گل خود روی مرا بوی بنی آدم نیست
آنچه من می طلبم در چمن عالم نیست
عیبم این است که دستم ز زر و سیم تهیست
ورنه از تحفه ی دردم سر مویی کم نیست
غرض از مهلت ده روزه ام اثبات وفاست
ورنه گر باشم و گر نیز نباشم غم نیست
بر خراش دل آزرده ی من ساغر عیش
آبگینه ست اگر دست دهد مرهم نیست
چون گشاید ز سر رشته ی امید گره؟
هر که در سلسله ی مهر و وفا محکم نیست
هر دم از عشق به صد ماتم و حسرت گذرد
وقت آسوده دلی خوش که درین ماتم نیست
اول و آخر عشاق درستست بعشق
نام این زنده دلان تازه همین یکدم نیست
گرچه صد بار حسود از سخنم پند گرفت
همچنان گر دهنش باز کنی ملزم نیست
از فلک نیست فغانی طمع خاطر شاد
در چنین منزل ویران که دلی خرم نیست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان احساسات خود درباره عشق و وفا میپردازد. او میگوید که زیبایی و لذتهای دنیوی برایش جذاب نیست و آنچه که واقعاً میطلبد در این دنیا نیست. شاعر با ابراز ناامیدی از وضعیت خود و کمبود دارایی مادی، تاکید میکند که درونش سرشار از درد و غم است. او به مفهوم وفا و عشق واقعی اشاره میکند و میگوید که در این دنیای ویران و بیحالی، امیدی به شادابی نیست. در پایان، شاعر به این نکته میرسد که هرچند حسادتهای دیگران را نمیبیند، اما هنوز در دل خود عشق و وفای واقعی را جستجو میکند.
هوش مصنوعی: من نمیتوانم بوی گلی را که در چهرهام نمایان است نسبت به بوی انسانها مقایسه کنم؛ چرا که آنچه من در دنیای چمنها به دنبالش هستم، وجود ندارد.
هوش مصنوعی: نقص من این است که پول و ثروت ندارم، وگرنه از هدیههای دردم چیزی کم ندارم.
هوش مصنوعی: هدف من از دادن مهلت ده روزه، نشان دادن صداقت و وفای من است. در غیر این صورت، چه من باشم و چه نباشم، برایم مهم نیست.
هوش مصنوعی: دل آزرده و جریحهدار من، تنها نوشیدنی شادی و خوشیام همان جام شفاف و زرق و برقدار است. اگرچه اگر بر آن دل زخم من مرهمی وجود داشته باشد، اما من به آن دسترسی ندارم و نمیتوانم آن را بیابم.
هوش مصنوعی: زمانی که امید از دست برود، چه زمانی میتوانیم انتظار باز شدن مشکلات را داشته باشیم؟ هر کسی که در عشق و وفا استوار نباشد، به زودی دچار سردرگمی و ناامیدی میشود.
هوش مصنوعی: هر لحظه از عشق، پر از غم و آرزوهای برآورده نشده است، اما وقتی دلی راحت و آرام باشد، دیگر در این غمها چیزی وجود ندارد.
هوش مصنوعی: عشق عاشقان همیشه و در همه حال از ابتدا تا انتها حقیقی و درست است و این تپشهای زندهدلها فقط متعلق به یک لحظه نیست.
هوش مصنوعی: با وجود اینکه حسودان بارها از گفتارم عبرت گرفتهاند، اما اگر دهانشان را باز کنی، همچنان موظف به پذیرش نیستند.
هوش مصنوعی: از آسمان فریادی نمیآید، امیدوار به خوشی در این خانه ویران نیست؛ چرا که دل شاد و خوشحال در اینجا وجود ندارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
سر سودای تو را سینهٔ ما محرم نیست
سینهٔ ما چه که ارواح ملایک هم نیست
کالبد کیست که بیند حرم وصل تو را
کانکه جان است به درگاه تو هم محرم نیست
خاک آن ره که سگ کوی تو بگذشت بر او
[...]
آن نگینی که منش می طلبم باجم نیست
وان مسیحی که منش دیده ام از مریم نیست
انک از خاک رهش آدم خاکی گردیست
ظاهر آنست که از نسل بنی آدم نیست
گرچه غم دارم و غمخوار ندارم لیکن
[...]
گر مرا سر رود اندر غم جانان غم نیست
عاشق شیفته دل را خبر از عالم نیست
عهد بستی که دگر از تو نه بردارم دل
ترسم آنست که پیمان بنان محکم نیست
دارم از دست تو بسیار شکابت لیکن
[...]
من دگر دم نزنم گر چه دمم همدم نیست
خود مرا زهره که پیش تو بر آرم دم نیست
مردم دیده برون میکنم از خانهٔ چشم
تا نبیند رخ خوب تو که او محرم نیست
دل سخت تو به هنگام جفا چون سنگ است
[...]
هر که با جام می لعل لبش همدم نیست
در حریم حرم حرمت ما محرم نیست
دل به نیش است که هر نوش ندارد سودش
سینه زخمی است که خوشنود به هر مرهم نیست
کمر صحبت این راه ببندی ور نه
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.