تا بکی خندیدن و دل گرمی افزودن چو شمع
آب دندان گشتن و آتش زبان بودن چو شمع
گاه ناپیدا شدن از دیده ها چون شبچراغ
گاه خشک و تر بنور خویش بنمودن چو شمع
از دلم هر قطره خون، تبخاله یی شد جانگداز
گرد لب تا کی زبان آتشین سودن چو شمع
سوختم، آنم بروز آرام نگرفتن چو مهر
خوردن دود چراغم این و نغنودن چو شمع
از من این اشک چو پروین ریختن وز مهوشان
گوش و گردن را بلعل و در برآمودن چو شمع
کمترین طاعت بود در گوشه ی محراب عشق
روزها استادن و شبها نیاسودن چو شمع
دیدن از دور و بزاری سوختن پروانه وار
به که مجلس را به آب دیده آلودن چو شمع
آه از این آتش پرستیدن فغانی با خود آی
چند در دیر مغان زنار بگشودن چو شمع
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن به نوعی احساسات عمیق و دردهای عاشقانه را با نمادهایی از شمع و پروانه بیان میکند. شاعر به خندیدن و دلگرمی میپردازد، اما این شادی سطحی و موقتی است. او از آتش زبان و دوگانگیهای وجودی سخن میگوید، مثل شمعی که گاهی ناپیداست و گاهی نور میافشاند. درد و عذاب درونی نیز از قطرات خون در دل او میجوشد. او به عشق و عبادت در عشق اشاره میکند و به سوختن جان پروانهها در آتش عشق مینگرد. در نهایت، شاعر از سرخوردگی و نالهای در دل خود در مواجهه با دنیای مغان و پیچیدگیهای آن میگوید.
هوش مصنوعی: هرگز نخواهی توانست به طور مداوم و بیدرد زندگی کنی، چون چهرهات مانند شمعی است که میسوزد و آب میشود و زبانت همچنین آتشین و پر از درد خواهد بود.
هوش مصنوعی: گاهی انسان به طور ناگهانی از نظرها ناپدید میشود، مانند چراغی که در تاریکی نورش را پنهان میکند. و گاهی هم مثل شمع، نور خود را هم درخشانی و هم در خفی نازکی نشان میدهد.
هوش مصنوعی: هر قطرهای از دل من همانند درد و اندوهی جانسوز است. تا چه زمانی باید در آتش احساسات خود بسوزم، مانند شمعی که در حال ذوب شدن است؟
هوش مصنوعی: من در آتش عشق سوختهام و آرامش ندارم، مثل ستارهای که آتش خود را خاموش نمیکند. وجودم مانند شمعی است که در حال ذوب شدن است و دودی از روشناییام بهوجود میآید، اما همچنان درخشانم و غم را در خود نگه داشتهام.
هوش مصنوعی: از چشمان من اشک چون ستارهها ریخته شد و زیباییها را مانند لعلِ درخشانی به تصویر کشیدند، گویی که شمعی درخشید.
هوش مصنوعی: حداقل عبادت در کنار محراب عشق آن است که روزها ایستاده باشیم و شبها مثل شمع آرام و بیخودی در مقابل عشق نیاساییم.
هوش مصنوعی: بهتر است از دور نظارهگر حوادث باشی و مانند پروانه به عشق بسوزی، تا اینکه در جمعی حضور داشته باشی و با اشک و غم دل دیگران را آزار دهی مانند شمعی که در مجلس میسوزد.
هوش مصنوعی: اه چقدر دردناک است که در آتش عشق بسوزم. هر چند که با خودم فریاد میزنم، در میخانهی مغان، بند و زنجیرها را مثل شمعی که ذوب میشود، میگشایم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.