در بند تو زنجیر گرفتار شکسته
زندان شده صد رخنه و دیوار شکسته
زین بیش شکرخنده حلاوت نفروشد
طوطیم ز شکر سر منقار شکسته
از بس که عنان پیچد ازان چهره نگاهم
خار مژه در دیده خونبار شکسته
صد قافله ناز گشوده به دلم بار
سودای تو را رونق بازار شکسته
بیرون کنم از تن به سر ناخن غیرت
این خار که در سینه افگار شکسته
نی جامه کنم پاره و نی سینه کنم چاک
دیریست دل و دستم ازین کار شکسته
دل خسته ز بیچارگی چاره گرانم
اندوه طبیبان دل بیمار شکسته
پیمانه پیمان تو از بند عزیزان
اندک شده پیوسته و بسیار شکسته
پیمان تو جای عجبی نیست «نظیری »
خوش باش که عهد از طرف یار شکسته



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از احساس اسارت و درد ناشی از دوری محبوب سخن میگوید. او خود را در بند عشق میبیند و شکستگیهای درونی و بیرونیاش را به تصویر میکشد. با تصویری از زخمهای عاطفی و چشمانی خونبار، شور و ناتوانیاش در برابر جدایی را بیان میکند. دلش به خاطر فراق محبوب و سختیهای ناشی از آن خسته است و این رنج به نوعی زندگیاش را تحت تأثیر قرار داده است. در پایان، شاعر به شکستن عهد و پیمانی که بین او و یار وجود دارد اشاره میکند و از این وضعیت رنج میبرد.
هوش مصنوعی: من در قید و بند تو گرفتار هستم و مانند کسی که از زندان رها شده، از همه نواقص و دیوارهای شکسته عبور کردهام.
هوش مصنوعی: طوطی دیگر نمیتواند شیرینی لبخندش را بفروشد، زیرا منقار او از شکر شکسته است.
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی چهرهات، نگاه من آنقدر حیرتزده و غرق در شگفتی شده که مژهام در چشمانم حالت شکسته و خونآلود پیدا کرده است.
هوش مصنوعی: در دل من، عشق تو مانند سیل عظیمی جریان دارد که باعث شده است بسیاری از کاروانها به عشق تو بیایند و بازار شوق و احساس را نسبت به تو پررونق و پرآشوب کند.
هوش مصنوعی: این عبارت به معنای این است که فردی قصد دارد از وجود خود، احساس و غیرت خود را بیرون کند، زیرا این احساس به مانند خاری است که در سینهاش جا دارد و او را آزار میدهد. این حالت نشاندهندهی رنج و درد عمیقی است که فرد حس میکند و میخواهد از آن رهایی یابد.
هوش مصنوعی: من نه لباسی را پاره میکنم و نه سینهام را میشکافم، مدتهاست که قلب و دستم از این کارها خسته و آسیبدیده است.
هوش مصنوعی: دل خستهام از ناامیدی و درماندگی، به پزشکان دلهای شکسته و بیمار، دردی سخت و غمانگیز را به ارمغان آورده است.
هوش مصنوعی: پیمانهی پیمان تو از عشق عزیزان کم شده و مدام در حال شکست و ترک خوردن است.
هوش مصنوعی: عجبی ندارد که تو به عهد و پیمان خود پایبند نیستی، «نظیری»! خوش باش که این شکستن عهد از سوی محبوب است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای رنگ رخت گونه گلنار شکسته
یک موی تو صد طبله عطار شکسته
وز خجلت بالای تو در هر چمن و باغ
افکنده سر سرو و سپیدار شکسته
بازار نکوئی بتو افروخته وز تو
[...]
بازم ز جفایی دل افگار شکسته
بیداد گلی در جگرم خار شکسته
آه از دل آن مست که می خورده باغیار
ساغر بسر یار وفا دار شکسته
دیگر چه ملامت بود از جنگ رقیبان
[...]
تا کی کنی آزار من زار شکسته
آزردگی ای هست در آزار شکسته
بیهوده چه رنجم که زمن زود گذشتی
زودی گذرند از بر دیوار شکسته
آسان نرود محنت هجران تو از دل
[...]
گل را ورقم رونق بازار شکسته
این خامه کله گوشه به گلزار شکسته
صد جا شکن طره آشفته دلیهاست
آهی که مرا بر لب اظهار شکسته
شادیم که زندان غم آباد جهان را
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.