دارد ز غمزه حجت قاطع حبیب ما
بیعت به ذوالفقار ستاند خطیب ما
یک بانگ ذوق گرمی ما را کفایت است
حاجت به تازیانه ندارد ادیب ما
روزی که رخ نمود به ما کار داشت عشق
ز اول حوالهٔ دگران شد نصیب ما
ما را تو و قبول نیازی و خلوتی
مال و منال هر دو جهان از رقیب ما
از نکهت گل است ضرر دل رمیده را
در بر رخ صبا نگشاید طبیب ما
عاشق ز کوی دوست به تکلیف آمده
با صبر و راحت انس نگیرد غریب ما
بهتر که از حکایت ما درکشی نفس
دل خون شود ز غصه کار مهیب ما
گل را قصور نیست تو را گر زُکام هست
در بار کاروان همه هست طیب ما
بر پای بند کون «نظیری » زدیم پا
آویخت عشق از سر گردون صلیب ما
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به عشق و ارتباط عمیق با محبوب پرداخته و از مسائلی چون بیعت و عهد صحبت میکند. شاعر با بیانی لطیف و استعاری، نشان میدهد که عشق به محبوب به نوعی حجت قاطع است و از آن به عنوان نیرویی قوی یاد میکند. همچنین اشارهای به جاودانگی عشق و وابستگی به محبوب دارد و از تحمل سختیها و غمهایی که عاشق تجربه میکند سخن میگوید. در نهایت، نشان میدهد که حتی در غم و سختی، عشق و زیبایی میتواند تسکیندهنده باشد.
هوش مصنوعی: حبیب ما با نگاههای دلربایش، دلایل قاطعی علیه غمها ارائه میدهد و ما را به پیوندی مستحکم با او دعوت میکند. سخنران ما نیز این موضوع را با قوت مطرح میکند.
هوش مصنوعی: یک صدای شاد و گرم برای ما کافی است و نیازی به تنبیه و تازیانه نیست تا ما را وادار به تلاش کند.
هوش مصنوعی: روزی که عشق خودش را به ما نشان داد، از همان آغاز سرنوشت ما به دیگران پیوند خورده بود.
هوش مصنوعی: ما به تو و نیاز خود در یک خلوت اعتماد داریم و هیچ کدام از داراییهای دنیوی و معنوی مان برای رقیبانمان مهم نیست.
هوش مصنوعی: بوی خوش گل، دردی که دل شیدا دارد را درمان نمیکند و هیچ طبیبی نمیتواند دلباخته را آرام کند.
هوش مصنوعی: عاشق به خاطر عشق به دوست، با سختی و وظیفه به اینجا آمده است و در این حالت نمیتواند آرامش و راحتی را پیدا کند، زیرا غریب و دور از خانه است.
هوش مصنوعی: بهتر است که داستان ما را نشنوی، زیرا این داستان آنقدر غمانگیز و وحشتناک است که ممکن است قلبت از درد به آتش بیفتد.
هوش مصنوعی: اگر تو به دلیل سرماخوردگی از گل خشمگینی، باید بدانی که در کاروان همه چیز به خوبی و خوشی است.
هوش مصنوعی: ما در دنیای مادی و سختیهای آن ایستادهایم و عشق را به عنوان وزنهای بر دوش خود حمل میکنیم که ما را از آسمان به زمین متصل کرده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ما را سپرده است به ساقی حبیب ما
نیکو خلیفه ای ست که دارد ادیب ما
مخمور شوق را می وصل است سازگار
ما خسته ایم و ساقی کوثر طبیب ما
معشوق ماست ساقی گلچهره ای که هست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.