به تسبیح و مصلا کردهای میخانهآرایی
کنون از اشک رنگین میکنم پیمانهآرایی
زبان و گوش محو لذت است اصحاب خلوت را
به ذکر جام و شاهد میکنم افسانهآرایی
به دست فکر از هم میگشایم تاب گیسویی
ز عاشق خوش بود مشاطگی جانانهآرایی
مگر یار مسافر گشته من باز میآید
که جان در حجرهآراییست دل در خانهآرایی
به طامات غزل ذوق آشنای دل نمیگردد
به زیب عاریت تا کی کنم بیگانهآرایی
جمال عیش دنیا تیزتر از جلوه یرقست
کند شمع از فروغ خویشتن پروانهآرایی
مشو شاد از بهار دهر کاین زال فریبنده
به مرگ و سور عالم میکند کاشانهآرایی
گهی گل ریزدم در بر گهی سنگم زند بر سر
بلی میزیبد از مستان چنین دیوانهآرایی
بلا شد درک حسن خال و خط ما هوشمندان را
به عشق ما کند صیاد، دام و دانهآرایی
دلم از هر شکاف سینه آشوبی دگر دارد
پری در چشم مجنون میکند ویرانهآرایی
«نظیری» اطلس و اکسون نبخشد قدر عاقل را
به زیب فضل و دانش خوش بود فرزانهآرایی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به زندگی و لذتهای آن اشاره میکند و از زیباییهای میخانه و عشق سخن میگوید. او با تسبیح و نماز، از عالم معنوی فاصله میگیرد و به لذتهای مادی و زیباییهای ظاهری روی میآورد. احساسات عاشقانه و شور و شوق ناشی از عشق نیز در شعر مشهود است، به طوری که او به آرایش و آراستگی دل و جان خود میپردازد. شاعر به فریبندگی دنیا و زوال آن نیز اشاره کرده و تأکید میکند که شادمانی از بهار دهر، فریب است و در نهایت، اشاره به بیارزشی دانش و عقل در مقابل زیبایی و فضل عشق دارد. در کل، شعر تأملاتی پیرامون عشق، زیبایی و فریبندگی دنیا است.
هوش مصنوعی: با نیایش و عبادت مشغول هستی، اکنون من با اشکهای رنگینم، جام می را میآرایم و زیبا میزنم.
هوش مصنوعی: اصحاب خلوت از لذت صحبت و گوش دادن به داستانهایی دربارهی می و محبوب، غرق در شادی و خوشی هستند.
هوش مصنوعی: با قدرت فکر و خیال خود، تاب و پیچیدن موی زیبا را باز میکنم؛ چرا که آرایش دل و جان را با عشق و احساس میپسندم.
هوش مصنوعی: آیا به جز آنکه یارم راهی سفر شده و برنگردد، امکانپذیر است که جانم به زیبایی و آرایش اتاق بپردازد در حالی که دل به زینت خانه مشغول است؟
هوش مصنوعی: دل من به زیباییهای غزل عادت نکرده و نمیداند که تا چه زمانی میتوانم خود را در عاریتی که از زیباییها دارم پنهان کنم و بیگانه به نظر برسم.
هوش مصنوعی: زندگی دنیایی زیبا و دلربا است که همچون شمعی از نور خود میدرخشد و پروانهها را به سوی خود جذب میکند. این زیبایی و جذابیت دنیای مادی به قدری قوی و شگفتانگیز است که توجه همه را به خود معطوف میسازد.
هوش مصنوعی: به خوشی از بهار روزگار مغرور نشو، زیرا این فریبنده که به زوال و مرگ زندگی مشغول است، در حال تزیین دنیای فانی است.
هوش مصنوعی: گاهی در عشقت مانند گلی نرم و لطیف هستم و گاهی به شدت مانند سنگ سخت و خشن. اما واقعا زیبنده است که این دیوانهوار عشق و شیدایی را بروز دهم.
هوش مصنوعی: دوری از زیبایی و جذابیت چهره و علامتهای ما، عاقلها را به عشق ما وادار میکند تا مانند صیاد، تله و طعمهای برای آن ایجاد کنند.
هوش مصنوعی: دل من پر از آشفتگی و اضطراب است، مانند پرندهای که در چشمهای مجنون و دیوانه به پرواز در میآید و هرج و مرجی تازه به وجود میآورد.
هوش مصنوعی: حکیم و عاقل با زیبایی و دانش خود، ارزش و مقام را به دیگران نمیدهد، بلکه خود باید در زینت و مقام فرزانهگی باشد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
که غیر از سنگ طفلان می کند دیوانه آرایی؟
که غیر از گنج گوهر می کند ویرانه آرایی؟
تمام عمر اگر با کعبه در یک پیرهن باشم
همان در کعبه دل می کنم بتخانه آرایی
عنان کجروی پیچیدن از گردون نمی آید
[...]
نگاه گرم عاشق را، رسد جانانه آرایی
نباشد کار هر افسردهای میخانه آرایی
مرمّت کردة عشقست بنیاد خراب من
بلی سیلاب نیکو میکند ویرانه آرایی
بصد رنگ آرزو پیراست ذوق وعدة وصلم
[...]
کند خون دل من، چشم تر را خانه آرایی
که دیگر می کند بهتر ز می، پیمانه آرایی؟
چراغانی ز داغت، رخنه های سینه ام دارد
کند شبها دل دیوانه ام، ویرانه آرایی
به گوشت در نمی آید، حدیث نکته پردازان
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.