شبست و ما همه جویای می ایاغ کجاست
چه تیر گیست درین انجمن چراغ کجاست
چه شد که باده ی ما دیر می رسد امروز
حرارت نفس تشنگان داغ کجاست
براه میکده گم کرده ایم گوهر عقل
کجاست اهل دلی تا دهد سراغ کجاست
نه می که گر خورم آب حیات غصه شود
مفرحی که دهد یکزمان فراغ کجاست
من و هوای تو، پروای هیچ کارم نیست
چنین خیال که من می پزم دماغ کجاست
بخلوتی که گلی نیست رنگ و بویی نیست
دلم گرفت درین خانه طرف باغ کجاست
دران مقام که بستند بلبلان دم عشق
تو خود بگوی فغانی، مجال زاغ کجاست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر در جستجوی می و باده است و از کمبود شادی و زندگی در محیط خود ابراز ناامیدی میکند. او از تاریکی و غیاب عشق و شور زندگی شکایت دارد و میپرسد که چرا باده و شادی به تأخیر افتادهاند. همچنین، او به گمکردن عقل و بخلوتی و بیحالی خود اشاره میکند و در نهایت، از فقدان عشق و آزادی در وجودش مینالد. این اشعار نشاندهنده احساس تنهایی و yearning برای عشق و نشاط زندگی است.
هوش مصنوعی: شب است و همه ما در جستجوی شراب هستیم، نمیدانیم شراب در کجاست و چه تیرهگوری در این جمع وجود دارد که چراغش در کجاست.
هوش مصنوعی: چرا امروز شراب ما دیر به دست میرسد؟ کجاست آن حرارتی که دلهای تشنه را میسوزاند؟
هوش مصنوعی: در راه میکده، ما گوهر عقل را گم کردهایم. آیا شخصی از اهل دل هست که بتواند نشانی آن را به ما دهد؟
هوش مصنوعی: اگر شرابی بنوشم که آب حیات باشد، غم من از بین میرود. اما شادیای که به من میدهد، کجا میتواند باشد که تنها برای یک لحظه آرامش میآورد؟
هوش مصنوعی: من و شرایطی که به خاطر تو دارم، هیچ دغدغهای ندارم. فقط به این فکر میکنم که در این وضعیت چه کار میتوانم بکنم.
هوش مصنوعی: در مکانی که هیچ گلی وجود ندارد و خبری از رنگ و بوی خوش نیست، دلم گرفته است. در این خانه، نمیدانم باغ کجاست.
هوش مصنوعی: در جایی که عاشقان به خاطر عشق تو به سر و صدا و فغان افتادهاند، خودت بگو که فرصت و جایی برای زاغ و دیگران وجود دارد؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
اسیر عشق ترا میل گشت باغ کجاست
وگر به باغ رود هم، دمی فراغ کجاست
چراغ خانه من ای پری رخ خوبت
وگرنه خانه دیوانه را چراغ کجاست
نگویمت که دگر سینهام به داغ مسوز
[...]
خمار می به لبم قفل زد ایاغ کجاست؟
کلید میکده گم کرده ام چراغ کجاست؟
نه عندلیب غزل خوان نه شاخ گل خندان
درین بهار کسی را دل و دماغ کجاست؟
شکوفه را به نم ابر جامه در گرو است
[...]
ز عقل و هوش به تنگ آمدم ایاغ کجاست؟
در آتشم ز پر و بال خود، چراغ کجاست؟
گرفته هوش گریبان من، پیاله چه شد؟
خرد به فرق سرم پافشرده، داغ کجاست؟
ز ابر روغن بادام اگر به خاک چکد
[...]
دلی که عشق نکردش چو لاله داغ کجاست
خبر دهید که فانوس بیچراغ کجاست
به دیده خون ز دلم دیردیر میآید
کسی که زود کند باده در ایاغ کجاست
هزار داغ به دل دارم و نمیدانم
[...]
شراب تشنه بسی موج زد، ایاغ کجاست؟
کباب سوختگی بوی زد، دماغ کجاست؟
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.