گنجور

برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با اشعار لازم است ابتدا با نام کاربری خود وارد گنجور شوید.

ورود به گنجور

 
نظیری نیشابوری
 

فهرست شعرها به ترتیب آخر حرف قافیه گردآوری شده است. برای پیدا کردن یک شعر کافی است حرف آخر قافیهٔ آن را در نظر بگیرید تا بتوانید آن را پیدا کنید.

مثلاً برای پیدا کردن شعری که مصرع «عمر اگر باقیست رنجش ها کهن خواهد شدن» مصرع اول یکی از بیتهای آن است باید شعرهایی را نگاه کنید که آخر حرف قافیهٔ آنها «ن» است.

حرف آخر قافیه

الف
ب
ت
ث
ج
چ
ح
خ
د
ذ
ر
ز
س
ش
ص
ض
ط
ظ
ع
غ
ف
ق
ک
گ
ل
م
ن
و
ه
ی

شمارهٔ ۱: اذا ماشئت ان تحیی حیوة حلوة المحیا

شمارهٔ ۲: مانند سراب بند بر پا

شمارهٔ ۳: در پرده ره ندادند وقت سخن صبا را

شمارهٔ ۴: زبان پیام هوس داشت شستم انشا را

شمارهٔ ۵: تو اگر ز کعبه راندی، و گر از بهشت ما را

شمارهٔ ۶: برای خشت خم خوبیم گو آن پیر ترسا را

شمارهٔ ۷: ای کرده خراب خانه‌ها را

شمارهٔ ۸: ز شهر دوست می‌آیم پیام عشق بر لب‌ها

شمارهٔ ۹: طعم هلال می‌دهد زهر فراقت آب را

شمارهٔ ۱۰: دارد ز غمزه حجت قاطع حبیب ما

شمارهٔ ۱۱: شرم می‌آید ز قاصد طفل محبوب مرا

شمارهٔ ۱۲: بگذر از عشق که نه خطوه نه گامست اینجا

شمارهٔ ۱۳: به زیر هر بن مو چشم روشنی‌ست مرا

شمارهٔ ۱۴: صفا از عقده دل‌هاست آن زلف معقد را

شمارهٔ ۱۵: نه عدم بود و نی وجود اینجا

شمارهٔ ۱۶: طاعت ما نیست غیر از ورزش پندار ما

شمارهٔ ۱۷: بر فلک تابد مسیحا رشته زنار ما

شمارهٔ ۱۸: نشسته در ظلمم با قمر چه کار مرا

شمارهٔ ۱۹: نگاه گم شده در راه کوی یار مرا

شمارهٔ ۲۰: چه منت از مدد روزگار بر سر ما

شمارهٔ ۲۱: دیدمش در دل نهفتم آه بی‌تأثیر را

شمارهٔ ۲۲: چند از مؤذن بشنوم توحید شرک‌آمیز را

شمارهٔ ۲۳: ز بس بود دل خود کام ناسپاس مرا

شمارهٔ ۲۴: با شهپر عنقا چه نوا بال مگس را

شمارهٔ ۲۵: کردم ز شکوه منع دل زار خویش را

شمارهٔ ۲۶: غبار از دل به مژگان روبم و بینم نشانش را

شمارهٔ ۲۷: بانگ نی می برد ز هوش مرا

شمارهٔ ۲۸: فراق دوستان بسیار پیش آمد دل ما را

شمارهٔ ۲۹: ای از کرم نریخته خون سبیل را

شمارهٔ ۳۰: در خور اگر نییم می لعل فام را

شمارهٔ ۳۱: مستی ربوده از کف هستی زمام ما

شمارهٔ ۳۲: تمکین خرد برد ز سر شور و شرم را

شمارهٔ ۳۳: ساقی بشو دورنگی امید و بیم را

شمارهٔ ۳۴: بر رخ شکستم از خطا رنگ امید و بیم را

شمارهٔ ۳۵: پروانه ایم و شعله بود آشیان ما

شمارهٔ ۳۶: ز حرمانم غمی در خاطر یاران شود پیدا

شمارهٔ ۳۷: ز عاشق می شود معشوق را نام و نشان پیدا

شمارهٔ ۳۸: گل خلعت نو داد دگر شاخ کهن را

شمارهٔ ۳۹: جز نام صنم نقش مکن لوح جبین را

شمارهٔ ۴۰: دلا گداز که آیینه کرده سنگ تو را

شمارهٔ ۴۱: به صاف صبح نگه کن سر سبو بگشا

شمارهٔ ۴۲: امشب خوش آشناست به رویش نگاه ما

شمارهٔ ۴۳: هرگه رقم کنم به تو عذر گناه را

شمارهٔ ۴۴: از چاه غبغبش به درآورده ماه را

شمارهٔ ۴۵: از کف نمی دهد دل آسان ربوده را

شمارهٔ ۴۶: تا به کی بر خرقه بندم جسم غم فرسوده را

شمارهٔ ۴۷: نظر بر روی او دزدیده بگشا

شمارهٔ ۴۸: از پی آشوب ما، در زلف دارد شانه را

شمارهٔ ۴۹: نیست زین مزرع آب و دانه ما

شمارهٔ ۵۰: ازین ویرانه تر می خواستم ویرانه خود را

شمارهٔ ۵۱: هر روز جویم آب رخ روز رفته را

شمارهٔ ۵۲: به بریدن نرود ذوق تو ز اندیشه ما

شمارهٔ ۵۳: دل شکسته بود تحفه خزینه ما

شمارهٔ ۵۴: آن که بر ما رقم کین زده از کینه ما

شمارهٔ ۵۵: گر به سخن درآورم عشق سخن سرای را

شمارهٔ ۵۶: زیستم بس که به تدبیر خود از خامی‌ها

شمارهٔ ۵۷: به غیر از رنگ و بویی نیست این عشق مجازی را

شمارهٔ ۵۸: کجا بودی که امشب سوختی آزرده جانی را

شمارهٔ ۵۹: ادب گرفته عنان خمار و مستی ما

شمارهٔ ۶۰: خانه در کوی مغان کردم خراب

شمارهٔ ۶۱: آن که شب داد توبه ام ز شراب

شمارهٔ ۶۲: چون غنچه دل مبند و چو بو بر هوا متاب

