فکر و غم را سر به جان مردم ناشاد ده
ما به تو شادیم ما را خاطر آزاد ده
هر که را جانان کشد ماتم نمی دارد کسی
دوستان کشته خود را مبارکباد ده
دور ازان در مرده ام کی می کند خاکم قبول
در تنم آتش زن و خاکسترم بر باد ده
شور و غوغا بیش شد از بند و زنجیر ای پدر
ترک غمخواری این مجنون مادرزاد ده
برنمی تابد دل اما عشق می فرمایدم
کز ده ویران خراج کشور آباد ده
عاجزانیم از دیار خود به پابوس آمده
عجز ما بشنو نمی گوییم ما را داد ده
یار می آید «نظیری » زندگی از بهر چیست
دیده بگشا و به مردم جان فشانی یاد ده
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان احساسات عمیق خود نسبت به غم و درد در زندگی پرداخته است. او از خداوند میخواهد که اندوه و نگرانی را از دل مردم دور سازد و به آنها شادی بدهد. شاعر اشاره میکند که هیچکس پس از مرگ محبوبش غمگین نمیشود و از دوستان میخواهد که به کشتههای خود افتخار کنند. همچنین، او از درد و رنجی که در دل دارد سخن میگوید و احساس میکند که در میان آتش عشق میسوزد. او از مادرش میخواهد که غم دیگران را رها کند و به او کمک کند. شاعر نشان میدهد که از وطن خود دور است و در فراق آن به سر میبرد و درخواست دعا و کمک دارد. در انتها، اشاره میکند که زندگی و عشق باید به مردم یاد داده شود تا از آن بهرهمند شوند.
هوش مصنوعی: ای کاش نگرانی و غم را به زندگی مردم غمگین بسپاریم، چرا که ما خود شاد هستیم و به ما آزادی خاطر بده.
هوش مصنوعی: هر کسی که به عشق خود خوشبخت باشد، برغم غم و اندوهی که دارند، نمیتواند به فکر دوستانی باشد که بر اثر عشق به جانانشان از دست رفتهاند. به این ترتیب، عزیزان خود را به خاطر این فقدان تسلیت نمیگویند و از طرفی آنها را به خاطر عشقشان، شاد و مبارکباد میدهند.
هوش مصنوعی: من از آن عشق دور شدهام و به حالتی رسیدهام که دیگر زندگی ندارم. خاک من را قبول نمیکند. در وجودم، آتش وجود دارد؛ پس آن را بسوزان و خاکسترم را به باد بده.
هوش مصنوعی: ای پدر، دیگر بس است این شلوغی و سر و صدا از دست این بند و زنجیر. نگذار که مادر زاد مجنون همواره نگران باشد و غم جا بماند.
هوش مصنوعی: دل از درد و غم نمیتواند تاب بیاورد، اما عشق به من میگوید که از خرابی و ویرانی، به کشوری آباد و سرسبز کمک کنم.
هوش مصنوعی: ما از دیار خود به اینجا آمدهایم و ضعف و ناتوانیمان را باید بشنوی. ما درخواست کمک نمیکنیم، بلکه فقط میگوییم که به ما لطف کنی.
هوش مصنوعی: دوست میآید و زندگی به چه منظور است؟ چشمانت را باز کن و به مردم آموزش بده که چگونه باید جانفشانی کنند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
سرو من بنمای قد و خجلت شمشاد ده
برفشان دستی برقص و عالمی بر باد ده
تو نه آن مرغی که صید کس شوی از مامرم
دام صحبت شو زمانی بازی صیاد ده
ما چنین لب تشنه و تو جرعه میریزی بخاک
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.