ما برق جای نور به کاشانه بردهایم
آتش به پاسبانی پروانه بردهایم
بگرفته خواب دیده بخت و امید را
از بس ز وعدههای تو افسانه بردهایم
با ما اگر خدای کند دشمنی به جاست
کز آشنا پناه به بیگانه بردهایم
این گوشمال درخور ما هست از فراق
نام جدایی تو دلیرانه بردهایم
مستیم، آنچنان که به قصد هلاک خویش
خنجر به خصم و سنگ به دیوانه بردهایم
از سایه خودیم رمان ما رمیدگان
کز کنج خانه گنج به ویرانه بردهایم
حرفی بگو، بپرس، «نظیری» چه محرمی است
حسرت به آشناییی بیگانه بردهایم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان احساسات عمیق خود در مورد جدایی و فراق میپردازد. او از شادی و امیدی که به دلیل وعدههای عشق به خواب رفته است، سخن میگوید و به غم و حسرت ناشی از جدایی اشاره میکند. شاعر میگوید که حتی اگر از سوی خداوند با دشمنی روبهرو شود، از آشنایان به بیگانگان پناه برده و در پی دوستیهای جدید رفته است. احساس مستی و هلاکت نیز در او وجود دارد، بهطوریکه به خود آسیب میزند. در پایان، از دیگران میخواهد تا از او بپرسند که چه دردی بر او گذشته است و او همواره حسرت آشنایی با بیگانگان را به دوش میکشد.
هوش مصنوعی: ما جای نور را با برق پر کردهایم و آتش را برای مراقبت از پروانه به همراه آوردهایم.
هوش مصنوعی: خواب و امید ما از بس که به وعدههای تو دل بستهایم، گرفته و محو شده است.
هوش مصنوعی: اگر خداوند با ما دشمنی کند، جایز است؛ زیرا ما از آن کس که با ما آشناست، به بیگانه پناه آوردهایم.
هوش مصنوعی: این تنبیهای که ما دریافت کردهایم به خاطر دوری و جداییات است و ما با شجاعت این درد را تحمل کردهایم.
هوش مصنوعی: ما در حالتی مستی به سر میبریم که مانند کسی که برای آسیب رساندن به خود، به دشمنش چاقو میزند و به دیوانه سنگ پرتاب میکند، رفتار میکنیم.
هوش مصنوعی: ما از سایه خود فرار کردهایم و دور از خانه، گنجی را که داشتیم به ویرانهای منتقل کردهایم.
هوش مصنوعی: بگو چیزی، بپرس؛ «نظیری» چه رازی است که ما به دوستی با کسی که غریبه است، دلخوشی داریم اما از آن حسرت میخوریم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ما توبه را به طاعت پیمانه بردهایم
محراب را به سجده بتخانه بردهایم
ما رخت دل ز کعبه به بتخانه بردهایم
چون می، ز شیشه راه به پیمانه بردهایم
از عشق پی به حسن برد هرکسی و ما
از نور شمع، راه به پروانه بردهایم
میگردد از حباب، سبکتر به روی می
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.