شمارهٔ ۶۳: سحر منادی بلبل به گلستان دریاب

شمارهٔ ۶۴: عشق دهد با دل شوریده تاب

شمارهٔ ۶۵: میم در جام و ماهم تا سحر بر روزنست امشب

شمارهٔ ۶۶: سبزه عیش ز بوم و بر هجران مطلب

شمارهٔ ۶۷: می باش و از مزاج حریفان نشان طلب

شمارهٔ ۶۸: عشق تو بند علایق ز ره ما برداشت

شمارهٔ ۶۹: صافی شوم از کون که در درد صفا نیست

شمارهٔ ۷۰: ناله ما نغمه اهل نوا را گرم ساخت

شمارهٔ ۷۱: آن دهد در گریه پند ما که با ما دشمن است

شمارهٔ ۷۲: گر شرر گر شعله هرجا گشت پیدا آتش است

شمارهٔ ۷۳: نشاط عید گدا عجب پادشا بشکست

شمارهٔ ۷۴: نظر به ظاهر و صیاد در خفا خفتست

شمارهٔ ۷۵: گریزد از صف ما هر که مرد غوغا نیست

شمارهٔ ۷۶: حریف دردی و صافی نیی خطا اینجاست

شمارهٔ ۷۷: بی تو دوشم در درازی از شب یلدا گذشت

شمارهٔ ۷۸: امروز آنچه تاج سر ماست دست ماست

شمارهٔ ۷۹: این نخل که از چشمه جان رسته که کشتست؟

شمارهٔ ۸۰: در شهر ما به دولت عشق احتیاج نیست

شمارهٔ ۸۱: آنچه رحم از دل برد تأثیر فریاد منست

شمارهٔ ۸۲: پیش مشتاق تو ویرانه و آباد یکی است

شمارهٔ ۸۳: به حرف اهل غرض قرب و بعد ما بندست

شمارهٔ ۸۴: فخر والانسبتان از بند اوست

شمارهٔ ۸۵: لخت دل بر جیب و جیبم بر کنار افتاده است

شمارهٔ ۸۶: ره حریف گرفتم که شیشه یار منست

شمارهٔ ۸۷: هر که را معنی نمی خیزد ز دل گفتار نیست

شمارهٔ ۸۸: یک آه گرم صیقل زنگار عالمست

شمارهٔ ۸۹: دلی دارم که طاقت کار او نیست

شمارهٔ ۹۰: معشوقه من قبله نما قبله نظر گشت

شمارهٔ ۹۱: جز محبت، هرچه بردم سود در محشر نداشت

شمارهٔ ۹۲: عشق است که علم دو جهان مختصر اوست

شمارهٔ ۹۳: خواهم این بستان پرغم را به شوری درشکست

شمارهٔ ۹۴: دل به قرب و بعد ازو مهجور نیست

شمارهٔ ۹۵: عشق عصیانست اگر مستور نیست

شمارهٔ ۹۶: هیچ راز از دیده صاحب تمیزان دور نیست

شمارهٔ ۹۷: هرکس شهید آن مژه های درازنیست

شمارهٔ ۹۸: گشت دوزخ شرری ز آتش سودایش ریخت

شمارهٔ ۹۹: قرعه بر وصل زند دیده و سامانش نیست

شمارهٔ ۱۰۰: هرکه نوشید می شوق تو نسیانش نیست

شمارهٔ ۱۰۱: خمار می به لبم قفل زد ایاغ کجاست؟

شمارهٔ ۱۰۲: بی عشق عقل را هنری در دماغ نیست

شمارهٔ ۱۰۳: هجران نمکی سودو به داغ دل ما ریخت

شمارهٔ ۱۰۴: به شرح حالت من نامه ها در اطرافست

شمارهٔ ۱۰۵: کس ننمود جرعه یی کز جگرم گزک نخواست

شمارهٔ ۱۰۶: چنان ز خانه برون رفتنم به دل ننگ است

شمارهٔ ۱۰۷: زهی نسخه آفرینش جمالت

شمارهٔ ۱۰۸: تو را به کعبه مرا کار با دل افتادست

شمارهٔ ۱۰۹: در خون دیده گشته تنم بسمل تو نیست

شمارهٔ ۱۱۰: گه تجلی مانع است و گاه هجران حایل است

شمارهٔ ۱۱۱: ذوقی به کمالست و وصالی به دوامست

شمارهٔ ۱۱۲: نشست پهلوی من وز رقیب جام گرفت

شمارهٔ ۱۱۳: عشق را کام به عهد دل خود کام تو نیست

شمارهٔ ۱۱۴: اخترشناس در روش بخت من گم است

شمارهٔ ۱۱۵: بویی از آن دو سلسله خم به خم گذشت

شمارهٔ ۱۱۶: فرحی نیست که در پهلوی آن صد غم نیست

شمارهٔ ۱۱۷: گر کند گیتی وفایی با وفاداران خوش است

شمارهٔ ۱۱۸: بیا که مردم و بر راه چشم جان بازست

شمارهٔ ۱۱۹: ابری به نظر آمد و برقی ز میان جست

شمارهٔ ۱۲۰: هین قدح، شمع شبستان این است

شمارهٔ ۱۲۱: زبان طعنه ما کوته از بریدن نیست

شمارهٔ ۱۲۲: داغ دل در عشق افسردن نمی‌داند که چیست

شمارهٔ ۱۲۳: هوا بدیهه رسانست و باغ موزون است

شمارهٔ ۱۲۴: محبت تو به هر دل نشست کین ننشست

شمارهٔ ۱۲۵: بختم این بس که مشتری شده دوست

شمارهٔ ۱۲۶: باز دل جایی گل دیوانگی بو کرده است

شمارهٔ ۱۲۷: خوی شه عربده جو افتادست

شمارهٔ ۱۲۸: داند اخلاص مرا وز حال من آگاه نیست

شمارهٔ ۱۲۹: این پیش خیل کج کلهان از سپاه کیست؟

شمارهٔ ۱۳۰: شهر ویران شده گریه مستانه ماست

شمارهٔ ۱۳۱: جمال ساقی ما در ضمیر لاله گذشت

شمارهٔ ۱۳۲: شب از فسانه ام ز جنون خانه پر شدست

شمارهٔ ۱۳۳: گل بیداد دسته بسته اوست

