بر دل فزود خال تو داغی دگر مرا
افروخت از رخ تو چراغی دگر مرا
هر جام می که در نظرم میدهی به غیر
داغیست تازه بر سر داغی دگر مرا
ایندم که بی رقیب روی، گیرمت عنان
زین خوبتر کجاست فراغی دگر مرا
هر روز بهر دفع غم از خانه همدمی
بیرون برد به گلشن و باغی دگر مرا
اما بجز نوید وصالت عجب که کس
از ره برد به لابه و لاغی دگر مرا
داغم از آن گلست فغانی درین چمن
کی دل کشد به لاله و راغی دگر مرا؟
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از احساسات عمیق خود نسبت به معشوق صحبت میکند. او با بیان اینکه عشق و زیبایی معشوقش باعث افزایش دردها و شوقهایش میشود، به شدت تحت تأثیر زیبایی او قرار دارد. هرچه بیشتر با معشوقش در ارتباط باشد، بیشتر احساس داغ و شوق میکند. شاعر در تلاش است تا از غمهای خود با تفریح و گردش در باغها و گلستانها رهایی یابد، اما متوجه میشود که هیچ چیز نمیتواند جایگزین وصال معشوقش شود. در پایان، او به این نتیجه میرسد که زیباییهای طبیعی دیگر نمیتواند تسلیبخش دل او باشد، زیرا همه چیز تحت تأثیر عشق اوست.
هوش مصنوعی: نقش زیبای چهرهات بر دل من باعث شده که احساسات جدیدی را تجربه کنم و از نور چهرهات روشنی و گرمای تازهای در وجودم به وجود آمده است.
هوش مصنوعی: هر غیر از می که در مقابل من میگذاری، فقط باعث میشود که داغی تازهای بر زخم قدیمیام اضافه شود.
هوش مصنوعی: در این لحظه که تو بدون هیچ رقیبی نزد من هستی، دلم میخواهد بدانم کجای دیگری میتوانم آرامش بیشتری پیدا کنم.
هوش مصنوعی: هر روز برای فرار از غم و اندوه، دوستی را از خانه بیرون میبرم تا به باغ و گلستانی دیگر برویم.
هوش مصنوعی: به جز خبر خوش وصالت، تعجب است که هیچکس از راههای دیگر نتوانسته به من برسد.
هوش مصنوعی: درد من از آن گل است که در این باغ میخواند. حالا چه کسی دلش به گل لاله و دیگر زیباییها خوش شود؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.