عشق تو شیرازه اجزای من
شوق تو فهرست سراپای من
بسمله گوشه ابروی تست
فاتحه شرح تمنای من
رابطه بند به بندم ز تست
ثبت به داغت شده اعضای من
کعبه کوی تو بود مرجعم
بر سر معراج بود پای من
مردمک چشم جهانی ز تست
روشنی دیده بینای من
از شکرستان تو اجری خورست
طوطی گویای شکرخای من
از چمن حسن تو بیرون مباد
زمزمه بلبل گویای من
این قدر ارزم که به هیچم خری
بیم زیان نیست ز سودای من
این شرفم بس که شوی مشتری
هیچ مده قیمت کالای من
پس ز رفیقان ره افتاده ام
گر نکنی رحم به من وای من
جای «نظیری » دگر اینجا کجاست؟
من شده نو آمده بر جای من



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و وابستگی عمیق خود به معشوق سخن میگوید. او عشق را شیرازه و شوق را فهرست وجود خود میشمارد و به زیباییهای روی معشوق اشاره میکند. شاعر به چشمان معشوق به عنوان منبع بینایی و روشنی اشاره میکند و همچنین از نیکوییهای او سخن میگوید که زندگیاش را معنا میبخشند. با ابراز ناامیدی از رفیقان و کمتوجهی دیگران، احساس تنهایی و اشتیاق شدید به محبت معشوق را بیان میکند و در انتها، به بینظیر بودن خود و جایگاهش در زندگی اشاره مینماید.
هوش مصنوعی: عشق تو، رشتهای است که اجزای وجودم را به هم متصل میکند و شوق تو، راهنمای کاملی است که تمام وجودم را شامل میشود.
هوش مصنوعی: چشمنواز ابروی تو، آغاز همه آرزوهای من است.
هوش مصنوعی: رابطهام با تو به گونهای است که هر بخش از وجودم تحت تأثیر عشق و محبت تو قرار گرفته و اثر تو در تمام وجودم ثبت شده است.
هوش مصنوعی: کعبه، جایی است که به خاطر تو به آنجا روی آوردهام و مسیر من به سمت آن، در حالی که در اوج معنویت و نزدیکی به تو هستم، قرار دارد.
هوش مصنوعی: چشم من به خاطر تو روشن است و تو مانند یک نگین درخشان در جهان هستی من به شمار میآیی.
هوش مصنوعی: در سرزمین شیرین تو، صدای قناری مانند طوطی خوشزبان من، سرشار از محبت و زیبایی است.
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و محبوبیت تو، نگذار صدای بلبل که به نغمهسرایی پرداخته، از دشت بیرون برود.
هوش مصنوعی: من آنقدر اهمیت ندارم که هیچ کس بابت من نگرانی به خود راه دهد، نه از بابت خسارت و نه از سودای من.
هوش مصنوعی: این را من یک افتخار میدانم که تو به من توجه داری؛ اما هیچ چیز ارزش من را نمیتوانی با قیمتگذاری کاهش دهی.
هوش مصنوعی: من از دوستان دور افتادهام، اگر به من رحم نکنید، وای بر من.
هوش مصنوعی: کجاست کسی مثل من؟ من که تازه به اینجا آمدهام.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ظلم شد امروز تماشای من
وای به رسوائی فردای من
بازرسید آن بت زیبای من
خرمی این دم و فردای من
در نظرش روشنی چشم من
در رخ او باغ و تماشای من
عاقبت امر به گوشش رسید
[...]
نیست ز کس لولوی لالای من
ژرف ببین در تهٔ دریای من
رحم نما بر دل شیدای من
گر نکنی رحم تو ای وای من
این همه گل چیست ته پای من
ساخته گلزار مصلای من
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.