بویی از آن دو سلسله خم به خم گذشت
شیخ از حرم برآمد و گبر از صنم گذشت
خیز از سفال خضر زلال بقا بنوش
کاین آب زندگی ز سر جام جم گذشت
نبود علایق دو جهان گرد دامنش
چون من مجردی که ز دیر و حرم گذشت
ناموس و ننگ در نظر من برابر است
هرکس ز خود گذشت ز شادی و غم گذشت
برق دل رمیده ما را طلب مکن
کاین پرتو از سواد وجود و عدم گذشت
جز رفت و آمد نفسی نیست بود ما
جاوید زیست هر که ازین یک دو دم گذشت
چون عندلیب مست «نظیری » ترانه گوست
از خار و گل بریده شد از مدح و ذم گذشت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به مضامینی پرداخته که به عبور از دنیا و تعلقات مادی اشاره دارد. شاعر میگوید که انسانها باید از ظواهر و تعلقات دنیوی فراتر بروند و به حقیقت و معنای عمیقتری برسند. او به دوگانگیهای زندگی اشاره دارد و بر این نکته تأکید میکند که ناموس و ننگ برای او برابرند و هر کس از خود عبور کند، از شادی و غم نیز عبور کرده است. در نهایت، شاعر به این نکته میرسد که زندگی واقعی در گذر از این دنیای فانی و مشغلههاست و انسانی که بتواند این عبور را تجربه کند، جاودانه خواهد بود.
هوش مصنوعی: بویی از آن دو سلسله پیچخورده به مشام رسید. شیخ از حرم بیرون آمد و کسی که به آتشپرستی معروف بود، از مجسمهای عبور کرد.
هوش مصنوعی: بلند شو و از کوزه خضر که نماد زلالی و جاودانگی است، آب بیاشام. چرا که این آب زندگی از دیوان پر از حکمت جم گذشته است.
هوش مصنوعی: دو جهان، هیچگونه وابستگیای به او ندارند، مانند من که دنیای مادی و معنوی را ترک کردهام و از مکانهای مقدس گذشتهام.
هوش مصنوعی: برای من ناموس و ننگ هیچ تفاوتی ندارد؛ هرکس از خودگذشت کند، نه از شادی و نه از غم تأثیری نمیپذیرد.
هوش مصنوعی: از تو نمیخواهم که به دنبال جلب توجه قلب ناامید من باشی، زیرا این درخششی که مشاهده میکنی، فقط ناشی از تاریکی وجود و عدم من است.
هوش مصنوعی: تنها چیزی که در زندگی وجود دارد آمد و رفت نفس است. ما تنها در یک لحظه زندگی میکنیم و هر کسی که از این دو دم (دمِ حیات و دمِ مرگ) عبور کند، جاودانه نخواهد بود.
هوش مصنوعی: پرندهای خسته و سرمست به آواز خواندن مشغول است و دیگر از گل و خار فاصله گرفته است؛ او از تعریف و تمجید و همچنین از نکوهش و انتقاد گذشته و فقط به سرودن ترانهاش ادامه میدهد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دور از تو عمر من همه با درد و غم گذشت
عمر کسی چنین بغم و درد کم گذشت
گفتم که روز عید خورم با تو جرعه یی
این خود نصیب من نشد و عید هم گذشت
هر گام بهر گمشده یی رهبری نشاند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.