صافی شوم از کون که در درد صفا نیست
بر عرش زنم جوش که در خمکده جا نیست
رویم همه چون سایه، که در خدمت خورشید
صد گونه سجودست که در خدمت ما نیست
لطف نظر سوختگان تابش برقست
اینجا پر پروانه طلب بال هما نیست
چندان که در آن جعبه خدنگ است نصیبست
در همت ما جستن و در شست خطا نیست
بخرام به گلشن که پی سیر و صبوحی
پیغام گلی نیست که با باد صبا نیست
توفیق نکوکاری ما و تو عطاییست
اخلاص به دینار و مروت به بها نیست
صدگونه دوا بر سر هر شاخ گیاهیست
اما چو تو را درد ندادند دوا نیست
گر کفر و ضلالت بود ار دین و هدایت
خوش باش که کار ازلی جز به عطا نیست
با حکم قضا ساز که در دیر «نظیری »
مقبول فغان نیست نمازی که قضا نیست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بررسی مسائل معنوی و تجربیات انسانی میپردازد. شاعر از بیصافی و دردهایی که در زندگی وجود دارد سخن میگوید و به زیبایی و روشنایی که در خدمت خداوند است اشاره میکند. او همچنین به محدودیتهای انسانی و تلاش برای رسیدن به حقیقت میپردازد و نشان میدهد که هر گونه درد و رنجی که در زندگی وجود دارد، در نهایت به عطا و بخشش خداوندی ختم میشود. در نهایت، شاعر به لزوم سازگاری با قضا و قدر اشاره میکند و میگوید که زندگی پر از چالشهاست، اما مهم این است که ایمان و اخلاص را با خود داشته باشیم.
هوش مصنوعی: میخواهم از دنیای مادی و مشکلات رهایی یابم و به آرامش برسم، زیرا در این دنیا، جایی برای آسایش و صفا وجود ندارد. بنابراین، میخواهم به اوج و بلندی دست پیدا کنم و نشاط و جوش و خروش را در جایی که دیگر نمیتوانم در خمکده و میخانه پیدا کنم، تجربه کنم.
هوش مصنوعی: در چهرهام هیچ اثری از خودنمایی نیست، چرا که به نور و درخشش دیگران وابستهام. مانند سایهای هستم که هرگز در مقابل خورشید نمیتوانم خود را نشان دهم. در حضورِ زیبایی و عظمت دیگران، نوعی فروتنی و تسلیم وجود دارد که در رابطه با من دیده نمیشود.
هوش مصنوعی: این جا جایی است که محبت و توجه به سوختگان دل، مانند نوری درخشان است. پروانهها که همیشه به دنبال نور و زیباییاند، در اینجا نمیتوانند پرواز کنند و جفت بال خود را پیدا کنند.
هوش مصنوعی: هر چه در آن جعبه تیر و کمان وجود دارد، بسته به تلاش ماست که چقدر بتوانیم به هدف برسیم و اشتباهی در کار ما نیست.
هوش مصنوعی: به گلستان برو و از زیباییهای آن لذت ببر، زیرا هیچ پیامی از گلی که با نسیم صبا نمیآید، وجود ندارد.
هوش مصنوعی: موفقیت در کار نیک ما و تو به خاطر لطف و فدای واقعی است و ارزش آدمیت و مقام انسانیت با پول و مادیات قابل سنجش نیست.
هوش مصنوعی: بسیاری از داروها برای درمان انواع بیماریها وجود دارد، اما وقتی که درد تو را آزار نمیدهد، هیچ دارویی نمیتواند به تو کمک کند.
هوش مصنوعی: اگر راه نادرست و کفر وجود داشته باشد، باز هم خوشحال باش که کارهای ازلی جز با بخشش و عطا نیست.
هوش مصنوعی: با فرمان تقدیر کنار بیا، زیرا در میخانه «نظیری» هیچ فریادی پذیرفته نیست، مثل نمازی که قبلاً قضا شده باشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آن را که ز عشق تو بلا نیست بلا نیست
آن را که ز هجر تو فنا نیست فنا نیست
سه بوسه همی خواهم منعم مکن ای دوست
تو صوفیی و منع به نزد تو روا نیست
از مرگ حذر کردن دو وقت روا نیست
روزی که قضا باشد و روزی که قضا نیست
در گلشن ایام نسیمی ز وفا نیست
در دیده افلاک نشانی ز حیا نیست
بر خوانچه این سبز فلک خود همه قرصی است
و آن هم ز پی گرسنه چشمان چو ما نیست
آسایش و سیمرغ دو نام است که معنیش
[...]
در گلشن ایام نسیمی ز وفا نیست
در دیده افلاک نشانی ز حیا نیست
بر خوانچه مینای فلک خود همه قرص است
و آن هم زپی گرسنه چشمان چوما نیست
پنهای فلک حبر ندارد که به تحقیق
[...]
موجود حقیقی بجز از ذات خدا نیست
مائیم صفات و صفت از ذات جدانیست
هر جا که تو انگشت نهی آیت حق است
زان نیست معین که کجا هست و کجا نیست
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.