چون بدلسوزی من یار زبان تیز کند
بسخن پسته ی خندان شکر آمیز کند
گر دهان تلخی فرهاد بدآمد، شیرین
خنده بر انجمن عشرت پرویز کند
عقل را جادوی بابل کند از غایت شوق
عشق هر نکته که از لعل تو انگیز کند
دانه ی مرغ بلا خواره همان سنگ بلاست
آسمان گر چمن دهر گهر ریز کند
وه چه دیده ست فغانی ز پی کسب نظر
گر بفردوس رود رغبت تبریز کند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این بند شعری، شاعر به تمجید از عشق و زیبایی معشوق میپردازد و نشان میدهد که چگونه عشق میتواند حتی تلخیها را به تلذذ و شیرینی تبدیل کند. او به قدرت عشق و تاثیر شگرف آن بر عقل و فراق اشاره میکند و این که حتی در درد و سختیها، زیباییهای عشق وجود دارد. همچنین به تماشای زیباییهای عشق و تأثیر آن بر احساسات و عواطف اشاره شده است. در نهایت، شاعر به آرزوی رسیدن به معشوق و زیباییهایش اشاره میکند.
هوش مصنوعی: وقتی که من بخاطر دلسوزی خودم با کسی صحبت میکنم، زبانم تند و تیز میشود و با کلام شیرین و خوشایند، به او خوشبینی و امید میدهم.
هوش مصنوعی: اگر فرهاد با زبانی تلخ سخن بگوید، پرویز با خندهای شیرین در جمع شادی حاضر میشود.
هوش مصنوعی: عقل در عشق تو به اندازهای شگفتانگیز و جادویی میشود که هر نکتهای که از زیباییات به یاد آورد، به شدت تحت تأثیر قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: دانهای که مرغ بلا از آن تغذیه میکند، همان سنگ بلا است. اگر آسمان بخواهد در دنیای این روزها، چیزهای با ارزشی به زمین بریزد، باید آنها را زیر فشار و سختی جوانه بزند.
هوش مصنوعی: چه دیده است فغانی برای جلب نظر دیگران! اگر به بهشت برود، با اشتیاق به تبریز خواهد رفت.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گرنه ابرو ترش آن غمزه خونریز کند
بر لب لعل تو دندان همه کس تیز کند
تا فلک دیدترا ز یوسف بگذاشت
باغبان تربیت گلبن نو خیز کند
نرگس مست نو گر رهزن مردم نشود
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.