شمارهٔ ۱۳۴: دل که جمعست غم بی سر و سامانی نیست

شمارهٔ ۱۳۵: شور چمن ز نغمه آزادی من است

شمارهٔ ۱۳۶: آن که صد نامه ما خواند و جوابی ننوشت

شمارهٔ ۱۳۷: جزای حسن عمل در شریعت عربیست

شمارهٔ ۱۳۸: غیر من در پس این پرده سخن سازی هست

شمارهٔ ۱۳۹: عشق مرا زبان حکایت بریدنیست

شمارهٔ ۱۴۰: رفتی به بزم غیر و نکونامی تو رفت

شمارهٔ ۱۴۱: عطاش را نه صوابست و نه خطا باعث

شمارهٔ ۱۴۲: بر طبع ساده زود شود خوشگوار بحث

شمارهٔ ۱۴۳: فسون خط تو پیغام بعثت و شب داج

شمارهٔ ۱۴۴: ای کعبه که گردت ننشیند به صفا هیچ

شمارهٔ ۱۴۵: گوش گل می درد از مژده هنگام صبوح

شمارهٔ ۱۴۶: دهل و نای دریدیم به آوازه صبح

شمارهٔ ۱۴۷: مانده ام با دلی از هجر عزیزان مجروح

شمارهٔ ۱۴۸: چگونه نام تو آریم بر زبان گستاخ

شمارهٔ ۱۴۹: چو نیست حد که به بالین نهیم سر گستاخ

شمارهٔ ۱۵۰: بیگانه چون رود به در آشنا رود

شمارهٔ ۱۵۱: بر قفا چشمت نمی افتد چو این در واشود

شمارهٔ ۱۵۲: دوران می حسرت همه در ساغر ما کرد

شمارهٔ ۱۵۳: می‌روم جایی که غم آنجا ز دل‌ها می‌رود

شمارهٔ ۱۵۴: هر سحر سلسله از پای سحر بگشایند

شمارهٔ ۱۵۵: مجلس چو بر شکست تماشا به ما رسید

شمارهٔ ۱۵۶: در آشیان ما پر و بال هما رسید

شمارهٔ ۱۵۷: در به روی عیش تا بستیم دیگر وانشد

شمارهٔ ۱۵۸: آن بخت فتنه جو که تو دیدی به خواب شد

شمارهٔ ۱۵۹: گر تشنه بر سر خم میرم عجب نباشد

شمارهٔ ۱۶۰: چه شور بود؟ که عشقت به من کرامت کرد

شمارهٔ ۱۶۱: ناله را نیست اثر کز تو شکایت دارد

شمارهٔ ۱۶۲: به هوش سیر چمن کن که شاهدان مستند

شمارهٔ ۱۶۳: نه دل آزاد پای بست شود

شمارهٔ ۱۶۴: چه خوست کاین دل کافر نهاد من دارد

شمارهٔ ۱۶۵: هوس چو دیر کشد شعله در نهاد افتد

شمارهٔ ۱۶۶: هوس پروانه است اما به گرد دود می‌گردد

شمارهٔ ۱۶۷: عالم از عشق در وجود آمد

شمارهٔ ۱۶۸: روز ازلم بود به نابود نهفتند

شمارهٔ ۱۶۹: شمع را زنده دلی در شب تار آخر شد

شمارهٔ ۱۷۰: کمال عاشقی حیرانی دیدار می‌آرد

شمارهٔ ۱۷۱: آن را که قبول تو خریدار نباشد

شمارهٔ ۱۷۲: دوشینه سرودی دل افگار برآورد

شمارهٔ ۱۷۳: نشان آن که کردم قطع امید از دیار خود

شمارهٔ ۱۷۴: ز نکهت سحری شوق یار می‌خیزد

شمارهٔ ۱۷۵: جهان جوان شد و عقد بهار می‌بندد

شمارهٔ ۱۷۶: بزمت غم بار ما ندارد

شمارهٔ ۱۷۷: باز نرگس را گلستان صاحب افسر کند

شمارهٔ ۱۷۸: وقت شد سبزه فرش در پیچد

شمارهٔ ۱۷۹: هنوز راه نگاهم به بام و در ندهند

شمارهٔ ۱۸۰: باعث راندنم از بزم بجز عار نبود

شمارهٔ ۱۸۱: محبت با دل غم دیده الفت بیشتر گیرد

شمارهٔ ۱۸۲: دلم از ناله خوش گردید امید اثر باشد

شمارهٔ ۱۸۳: کسی که تشنهٔ وصل است با کوثر نمی‌سازد

شمارهٔ ۱۸۴: بیا که بی تو غم از خاطرم به در نرود

شمارهٔ ۱۸۵: ما بید بوستانیم، ما را ثمر نباشد

شمارهٔ ۱۸۶: صبحی بنال راه فلک برنبسته‌اند

شمارهٔ ۱۸۷: امشب چمن از گریه ما تازه و تر بود

شمارهٔ ۱۸۸: ذوقی ز می نزاد که صد شور و شر نشد

شمارهٔ ۱۸۹: پیران که دقع قبض طباشیر برده‌اند

شمارهٔ ۱۹۰: این جا نه بهر سنگ سیه نور فروشند

شمارهٔ ۱۹۱: با آنکه ز مهرش به دلم حور نگنجد

شمارهٔ ۱۹۲: روز از آن آید که با صد خواریم بر در کشد

شمارهٔ ۱۹۳: پایمالم فتنه یی را هر که در شور آورد

شمارهٔ ۱۹۴: به گوشم از پریدن‌های چشم آواز می‌آید

شمارهٔ ۱۹۵: آمد دگر به صلح و در فتنه باز کرد

شمارهٔ ۱۹۶: آخر به من آن مغ بچه هم کیش برآمد

شمارهٔ ۱۹۷: یغمای تو دستی به کم و بیش برآورد

شمارهٔ ۱۹۸: افسانه شیرین مرا گوش نکردند

شمارهٔ ۱۹۹: به دل ز شوق تو چون ناله در سماع آید

شمارهٔ ۲۰۰: به هجر و وصل دلم الفت و نزاع ندارد

شمارهٔ ۲۰۱: درین دیار عجب مطربان یک رنگند

شمارهٔ ۲۰۲: پس از نه مه جهان را دامن عیشی به چنگ افتد

شمارهٔ ۲۰۳: بی تو بر بال و پر مرغان گلستان تنگ بود

شمارهٔ ۲۰۴: گل آمد و لعلم ز دل سنگ برآورد

شمارهٔ ۲۰۵: من آن صیدم که هرکس را نظر بر حال من افتد

شمارهٔ ۲۰۶: کس چو من نیست که پیش نظر از دل برود

شمارهٔ ۲۰۷: این کعبه را بنا نه به باطل نهاده‌اند

شمارهٔ ۲۰۸: عشقست طلسمی که در و بام ندارد

شمارهٔ ۲۰۹: این که دل نامند چون حرزم حمایل کرده‌اند

شمارهٔ ۲۱۰: نمی توان به گزند از من انتقام کشید

شمارهٔ ۲۱۱: یکی فلسم هوس هر روز در سیمابم اندازد

شمارهٔ ۲۱۲: اشک در دیده نیارم که حجابم نبرد

شمارهٔ ۲۱۳: دوش بر سوز دل و سینه براتم دادند

شمارهٔ ۲۱۴: دل نمی‌دانم کجا، زین آستانم می‌کشد

شمارهٔ ۲۱۵: کسی به ملک حدوث از قدم نمی‌افتد

شمارهٔ ۲۱۶: کمند و دام ما غیر از شکار غم نمی‌گیرد

شمارهٔ ۲۱۷: باده خاص محبت کی به نامحرم رسد

شمارهٔ ۲۱۸: شادی عشق تو هنگامه غم برهم زد

شمارهٔ ۲۱۹: دل باهوش دم برون ندهد

شمارهٔ ۲۲۰: حسن جنبید ز خواب و مژه را برهم زد

شمارهٔ ۲۲۱: سازم آن می نمک آلود که بی غم باشد

شمارهٔ ۲۲۲: رشحه ای از حسن جانان ریختند

شمارهٔ ۲۲۳: نه ز جهدم به کف بخت عنان می‌آید

شمارهٔ ۲۲۴: درد و غمت که همچو هما استخوان خورند

شمارهٔ ۲۲۵: خونم ار بر خاک ریزی نقض پیمان کی شود

شمارهٔ ۲۲۶: ز بیداد تو حرف مهر را نام و نشان گم شد

شمارهٔ ۲۲۷: منم مرغ اسیری مضطرب از بیم جان خود

شمارهٔ ۲۲۸: دلم را نور رحمت از وداع جان فرو گیرد

شمارهٔ ۲۲۹: بکش، بسوز، که نام امان نخواهم برد

شمارهٔ ۲۳۰: دیده ام نیم نگاهی که به دیدن نرسد

شمارهٔ ۲۳۱: خوشا کز بس هجوم گریه ام در دامن آویزد

شمارهٔ ۲۳۲: نه هر مغزی که بوید نکهت از مصر و یمن گیرد

شمارهٔ ۲۳۳: به خاطرم گله‌ای گشت و دوست دشمن شد

شمارهٔ ۲۳۴: تبسمش به لب از شرم خشم و کین گردد

شمارهٔ ۲۳۵: ناوک غم جان شکافد سینه گر جوشن شود

شمارهٔ ۲۳۶: گهی که وقت علاج دماغ من باشد

شمارهٔ ۲۳۷: رشکی به من گهی ز ادای سخن رسد

شمارهٔ ۲۳۸: گلزار به شهر آمد و بازار چمن شد

شمارهٔ ۲۳۹: چون ابر بهاری به سرم سایه فکن شد

شمارهٔ ۲۴۰: هرگز به سیر گل دل محزون نمی رود

شمارهٔ ۲۴۱: دریغ نقش امل ها بر آب جو بستند

شمارهٔ ۲۴۲: دل کز تو شد بریده کم از سنگ و رو نبود

شمارهٔ ۲۴۳: ساقی قدح نداد و سفال سبو نبود

شمارهٔ ۲۴۴: نگاهت چشم جادو برنتابد

شمارهٔ ۲۴۵: زان خم که زاهدان به قدم آب جو کنند

شمارهٔ ۲۴۶: آمد سحر که دیر و حرم رفت و رو کنند

شمارهٔ ۲۴۷: تو می رانی و خاطر با تو ذوق گفتگو دارد

شمارهٔ ۲۴۸: ز گردش های چشمش مستی پیمانه می خیزد

شمارهٔ ۲۴۹: هوای کوی او آواره ام از خانه می سازد

شمارهٔ ۲۵۰: چو عریان شد چمن مرغ از ضرورت خانه می سازد

شمارهٔ ۲۵۱: درین سپید رقم قسمت و حواله نماند

شمارهٔ ۲۵۲: به غمزه روز الستم همین معامله بود

شمارهٔ ۲۵۳: عنان دل ز خودرایی به فریادم نگه دارد

شمارهٔ ۲۵۴: قاصد دلی آزرده تر از آبله دارد

شمارهٔ ۲۵۵: عیشم خوش از آن شعله افروخته باشد

شمارهٔ ۲۵۶: شب فغان را به در خلوت او باری بود

شمارهٔ ۲۵۷: نه فوت صحبت این دوستان غمی دارد

شمارهٔ ۲۵۸: حسن چندی سر به دل شوخی و خودرایی دهد

شمارهٔ ۲۵۹: پرده برداشته ام از غم پنهانی چند

شمارهٔ ۲۶۰: فلک مزدور ایمای تو باشد

شمارهٔ ۲۶۱: هر سر شاخ درین باغ هوایی دارد

شمارهٔ ۲۶۲: گردش چشم بتان مستی من حالی کرد

شمارهٔ ۲۶۳: به صدق هرکه سوی کعبه ناقه راهی کرد

شمارهٔ ۲۶۴: بر خوان ما نمک به ملاحت نشد لذیذ

شمارهٔ ۲۶۵: منشین به شاهد آب رخ پارسا مبر

شمارهٔ ۲۶۶: امروز کار و بار جهان را خراب گیر

شمارهٔ ۲۶۷: می است چاره غم هوشمند را چه خبر

شمارهٔ ۲۶۸: به بیرحمی دلی دارد دل صیاد از آن خوشتر

شمارهٔ ۲۶۹: دچار هرکه شوی جز سراغ یار مگیر

شمارهٔ ۲۷۰: یک باره در وفا برآور

شمارهٔ ۲۷۱: طلوع باده ز شام و سحر دریغ مدار

شمارهٔ ۲۷۲: ای مطرب جان سوخت دلم پرده دگر گیر

شمارهٔ ۲۷۳: بزم خاصست درو نکته به دستور بیار

شمارهٔ ۲۷۴: هر روز هست ناله مرغان درازتر

