نه مراست حسن خصلی به عیار سربلندان
نه خوش آمدی موافق به مذاق خودپسندان
به خیال نقش و رنگم ز دو دیده خواب برده
خم ابروی نگارین چو شب نگاربندان
به تک و دو اندرین ره نرسم به گرد مردی
که بر اسب چوب تازم پی بادپا سمندان
به چراغ تیره بختان دم خسته می فروشم
که ز ناکسی نیرزم به فروغ ارجمندان
به هوس پزیم سودا من و آهوی خطایی
به خطا فرو نیاید سر عنبرین کمندان
دل سوگوار ما را بت شوخ و شنگ باید
می تلخ تر مناسب به مزاج دردمندان
به کسی نشین «نظیری » که به نیش نوش بخشد
چه تمتع و حلاوت ز حدیث بی گزندان
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات و افکار عمیق شاعر درباره عشق و زیبایی میپردازد. شاعر از زیباییها و جذابیتهای ظاهری میگوید، اما همزمان به ناتوانی خود در رسیدن به آنها اشاره میکند. او به حالتی پریشان و نامید اشاره دارد که نمیتواند به آرزوهایش دست یابد. عشق برای او تلخ و دردناک است و به دنبال کسی است که بتواند در این درد شریکش باشد. شاعر همچنین بر این نکته تأکید میکند که لذت و خوشی واقعی در معرفت و عمیقتر از ظواهر است.
هوش مصنوعی: نه من آنقدر زیبا هستم که با کسانی که همیشه در جستجوی زیباییهای ظاهری هستند، مطابقت داشته باشم و نه اینکه تو به مذاق افرادی که فقط به خواستهها و سلیقههای خود اهمیت میدهند، خوشایند آمدهای.
هوش مصنوعی: افکار و تصورات من از زیباییها، تحت تأثیر چشمان خوابآلود و ابروی قوسدار معشوق شده است، مانند شبهایی که پر از زیبایی و جاذبهاند.
هوش مصنوعی: در این مسیر به الهام و اشتباهات نمیرسم، بلکه به سمت مردی میروم که بر اسب چوبی میتازد و از باد و سرعت اسبهای تند میآید.
هوش مصنوعی: من ناراحتی و بدبختی کسانی را که در زندگی شان به جایی نرسیدهاند، با مشکلات خودشان به اشتراک میگذارم و به آنها کمک میکنم، زیرا از ناتوانی خود میکاهم تا بتوانم به روشنی و موفقیت افراد برجسته و توانمند نزدیک شوم.
هوش مصنوعی: ما به دنبال لذت و عشق هستیم، اما گویای خطاهای عشق، به راحتی نمیتوانیم به هدف و مقصود دلخواه خود برسیم.
هوش مصنوعی: دلمان که پر از غم و اندوه است، نیاز دارد که معشوقهای خوشبخت و خوشرو به آن بپیوندد تا تلخیهایش را با حالتی متناسب و سازگار با درد و رنج ما کم کند.
هوش مصنوعی: به کسی نزدیک نشو که به تو زهر پاشش کند، زیرا بهره و لذتی از گفت و گوهایی که بدون دردسر و مشکلات باشند، نخواهی برد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چه خوش است بوی عشق از نفس نیازمندان
دل از انتظار خونین، دهن از امید خندان
مگر آن که هر دو چشمش همه عمر بسته باشد
به وَرَع خلاص یابد، ز فریب چشم بندان
نظری مباح کردند و هزار خون معطل
[...]
ز نشاط و عیش بادا لب تو همیشه خندان
شکرست آن نه لبها گهرست آن نه دندان
به دهان تنگ فرما که ز حقه مرهمی ده
چو به خنده تازه کردی سر ریش دردمندان
به غبار گرد روی تو خطی نوشته دیدم
[...]
تو که پیش بیغمانی چو گل از نشاط خندان
رخ خود چو غنچه درهم چه کشی ز دردمندان
ز لب تو بیعنایت، بکجا برم شکایت
که صدم جفاست از وی ز تو صدهزار چندان
چکنم که در نگیرد بتو شمع برق آهی
[...]
به چه رو به جلوه آید، طلب نیازمندان
نه دل نیاز خرم، نه لب امید خندان
گله از تهی کمندی، نه روا بود، همین بس
که غزال ما نیفتد به کمند صید بندان
چه کند زبون شکاری، ز چنین شکارگاهی
[...]
بخرند ناز معشوق به جان نیازمندان
به مژه چو شمع گریان و به لب چو صبح خندان
نظری که وقف باشد بنگاه جادوی تو
برود زره ازین پس بفسون چشم بندان
نکنی بعاشقی عیب گرش قدم بلغزد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.