعی: خود را در آشفتگی نریز، زیرا در واقع همه چیز به یک موضوع مرتبط است، چیزی که گاهی به عنوان زلف و گاهی به عنوان کاکل از آن یاد میشود.
هوش مصنوعی: اگر بدانی که ذرهای از نور آفتاب تو را از خود دور نمیکند، چرا همواره خود را پایین نگهداری؟ تا کی میخواهی در سطح پایین بمانی؟
هوش مصنوعی: تو در دل خود دُرّ و گوهرهای ارزندهای داری، اما افسانهات را بیان نمیکنی. زهر را به جان میخوری و باز هم صبر میکنی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای که فکر چاره بیماری دل میکنی
نسبت خود را به چشم یار باطل میکنی
نیست جای خرمی ماتمسرای آسمان
زیر تیغ از سادهلوحی رقص بسمل میکنی
میکند از هر سر مویت سفیدی راه مرگ
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.