این کعبه را بنا نه به باطل نهادهاند
بس معنی و جمال درین گِل نهادهاند
درمانده گشته است به این کار و بال عقل
هرسو هزار عقده مشکل نهادهاند
زین گل چه دیدهاند مگر حاملان عرش
کز رنج ره به بادیه محمل نهادهاند
قلزم به شور رفته و عمان نشسته تلخ
زین آب زندگی که به ساحل نهادهاند
آه این چه دوستی است که سرهای یکدگر
خویشان بریده در ره قاتل نهادهاند
خوارم مکن که ریختن آب روی را
با خون صد شهید مقابل نهادهاند
بر هرکه هوشیار بود اعتراض کن
مستان قدم به بزم تو غافل نهادهاند
بنمای رخ تمام که شاهانه چیدهاند
شاهان که خان به دعوت سایل نهادهاند
گردن بنه به تیغ «نظیری» که عاشقی
بر سر کلاه مردم عاقل نهادهاند


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به انتقاد از وضعیتی میپردازد که در آن زیبایی و معنا در کعبه گم شده و عقل به بنبست رسیده است. او از تضادهای انسانی و دردهایی که بر اثر دوستیهای بزرگ و در عین حال نابودگر به وجود آمده، سخن میگوید. انزوا و تلخیهای حیات انسانی را به تصویر میکشد و از ریختن آب بر چهرهاش به عنوان نمادی از تحقیر صحبت میکند. همچنین، با تأکید بر اهمیت و ارزش عاشقی، از مردم میخواهد که واقعیتها را ببینند و در برابر نیرنگها هوشیار باشند. در نهایت، شاعر از قدرت و شکوه عشق سخن میگوید و به معرفت عمیقتری در زندگی دعوت میکند.
هوش مصنوعی: این مکان مقدس تنها بر اساس بیاساس و توهم ساخته نشده است، بلکه به راستی در این خاک ارزش و زیبایی عمیق وجود دارد.
هوش مصنوعی: به خاطر این کار، شخصی ناامید و درمانده شده است و در ذهنش هزاران مشکل و عقده ایجاد شده که از هر طرف او را احاطه کردهاند.
هوش مصنوعی: این گل چه زیباییهایی داشته که فقط فرشتگان و حاملان عرش آن را دیدهاند، در حالی که آنها از سختیهای سفر و دشواریهای راه به اینجا آمدهاند و در نهایت به این زیبایی دست پیدا کردهاند.
هوش مصنوعی: دریا به شدت به تلاطم افتاده و در عمان حالتی تلخ و ناامیدانه حاکم است از این زندگی که به کنار ساحل آوردهاند.
هوش مصنوعی: این چه نوع دوستی است که افراد با هم نسبت خونی دارند، اما در مسیر دشمنی، سرهای یکدیگر را قربانی کردهاند؟
هوش مصنوعی: مرا ذلیل نکنید، زیرا که ریختن یک قطره آب به اندازه خون صد شهید ارزش ندارد.
هوش مصنوعی: هر کس که هوشیار و آگاه است، میتواند به تو اعتراض کند، زیرا بیخبرها و سرمستها به بزم تو وارد شدهاند و بیدقت عمل میکنند.
هوش مصنوعی: آشکار کن چهرهات را به طور کامل، زیرا شاهان به زیبایی و شکوه به حضور مهمانان دعوت کردهاند.
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر از علاقه و عشق سخن میگوید و به زیباییهایی که عاشقانه در زندگی وجود دارد اشاره میکند. او میگوید که عشق میتواند مثل یک زینت در زندگی افراد عاقل قرار بگیرد و آنها را از شرایط عادی جدا کند. عشق چیزی است که میتواند به دوش انسانها سنگینی کند و باعث گردد تا در میان دیگران درخشندهتر باشند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آن رهروان که رو به در دل نهاده اند
بی رنج راه رخت به منزل نهاده اند
تا می توان شکست دل دوستان مخواه
کاین خانه را به کعبه مقابل نهاده اند
بسم الله ای مسیح که چندین تن عزیز
[...]
خوبان که روی بر من بیدل نهادهاند
دام از پی شکاری بسمل نهادهاند
باشد نشان پا همه خونین به کوی دوست
آنجا ز بس که کام به ساحل نهادهاند
مستان ز بحر پرخطر عشق همچو مُل
[...]
جمعی که بار درد تو بر دل نهادهاند
چون راه سر به دامن منزل نهادهاند
در دامن مراد دو عالم نمیزنند
دستی که عاشقان تو بر دل نهادهاند
پاکند از آن ز عیب نکویان که پیش رو
[...]
آن رهروان که رو به درِ دل نهادهاند
بی رنجِ راه رخت به منزل نهادهاند
درماندهٔ صلاح و فسادیم الحذر
زین رسمها که مردمِ عاقل نهادهاند
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.