آه کز هجر تو شبها باده خون دانستهام
خوردهام خون و شراب لالهگون دانستهام
سوزدم هرکسی به لطفی، این سزای آنکه من
دیدهام شور اسیران و جنون دانستهام
خواهدم امروز از هر روز نیکوتر گذشت
زان که من نظاره رویت شگون دانستهام
خاطرت هردم به سویی میکشد بیاختیار
در سرت ای گل هوایی هست، چون دانستهام
سوزدم هر بیوفا بهر نگاهی هر زمان
ای فغانی قدر آن دلجو کنون دانستهام
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از درد و اندوهی که به خاطر جدایی از محبوبش دارد میگوید. او به شدت احساس تنگی و شیدایی کرده و از تجربههای تلخ و شیرینی که داشته، سخن میگوید. همچنین، او به عشق و زیبایی محبوبش اشاره کرده و خواهان گذراندن روزهای بهتر است. در نهایت، او به بیوفاییها و ناپایداری عشقها اشاره میکند و از محبوبش میخواهد که ارزش دلجوها را بفهمد.
هوش مصنوعی: ای کاش میتوانستم بگویم که در غم دوری تو، شبها به جای شراب، اشک ریختهام و حقیقتاً زهر جدایی را به طعم شراب سرخ رنگ درک کردهام.
هوش مصنوعی: هر کسی را که با محبت و مهربانی سوزاندهام، نتیجهاش این است که من درک کردهام چه حال و روزی دارند آنهایی که اسیر عشقاند و دیوانهوار درگیر آن شدهاند.
هوش مصنوعی: امروز را میخواهم بهتر از هر روز دیگر بگذرانم، زیرا وجود تو را نشانهی خوببختی میدانم.
هوش مصنوعی: ذهن من همیشه به جایی میبردت بدون اینکه خودم بخواهم. ای گل، در دل من یک حس و حال خاص وجود دارد، که حالا به آن پی بردهام.
هوش مصنوعی: هر بیوفایی که برای یک نگاهش آتش به جانم زد، به خاطر فغان و نالهام، حالا فهمیدهام که قدر آن دلجو را باید دانست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خضر اگر آب حیات آورد، خون دانستهام
هرچه پیش آمد، ز بخت واژگون دانستهام
روز از روزم بتر شد، شوق بر شوقم فزود
هرچه ناصح خواند در گوشم، فسون دانستهام
دید اندک گرمیای از غیر، از من پا کشید
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.