شمارهٔ ۲۷۵: چشمش به راهی می رود مژگان نمناکش نگر

شمارهٔ ۲۷۶: افلاک فتنه زاده به دامان روزگار

شمارهٔ ۲۷۷: چشم زخم خلق را با حسن روزافزون چه کار

شمارهٔ ۲۷۸: غم گرد فراق دید از دور

شمارهٔ ۲۷۹: تعظیم پیام دل آگاه نگه دار

شمارهٔ ۲۸۰: دارم دلی ز طایر وحشی رمیده تر

شمارهٔ ۲۸۱: هردم از زلف تو دارم کافرستانی دگر

شمارهٔ ۲۸۲: ای صبا از گل عطار نشانی به من آر

شمارهٔ ۲۸۳: درد دل را می کنم با صبر پیوندی دگر

شمارهٔ ۲۸۴: فارغ تر از دل تو ندیدم دلی دگر

شمارهٔ ۲۸۵: هر که از درگه تو گردد باز

شمارهٔ ۲۸۶: آن را که برد به مسند راز

شمارهٔ ۲۸۷: تو درنیافته ای لذت وفا هرگز

شمارهٔ ۲۸۸: بخت ما سست و عشق تو فیروز

شمارهٔ ۲۸۹: ببند دست و می از شیشه در گلویم ریز

شمارهٔ ۲۹۰: چرخ پرویز نیست آتش بیز

شمارهٔ ۲۹۱: غمم به عیش درآمیخت عشق رنگ آمیز

شمارهٔ ۲۹۲: شوریده است آب و گل قالبم هنوز

شمارهٔ ۲۹۳: دل ها همه به بوی گل آویختست باز

شمارهٔ ۲۹۴: سخن گویید با من کمتر امروز

شمارهٔ ۲۹۵: خمش ز لابه که طبعش مشو شست هنوز

شمارهٔ ۲۹۶: جام گیر اختر افتاده بر افلاک انداز

شمارهٔ ۲۹۷: سر برآور بر کله داران قباها تنگ ساز

شمارهٔ ۲۹۸: ذوق وجدان و نظر خالص شد و خامم هنوز

شمارهٔ ۲۹۹: پی تدارک تقصیر صبحدم برخیز

شمارهٔ ۳۰۰: فتاده ام به میان غم از کران برخیز

شمارهٔ ۳۰۱: نشست اختر پروین ز پرنیان برخیز

شمارهٔ ۳۰۲: از طور صلح و عربده بیگانه ام هنوز

شمارهٔ ۳۰۳: مرد بی حوصله مردانه نگردد هرگز

شمارهٔ ۳۰۴: گر به دل خلوت نداری از جهانبانی گریز

شمارهٔ ۳۰۵: سوی صحرای حقیقت برد عشقم از هوس

شمارهٔ ۳۰۶: ناله اصحاب مسجد نیست بی فریادرس

شمارهٔ ۳۰۷: کسی به مشک نگفتست کم کن از انفاس

شمارهٔ ۳۰۸: گشود ابر بغل بر چمن سپاس سپاس

شمارهٔ ۳۰۹: اکسیر حسن در نظر پارسا شناس

شمارهٔ ۳۱۰: شورش عشق از دل شیدا مپرس

شمارهٔ ۳۱۱: فصلی چنین گذشت و سحابی ندید کس

شمارهٔ ۳۱۲: به امید توام خرسند ازین پس

شمارهٔ ۳۱۳: از نیاز و طاعتم مقصود دیدارست و بس

شمارهٔ ۳۱۴: ما به دل شادیم از باغ و بهار ما مپرس

شمارهٔ ۳۱۵: بگو به دیر خرابات السلام و مترس

شمارهٔ ۳۱۶: خسته را فاتحه ای از لب خندان تو بس

شمارهٔ ۳۱۷: ای که نامه می نویسی سوی من فرمان نویس

شمارهٔ ۳۱۸: صبح شد راه شهر و برزن پرس

شمارهٔ ۳۱۹: دست کسی نبسته و افسون نکرده کس

شمارهٔ ۳۲۰: با حکمت ایستاده ام اینم پناه بس

شمارهٔ ۳۲۱: تو عیش و ناز مرا از امیدواری پرس

شمارهٔ ۳۲۲: تو کودکی به بزرگان زبان درازی بس

شمارهٔ ۳۲۳: به اختیار تو در باختم ارادت خویش

شمارهٔ ۳۲۴: دهر پرفتنه و شورست ز چشم سیهش

شمارهٔ ۳۲۵: یارب آن سرو که پرورده ای از اشک منش

شمارهٔ ۳۲۶: در بغل مصحف و سجاده تقوا بر دوش

شمارهٔ ۳۲۷: از خوی کریم تو گنه گشت فراموش

شمارهٔ ۳۲۸: بزم خالی می شود مطرب خموش

شمارهٔ ۳۲۹: داشتم از درد جدایی خروش

شمارهٔ ۳۳۰: غیرتم بانگ زد که: دور او باش

شمارهٔ ۳۳۱: حیاتی در گذر دارم چه پرسی بود و نابودش

شمارهٔ ۳۳۲: از فراق یار ناخشنود خویش

شمارهٔ ۳۳۳: هرجا که بود روز خوش و روزگار خوش

شمارهٔ ۳۳۴: ساقی بیار جام می خوشگوار پیش

شمارهٔ ۳۳۵: گر جهان کشته بیداد شود برگذرش

شمارهٔ ۳۳۶: آن که غایب از نظر گردید درمی یابمش

شمارهٔ ۳۳۷: خرامان آمد از می در سر آتش

شمارهٔ ۳۳۸: به سینه گریه گره شد نقاب برتر کش

شمارهٔ ۳۳۹: بر کس نمانده سنگم زد و چشم شوخ و شنگش

شمارهٔ ۳۴۰: شرمسارم از دل بی صبر و بی آرام خویش

شمارهٔ ۳۴۱: بلاست خط نگارین و زلف خود به خمش

شمارهٔ ۳۴۲: هرگز گلی شکفته نشد از نسیم خویش

شمارهٔ ۳۴۳: یا در درون قبه این آسمان مباش

شمارهٔ ۳۴۴: کی بود شفقت دل سوی اسیران کشدش

شمارهٔ ۳۴۵: بزم می‌سازیم سامان گر نباشد گو مباش

شمارهٔ ۳۴۶: از نقل و باده گوشه دل گشته روشنش

شمارهٔ ۳۴۷: مطرب به گوشم زد نوا از گریه محزون کردمش

