مدام از کشت امیدم خس و خاشاک میروید
عجب گر بر مراد من گلی از خاک میروید
چو من بیبهرهام از عشرت دنیا چه سودم زان
که بر طرف چمن گل میدمد یا تاک میروید
پریشانم ز سعد و نحس گردون آه ازین گلها
که نونو بهر من از گلشن افلاک میروید
مرا از هر گل نو در جگر خاریست پنداری
ز خاک بخت من آن هم به صد امساک میروید
منم در عالم و این دانههای اشک بیقیمت
که از دلهای ریش و سینههای چاک میروید
دمی باقیست دامن برمچین از آب و خاک من
هنوز اندک گیاهی زین گل نمناک میروید
فغانی پاک شو تا مهر گردد کینهٔ دشمن
که داروی محبت از زمین پاک میروید
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از ناامیدی و اندوه خود سخن میگوید و به کشت امید و خرمی که در زندگیاش نتوانسته ببیند، اشاره میکند. او احساس میکند که با وجود زیباییهای دنیا، همچنان بیبهره است و تنها رنج و درد را تجربه میکند. شاعر از اینکه گلها و زیباییها در اطرافش وجود دارند، اما خودش از آنها بینصیب است، شکایت میکند. او به زخمهای دل و اشکهایی که از غم میریزد، اشاره میکند و در پایان به این نتیجه میرسد که باید از کینه و دشمنی فاصله بگیرد تا محبت و دوستی در دلها بوجود آید.
هوش مصنوعی: مدام در دل من ناامیدی و مشکلاتی به وجود میآید، با این حال اگر روزی بتوانم به آرزوهایم برسم، تعجبی نخواهد داشت که از دل خاک یک گل زیبای امید بروید.
هوش مصنوعی: وقتی من از لذتهای دنیایی بیبهرهام، چه فایده دارد که گلها در باغ میشکفند یا انگور درختان میروید؟
هوش مصنوعی: من از سرنوشت خوب و بد این دنیا ناراحتم و آه از این گلها که برای من از باغهای آسمانی میرویید.
هوش مصنوعی: در دلم از هر گل تازه، تلخی و زخم وجود دارد. گویی از سرنوشت من، که به سختی و با کماهمیتی به وجود آمده، چیزی نمیروید.
هوش مصنوعی: من در این جهان حضور دارم و این اشکهای بیارزش که از دلهای شکسته و سینههای زخمدار جاری میشوند، به وجود آمدهاند.
هوش مصنوعی: زمان زیادی نمانده است، پس دامن خود را از آب و خاک جمع کن. هنوز هم اندکی گیاه از این گل تر و تازه میروید.
هوش مصنوعی: برای اینکه کینه و دشمنی از بین برود و محبت به وجود بیاید، باید خود را از آلودگیها و کدورتها پاک کنی، چرا که عشق و محبت به مانند گیاهی است که تنها در زمین پاک و خالص رشد میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ز روی آتش سوزان اگر خاشاک می روید
شهیدان محبت را ، گیاه از خاک می روید
ز چاک سینه ام صد شعله می خیزد، همین باشد
گیاهی کز زمین سینه های چاک می روید
کجا گردد نهان خونریزی چابک سوار من
[...]
مگر با هر گیاهی یا گلی کز خاک میروید
بلایی یا غمی بهر من غمناک میروید
نمیدانم چه طالع دارم این کز گلستان عشق
همه خلق جهان را گل مرا خاشاک میروید
بیا ای آنکه حسرت میبری بر کشت امیدم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.