گنجور

 
نظیری نیشابوری

روی دل با دوست باید داشت در مرگ و نشاط

راست رفتی در محبت، راست رفتی در صراط

دوستی با دشمنان دوست دشمن دوستی است

تا نباشد دل موافق درنگیرد اختلاط

اعتدال از سرو باغ آموز نی از خار و گل

نه سراپا بستگی نی پای تا سر انبساط

چیست این گردون طلسمی بوالعجب تعویذ دهر

سر نمی آرد کسی بیرونش از خط و نقاط

آسمان دیریست دلگیرست از بازی خویش

لیک داو آخر نمی گردد که برچیند بساط

نیست در کل جهان جزوی که آن در کار نیست

نقطه ای کم می شود می ریزد از هم ارتباط

نظم عالم را حکیمی هست آخر، روشنست

حکمتش از استواری ز استواری احتیاط

خود عجب دارم که در کنه جمال خود رسد

کی توان یک ذات را گفتن محیطست و محاط

خیز فرض خود ادا فرما «نظیری » تا رویم

خواب در مسجد حرامست و اقامت در رباط

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
سنایی

تا به بستانم نشاندی بر بساط انبساط

ناگهانم در برآوردی و ماندی در بساط

برگشاد از قهر و لطف لشکر قهرت کمین

تا به دل‌ها درنگون شد رؤیت انس و نشاط

من ز بهر دوستی را جان و دل کردم سبیل

[...]

فیاض لاهیجی

گریه بی‌خون دلم رنگی ندارد در بساط

بی من آه و ناله با هم کی نمایند اختلاط

آن سبکروح غم عشقم که دایم می‌کند

گریه بی من انقباض و ناله با من انبساط

گر دل درد آشنای من نبودی در میان

[...]

سیدای نسفی

با پریشان روزگاران یار دارد اختلاط

مهر نتواند کشیدن در کمند احتیاط

سالکان را زیر گردون نیست جای خواب امن

خون چندین کاروان را خورده خاک این رباط

عاشقان مفلس خود را به سنگ کم مزن

[...]

نورعلیشاه

ای که با نیکان طمع داری که یا بی ارتباط

با بدان منشین که باایشان مضر است اختلاط

رو عدالت پیشه کن هر روز و میکن راستی

تا روزی از عدل فردا راست بر روی صراط

چیست این دنیا رباط و خلق دنیا کاروان

[...]

آشفتهٔ شیرازی

عشقِ پیرانه‌سرم انگیخته در دل نشاط

بر هوا گسترده‌ام از نو سلیمان‌وَش نشاط

پرچم زلف بتی افکند بر سر سایه‌ام

تا زنم بر بام گردون پرچم عیش و نشاط

قافله‌سالار عشقم کاروان پربار دل

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه