گنجور

 
نظیری نیشابوری

دل بر این ناخوش آشیانه منه

چشم بر شفقت زمانه منه

ناگهان می زنند طبل رحیل

رخت خود جز بر آستانه منه

تا کفافی و شاهدی باشد

پای بر آستان خانه منه

بدره تا دست در میان دارد

باده و چنگ بر کرانه منه

می و معشوقه شبانه خوش است

نان و پیه آبه شبانه منه

مرغ دل دار از قفس آزاد

بر در خانه آب و دانه منه

گوش بر نغمه اغانی نه

چشم بر جرعه مغانه نه

دیر یا زود می رسد روزی

بر جهان قحط جاودانه منه

هرچه دستت دهد نکویی کن

عذر پیدا مکن بهانه منه

اثر زندگی به گور فرست

از پی مردگی نشانه منه

عشق همراه برنمی تابد

پای در ره به جز یگانه منه

با «نظیری »نشین و وعظ شنو

گوش بر هرزه و فسانه منه

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
سلطان ولد
سلطان ولد » ولدنامه » بخش ۱۲۱ - در بیان آنکه نور انبیاء و اولیاء و مؤمنان قدیم است و قایم بخدا، حدوث و عدد در صورت ایشان باشد نه در معنی شان. از اینرو می‌فرماید پیغامبر علیه السلام که کنت نبیاً و آدم بین الماء و الطین. و از آن سبب یک نفس‌اند که همه زنده بنور حق‌اند چون نظر بنور ایشان کنی جمله را یک بینی و اگر بصورتشان نگری متعدد نماید همچنانکه آفتاب در صد هزار خانه می‌تابد خانه‌ها متعدداند اما نور یکی است از این جهت مصطفی صلوات اللّه علیه مؤمنان را نفس واحد خواند که آن یگانگی مخصوص بدیشان است، باقی همه متعدداند ظاهراً و باطناً مثلا هر کس را در خانۀ خود چراغی هست از مردن چراغ یکی خانۀ دیگری تاریک نشود. زیرا هر یکی جدا چراغی دارند. الا چراغ خانۀ مؤمنان چون آفتاب است که اگر غروب کند یا منکسف گردد همه خانه‌ها تاریک شوند و در تقریر آنکه هر که مدح اولیا میکند در حقیقت مداح خویشتن است چنانکه مولانا قدسنا اللّه بسره العزیز میفرماید

چون بمیرد چراغ یک خانه

هیچ همسایه غم خورد زان نه

شاه نعمت‌الله ولی

کون کونی یکون من کونه

عین عینی بعینه عینه

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه