نه ز جهدم به کف بخت عنان میآید
نه به زورم زه دولت به کمان میآید
نه مرا بازوی قایم نه مرا دیده راست
همه بیقصد خدنگم به نشان میآید
تو که آسودهدلی از نفسم سود مخواه
من که شوریدهام آتش به زبان میآید
سخن مردم دیوانه حقیقت دارد
در عبارت به اشارات نهان میآید
عشق در مملکت عقل چو سلطان گردد
روش و عادت دیگر به میان میآید
میکنم سور چو از خانه علایق برود
میدهم خیر چو از راه زیان میآید
همه بر خویش ز بیم دم آخر لرزند
جای ذوق است که کشتی به کران میآید
مرد درگاه و سراپرده عزت نبود
هرکه دامن به سر پای کشان میآید
وصل جویان تو بر روی نسیمی گردند
که ازو بوی تلف کاری جان میآید
طاقت جور و جفا نیست تنگ حوصله را
گریه چون زور کند دل به فغان میآید
این که با طبع شبابست «نظیری » چه عجب
میرود پیر به میخانه جوان میآید



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به تبیین ناامیدی و کشمکش در زندگی میپردازد و بیان میکند که بخت و دولت هیچ کدام به زور و تلاش او پاسخ نمیدهند. او از بینظمی احساسی خود و درگیری با عشق سخن میگوید و تأکید میکند که عشق، هرچند عقل را تحتالشعاع قرار میدهد، اما باعث تغییر رفتارها و عادات میشود. شاعر همچنین به طبیعت انسانی و ترس از پایان عمر اشاره کرده و زندگانی را به یک سفر پرچالش تبدیل میکند. در پایان، به جوانی و جوانی روح اشاره میکند که حتی با وجود پیری، به زندگی و شادی ادامه میدهد.
هوش مصنوعی: بخت و شانس من نه به خاطر تلاش و زحمت من به دست میآید و نه با زور و قدرت.
هوش مصنوعی: من نه نیرویی برای پنهان شدن دارم و نه چشمی راست و راستگو، همه چیز بیهدف به من میرسد و مانند تیر به هدف میزند.
هوش مصنوعی: تو که در آرامش و راحتی هستی، از من توقع نداشته باش. من که در تلاطم و آشفتگی هستم، کلامم آتشین و پرشور خواهد بود.
هوش مصنوعی: سخنان افرادی که به نظر دیوانه میآیند، گاهی حقیقتهایی را در خود دارند که به صورت غیرمستقیم و با کنایه بیان میشوند.
هوش مصنوعی: وقتی عشق در دنیای عقل و دانش به جایگاه سلطنت برسد، شیوهها و رفتارهای جدیدی به وجود میآید.
هوش مصنوعی: وقتی که احساسات و وابستگیها از زندگیام دور شوند، جشن میگیرم و شاد میشوم. اما اگر زیان و ضرری به من نزدیک شود، تصمیم میگیرم تا به نیکی و خیر بپردازم.
هوش مصنوعی: همه از ترس لحظهی پایانی به خود میلرزند و این نشاندهندهی شادی و ذوق است که کشتی به ساحل نزدیک میشود.
هوش مصنوعی: هر کسی که به دنبال مقام و عزت است، باید شایستگی و لیاقت آن را داشته باشد. نمیشود که تنها با سر و صدا و ادعا به جایگاههای بلند دست یابیم.
هوش مصنوعی: محبتورزان به تو مانند نسیمی هستند که بوی جانسوزی را به همراه دارد.
هوش مصنوعی: دل تنگ و حوصله کم، دیگر تحمل درد و سختی را ندارد. وقتی که فشار و آزار زیاد میشود، اشک میریزد و احساسش را با فریاد بیان میکند.
هوش مصنوعی: اینکه جوانان به دلخواه و شور و شوق به میخانه میروند، چیز عجیبی نیست که پیران نیز گاهی به آنجا میآیند و سرزندگی جوانی را تجربه میکنند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
یا رب این بوی خوش از روضه جان میآید
یا نسیمیست کز آن سوی جهان میآید
یا رب این آب حیات از چه وطن میجوشد
یا رب این نور صفات از چه مکان میآید
عجب این غلغله از جوق ملک میخیزد
[...]
آن نه عشق است که از دل به دهان میآید
وان نه عاشق که ز معشوق به جان میآید
گو برو در پس زانوی سلامت بنشین
آن که از دست ملامت به فغان میآید
کشتی هر که در این ورطه خونخوار افتاد
[...]
سبزهها میدمد و آب روان میآید
ابر چون دیده من گریهکنان میآید
از پس گشتن صحرا و لب جوی و چمن
هوسی در دل هر پیر و جوان میآید
سر و بالای من از من شده، زانم ناخوش
[...]
یار میآید و در دیده چنان میآید
که پری پیکری از عالم جان میآید
سر سودای تو گنجی است نهان در دل من
به زیان میرود آن چون به زبان میآید
من گرفتم که ز عشق تو حکایت نکنم
[...]
از لب او سختی چون به زبان میآید
گوییا آب حیاتی به دهان میآید
خواهد آمد ز منت تیر بلا بر جان گفت
در دل خسته مراه نیز چنان میآید
بر در او نه منم آمده جان بر کف دست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.