گنجور

 
نظیری نیشابوری

نوشی به صد جان رایگان قوت روان کیستی؟

کامی به صد حسرت نهان آرام جان کیستی؟

آدم به شوقت در جهان، رضوان به ذوقت در جنان

تو مرغ عنقا آشیان در بوستان کیستی؟

از نسل خوبانی قمر وز قسم حورانی بشر

روشن کند فرت نظر از دودمان کیستی؟

ای از هدایت آیتی بر ما ز یزدان رحمتی

با کس نداری نسبتی نازل به شان کیستی

با خود غرور و سرکشی با ما جفا و ناخوشی

از خود نیی از ما نیی آخر از آن کیستی؟

بسیار ناز و کم نگه کوته قبا و کج کله

خوش می روی رقصان به ره سرو روان کیستی؟

بر قلب پا افشرده ای رخش خرد پی کرده ای

گوی از مه و خور برده ای چابک عنان کیستی؟

قهر از صفا پرجوش تر فاش از خفا پرنوش تر

تلخ از شکر خوش نوش تر شیرین زبان کیستی؟

می ریزد از کلک و زبان نوشت «نظیری » در بیان

دست و دهان آلوده ای گستاخ خوان کیستی؟

 
sunny dark_mode