شمارهٔ ۳۴۸: بر غمزده ای خنده زدم گفت حزین باش

شمارهٔ ۳۴۹: بی تو نه با غم خوش و نی خانه خوش

شمارهٔ ۳۵۰: رمید طایر جانم ز آشیانه خویش

شمارهٔ ۳۵۱: طاعت پیر مغان کن وز همه بیگانه باش

شمارهٔ ۳۵۲: لطف می خون در رگ افسرده می آرد به جوش

شمارهٔ ۳۵۳: افغان که بعد صد طلب و جستجوی خویش

شمارهٔ ۳۵۴: افسر به قبادی ده و خاتم به جمی بخش

شمارهٔ ۳۵۵: بستم در تصرف گفت و شنید خویش

شمارهٔ ۳۵۶: به بوی می دو سه ژولیده مرقع پوش

شمارهٔ ۳۵۷: دم دم شاهدست و می می خاص

شمارهٔ ۳۵۸: حریف خود شو و یا خود برآر آز خلوت خاص

شمارهٔ ۳۵۹: ساقیا برخیز با مستان برقص

شمارهٔ ۳۶۰: هرکه چون یوسف شود از محنت زندان خلاص

شمارهٔ ۳۶۱: همیشه خنده شادی به آن لبان مخصوص

شمارهٔ ۳۶۲: نه خانقاه نشین می شویم و نی مرتاض

شمارهٔ ۳۶۳: دهم دو ملک به یک نغمه رباب عوض

شمارهٔ ۳۶۴: حضور وقت نمی یابم و حلاوت فرض

شمارهٔ ۳۶۵: هر صبح کن دو جام شراب مغانه فرض

شمارهٔ ۳۶۶: از جمال تو کمال بشری بود غرض

شمارهٔ ۳۶۷: روی دل با دوست باید داشت در مرگ و نشاط

شمارهٔ ۳۶۸: حکم جفا صحیح و امید وفا غلط

شمارهٔ ۳۶۹: صد جا در انتخاب تو پیدا کنم غلط

شمارهٔ ۳۷۰: در عشق کار بوده و سامان نبوده شرط

شمارهٔ ۳۷۱: جگر به خنده همی سوز و بر کران می غلط

شمارهٔ ۳۷۲: درود پاک تو بر ریش باصفا واعظ

شمارهٔ ۳۷۳: نی خاطرم از کتاب محظوظ

شمارهٔ ۳۷۴: اگر تو نشنوی از ناله‌های زار چه حظ

شمارهٔ ۳۷۵: هنوز عارف و عامی نداشتند نزاع

شمارهٔ ۳۷۶: به فالی از لب تو تا ابد هما قانع

شمارهٔ ۳۷۷: پای کوبان دست افشان در سماع

شمارهٔ ۳۷۸: فریب دختر رز خواهشیست نامسموع

شمارهٔ ۳۷۹: کند همیشه به دل چشم روسیاه نزاع

شمارهٔ ۳۸۰: گوید سحر که شب گذر افکنده ای به باغ

شمارهٔ ۳۸۱: راز دیرینه ز رخ پرده برانداخت دریغ

شمارهٔ ۳۸۲: نه گل این جا ز عشق خار فارغ

شمارهٔ ۳۸۳: جان به لب از شوق و می آرند پیغامم دروغ

شمارهٔ ۳۸۴: نالم ز چرخ اگر نه بر افغان خورم دریغ

شمارهٔ ۳۸۵: آنی به اثر داری و شأنی به تصرف

شمارهٔ ۳۸۶: فتنه با زلف تو گرفته طرف

شمارهٔ ۳۸۷: تو این گشاد و گره ها به دام فکر مباف

شمارهٔ ۳۸۸: هر که تایب گردد از می بر رخ او رنگ حیف

شمارهٔ ۳۸۹: کرشمه تو برد از قمارخانه حریف

شمارهٔ ۳۹۰: لب ساقی روان ها، دل چشمه حقایق

شمارهٔ ۳۹۱: صبح اول کرده عشقت عشوه ای در کار عشق

شمارهٔ ۳۹۲: رفیق تر نکند در ره تو کام رفیق

شمارهٔ ۳۹۳: ره نداد آه قدرم بر سر خوان تو ملک

شمارهٔ ۳۹۴: نگشت دامن گردی درین بیابان چاک

شمارهٔ ۳۹۵: درهای بسته واشد ز آه سحر مبارک

شمارهٔ ۳۹۶: رسید فصل گل و عیش گلشنم نزدیک

شمارهٔ ۳۹۷: نقش دیبا چنان کشید فرنگ

شمارهٔ ۳۹۸: تا عشق چه ها کند به بلبل

شمارهٔ ۳۹۹: مرحبا ساقی خجسته جمال

شمارهٔ ۴۰۰: گر کشف حجب خواهی بستان می ناب اول

شمارهٔ ۴۰۱: درین بستان به جهد از خار بگسل

شمارهٔ ۴۰۲: به لغزش دست از دلدار مگسل

شمارهٔ ۴۰۳: نیم ز کعبه به می خوردن مجاز خجل

شمارهٔ ۴۰۴: زان شب که یار کرد نگاهی به سوی دل

شمارهٔ ۴۰۵: نخست عشق به میخانه کرد نزول

شمارهٔ ۴۰۶: کتاب خوانده شد و، شبهه ای نشد مغفول

شمارهٔ ۴۰۷: منادیست در آن کو که خون زنده سبیل

شمارهٔ ۴۰۸: صبح چو دم برآورد همرهی صبا کنم

شمارهٔ ۴۰۹: ما حال خویش بی سر و بی پا نوشته ایم

شمارهٔ ۴۱۰: ما به برهان و خبر پیرو ترسا نشویم

شمارهٔ ۴۱۱: گهی بر فرش سنبل، گاه بر روی گیا افتم

شمارهٔ ۴۱۲: ما چو سیل این خار از اول به پشت پا زدیم

شمارهٔ ۴۱۳: نمی گردید کوته رشته معنی، رها کردم

شمارهٔ ۴۱۴: از ما حذر که دست ز آداب شسته ایم

شمارهٔ ۴۱۵: ما قلم در آتش و دفتر در آب افکنده ایم

شمارهٔ ۴۱۶: می‌روم زین کوی و وز رشک محبت می‌روم

شمارهٔ ۴۱۷: باز از جرم شکایت ناامید از رحمتم

شمارهٔ ۴۱۸: تا به کی خیمه چو گل بر گذر باد زنم

شمارهٔ ۴۱۹: سوزن به دل از بخیه و پیوند شکستیم

شمارهٔ ۴۲۰: بسیار نظره کردم در گرم و سرد عالم

شمارهٔ ۴۲۱: ز خراش دم به رقت، ز گداز دل به دردم

شمارهٔ ۴۲۲: سوخت چون شمع پای تا بسرم

شمارهٔ ۴۲۳: آتشین گفتار خاکی پیکرم

شمارهٔ ۴۲۴: به گل پیراهنی امیدوارم

شمارهٔ ۴۲۵: من روز ره خانه خمار ندانم

شمارهٔ ۴۲۶: در دشمن زنم و دوستی اظهار کنم

شمارهٔ ۴۲۷: رضا به عشق کدام است و اختیار کدام

شمارهٔ ۴۲۸: هرکجا ساخت غمی دایره مسمار شدم

شمارهٔ ۴۲۹: همیشه تار و پود کار ناهموار می‌بستم

شمارهٔ ۴۳۰: زین غم نه گریه آید و نی ناله برکشم

شمارهٔ ۴۳۱: چند در دل آرزو را خاک غم بر سر کنم

شمارهٔ ۴۳۲: شب در بتخانه ای را با دو چشم تر زدم

شمارهٔ ۴۳۳: به تمنای غلط بر همه کس میر شدیم

شمارهٔ ۴۳۴: نه مقامی که در آن زاد سفر تازه کنیم

شمارهٔ ۴۳۵: جز نسخه احوال کسان پیش ندارم

شمارهٔ ۴۳۶: غساله شوی ته کاسه و ایاغ شدم

شمارهٔ ۴۳۷: بی روی تو پروانه ای امشب به چراغم

شمارهٔ ۴۳۸: ز جا نتوانم از کم نشئگی چالاک برخیزم

شمارهٔ ۴۳۹: شب نه تشویش صبا نی شور بلبل داشتم

شمارهٔ ۴۴۰: خود را کباب ازین دل خودکام کرده‌ام

شمارهٔ ۴۴۱: خواهم که به آزادی دل نام برآرم

شمارهٔ ۴۴۲: خاک دیگر بر سر مژگان بی غم می کنم

شمارهٔ ۴۴۳: امروز پیشت از غم خود دم نمی‌زنم

شمارهٔ ۴۴۴: تا از قضای دشت به گلشن فتاده ام

شمارهٔ ۴۴۵: ز خیل نغمه‌سنجان رفتم و طرز کهن بردم

شمارهٔ ۴۴۶: سخن دوست گران بود فراوان کردم

شمارهٔ ۴۴۷: مشنو استغفار من کز اهل ایمان نیستم

شمارهٔ ۴۴۸: هنر در شست و ناوک در کف و زه بر کمان دارم

شمارهٔ ۴۴۹: شکوه نقصان داشت فصلی از میان انداختم

شمارهٔ ۴۵۰: کعبه و دیر شدم صد ره و ویران گشتم

شمارهٔ ۴۵۱: ضبط حرفی می‌کنم کز وی زبان می‌سوزدم

شمارهٔ ۴۵۲: رخ نما تا رونما جان آوریم

شمارهٔ ۴۵۳: به جست و جوی تو سرتاسر جهان بدوم

شمارهٔ ۴۵۴: همیشه گریه تلخی در آستین دارم

شمارهٔ ۴۵۵: تا به کی از کثرت غم روی بر زانو نهم

شمارهٔ ۴۵۶: مبین به رد و قبولم که نیکخواه توام

شمارهٔ ۴۵۷: ما برق جای نور به کاشانه برده ایم

شمارهٔ ۴۵۸: یک گلیم، اما به رتبت چون خُم و پیمانه‌ایم

شمارهٔ ۴۵۹: ساقی به زحمت آمده ام تا به پای خم

شمارهٔ ۴۶۰: دهشت از صیدم مکن بی زخم کاری نیستم

شمارهٔ ۴۶۱: دست در طره آشفته یاری نزدیم

شمارهٔ ۴۶۲: کنم بی باده بدمستی که سودایی دگر دارم

شمارهٔ ۴۶۳: عشق تو شیرازه اجزای من

شمارهٔ ۴۶۴: نه مراست حسن خصلی به عیار سربلندان

شمارهٔ ۴۶۵: پیش بنشین ساغری بستان و طبع آزاد کن

شمارهٔ ۴۶۶: صد غم ز غم پیاله ستاند به یاد من

شمارهٔ ۴۶۷: درمان ضعف دل به لب نوشخند کن

شمارهٔ ۴۶۸: نوش می ریزد حدیثت در گزند خویشتن

شمارهٔ ۴۶۹: بسی الطاف و احسان کرد حیرانم چه دید از من

شمارهٔ ۴۷۰: منه به رنگ جهان دل، دی و بهاران بین

شمارهٔ ۴۷۱: دیریست بیرون رفته ام از اختیار خویشتن

شمارهٔ ۴۷۲: دلم شد زودرنج آزار او کن

شمارهٔ ۴۷۳: به گریه در دل تو گر اثر توان کردن

شمارهٔ ۴۷۴: چه خوشست از دو یکدل سر حرف باز کردن

شمارهٔ ۴۷۵: می دود حاجت به راه خواهش از دنبال من

شمارهٔ ۴۷۶: ساقی صلای عام است کاری به کام گردان

شمارهٔ ۴۷۷: مردانه قماری کن دستی به دو عالم زن

شمارهٔ ۴۷۸: با مسلمان زادگان تا کی دل و جان باختن

شمارهٔ ۴۷۹: بیمار بی‌دردی دلا درمان نخواهی یافتن

شمارهٔ ۴۸۰: غم از دل بر کران نتوان نهادن

شمارهٔ ۴۸۱: چند فارغ از نشاط درد و درمان زیستن

شمارهٔ ۴۸۲: عمر اگر باقیست رنجش ها کهن خواهد شدن

شمارهٔ ۴۸۳: در چراغ حکمت از مغز خرد روغن مکن

شمارهٔ ۴۸۴: دلا رو زان خم ابرو بگردان

شمارهٔ ۴۸۵: سبو بیار و پر از آب زندگانی کن

شمارهٔ ۴۸۶: عیش تنگم کز دل افشردن چکد خوناب ازو

شمارهٔ ۴۸۷: به دل فگار دارم گله بی نهایت از تو

شمارهٔ ۴۸۸: دوش کردیم دل و دیده به دیدار گرو

شمارهٔ ۴۸۹: همنفسی به جان خرم قافله تتار کو؟

شمارهٔ ۴۹۰: به دوریت نتوان بود نیز دور از تو

شمارهٔ ۴۹۱: نوید عهد گل از نورسان باغ شنو

شمارهٔ ۴۹۲: نیست دوران را نشاطی رطل مالامال کو؟

شمارهٔ ۴۹۳: از صبح روزگار گشاد جبین مجو

شمارهٔ ۴۹۴: به دست طبع عنان داده ای دریغ از تو

شمارهٔ ۴۹۵: از نصیحت برفروزد روی تو

شمارهٔ ۴۹۶: حسن از خط شود قوی بازو

شمارهٔ ۴۹۷: کاریست بر ملا گذران در خفا گره

شمارهٔ ۴۹۸: دلی دارم ازو دل ها شکسته

شمارهٔ ۴۹۹: پرده بردار و صلای می به شیخ و شاب ده

شمارهٔ ۵۰۰: تا شوی هم انس آگاهی اطلاق خواب ده

شمارهٔ ۵۰۱: عشق افسر ز سر جم به اشارت برده

شمارهٔ ۵۰۲: فکر و غم را سر به جان مردم ناشاد ده

شمارهٔ ۵۰۳: از خوی تند و سرکشت کس ایمن و خشنود نه

شمارهٔ ۵۰۴: از گلستان گل به بازار آمده

شمارهٔ ۵۰۵: شاهدی بر سر این کوچه پدیدار شده

شمارهٔ ۵۰۶: در بند تو زنجیر گرفتار شکسته

شمارهٔ ۵۰۷: آنی که به جان ناز تو را حور کشیده

شمارهٔ ۵۰۸: دیوانه‌ام ز خانه مشوش برآمده

شمارهٔ ۵۰۹: روندگان ملولیم روبهم کرده

شمارهٔ ۵۱۰: در عهد تو یک سر به گریبان نرسیده

شمارهٔ ۵۱۱: تو بر سر کودکان نهاده

شمارهٔ ۵۱۲: کیست این از روی رعنایی به جولان آمده

شمارهٔ ۵۱۳: دلم گداخته غم وز تنم توان رفته

شمارهٔ ۵۱۴: آب رز در خم آتشین نشده

شمارهٔ ۵۱۵: کجایی ای گل و مل را به رنگ و بو کرده

شمارهٔ ۵۱۶: دل بر این ناخوش آشیانه منه

شمارهٔ ۵۱۷: غم به سزا داده‌ای دل به نوا کرده‌ای

شمارهٔ ۵۱۸: در شهر و کو هنگامه‌ها بهر تماشا کرده‌ای

شمارهٔ ۵۱۹: دگر خدا بود ای دل سر کجا داری

شمارهٔ ۵۲۰: درین میدان پر نیرنگ حیرانست دانایی

شمارهٔ ۵۲۱: ازین مجلس نمی خیزد دمی کاحیا کند گوشی

شمارهٔ ۵۲۲: بر دماغم دویده شیدایی

شمارهٔ ۵۲۳: غیر از تو نگنجد به سرایی که تو باشی

شمارهٔ ۵۲۴: دیریست ز گوشه نقابی

شمارهٔ ۵۲۵: چه باید مرد را، طبع بلند و مشرب نابی

شمارهٔ ۵۲۶: عقلم وداع عصمت کرد از تنگ شرابی

شمارهٔ ۵۲۷: نیست با مشاطه گلبن طرازم حاجتی

شمارهٔ ۵۲۸: دریغ از صف مردان برون نتاخت یکی

شمارهٔ ۵۲۹: دو گرم و رخ زرد از که داری؟

شمارهٔ ۵۳۰: چند ما را به مدارا و فسون بند کنی؟

شمارهٔ ۵۳۱: چو لعبتان خیال اند آدمی و پری

شمارهٔ ۵۳۲: از ما نهان ز کثرت اغیار بوده ای

شمارهٔ ۵۳۳: به مویی بسته صبرم نغمه تار است پنداری

شمارهٔ ۵۳۴: چمن قربانگه دنیای خونخوارست پنداری

شمارهٔ ۵۳۵: دریغا در چنین فصلی حریفم یار بایستی

شمارهٔ ۵۳۶: گر حسن جمال تو طلبکار نبودی

شمارهٔ ۵۳۷: گر پای سرو و دامن یاری گرفته ای

شمارهٔ ۵۳۸: به توتیای رهم خون ز چشم تر چیدی

شمارهٔ ۵۳۹: کمند عشوه گشادی و فتنه سر دادی

شمارهٔ ۵۴۰: به خودبینی به جز بتگر نباشی

شمارهٔ ۵۴۱: سوی هرکس به عنایت نظر انداخته‌ای

شمارهٔ ۵۴۲: زان عنبرین کلاله که بر سر نهاده ای

شمارهٔ ۵۴۳: بس در وفا تأمل و تأخیر می کنی

شمارهٔ ۵۴۴: وقت آن آمد که خرگه با گل سوری زنی

شمارهٔ ۵۴۵: از کم سخنی و سر به زیری

شمارهٔ ۵۴۶: تو را گفتم ز صبح وصل مهرافروزتر باشی

شمارهٔ ۵۴۷: خلوتی خواهم و سودای سر زلف کسی

شمارهٔ ۵۴۸: شد آخر روز بر ناییی و میل دل همان باقی

شمارهٔ ۵۴۹: یک ره کم این حجره خاکی نگرفتی

شمارهٔ ۵۵۰: در هیچ مقامم نگذارد به درنگی

شمارهٔ ۵۵۱: گه به عشق کاکلت بر سینه سازم سنبلی

شمارهٔ ۵۵۲: کی سر غنچه او از هر بیان بیابی

شمارهٔ ۵۵۳: گر برون از برقع آن زلف پریشان آمدی

شمارهٔ ۵۵۴: جهان به طره عنبرفشان بیارایی

شمارهٔ ۵۵۵: نوشی به صد جان رایگان قوت روان کیستی؟

شمارهٔ ۵۵۶: کجایی گنج پنهانی کجایی؟

شمارهٔ ۵۵۷: سحر که سنبلم از جیب پیرهن بکشی

شمارهٔ ۵۵۸: سر داده ای و بند نهانی نهاده ای

شمارهٔ ۵۵۹: ز نیرنگ نطقش به مضمون نیایی

شمارهٔ ۵۶۰: نه گلم کفاف رنگی نه گلم پسند بویی

شمارهٔ ۵۶۱: درک هر راز کجا زان عجمی زاده کنی

شمارهٔ ۵۶۲: نی سنبل تنباکویی نه آتش رخساره‌ای

شمارهٔ ۵۶۳: به تسیح و مصلا کرده‌ای میخانه‌آرایی