دیریست بیرون رفته ام از اختیار خویشتن
بنشسته ام اندوهگین در انتظار خویشتن
گر از عیار حال خود در مجلس اظهاری کنم
ساز از مقام خود فتد من از عیار خویشتن
مشرب مصاحب می کند ورنه تفاوت بی حدست
تو مست حسن و ناز خود من در خمار خویشتن
تا رفتم از کوی مغان در من غریبی کار کرد
هرگز نمی آید مرا یاد دیار خویشتن
توفیق اگر یاری کند در زهد خشک آتش زنم
زاب ورع سوز آورم رنگی به کار خویشتن
سیلاب مستی سر دهم تا بیخ هستی برکند
یک بارگی فارغ شوم از خار خار خویشتن
گر بر سر صلح آورد روزی پشیمانی تو را
چندان بگریم کز دلت شویم غبار خویشتن
گر پیش می خواندی مراد ذوق مرا می یافتی
نقش خرابی مانده ام از یادگار خویشتن
آن شب که در خون خفته ام دانم شب آسودگی است
کم روز راحت دیده ام از روزگار خویشتن
یک روز برقع برفکن انصاف مشتاقان بده
خلق جهان را کرده ای امیدوار خویشتن
معشوق و عاشق را به هم نازی «نظیری» لازم است
دشمن نمیباشد کسی با دوستدار خویشتن
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار به حالات درونی و نگرانیهای خود اشاره میکند. او احساس میکند که از خود و هویت واقعیاش دور شده و در انتظار بازگشت به خود است. او در مورد مشکلات روحی و افسردگیاش صحبت میکند و اینکه به دنبال راهی برای فرار از دردهایش است. همچنین، شاعر به تمایل به زهد و رهایی از دنیا و خودخواهیها اشاره دارد. او همچنین به عشق و ارتباطات انسانی و ضروری بودن ناز و محبت معشوق و عاشق اشاره میکند. در کل، این اشعار نشاندهنده حس تنهایی، ناامیدی و تلاش برای یافتن آرامش در درون خود هستند.
هوش مصنوعی: مدتی است که از خودم جدا شدهام و نمیتوانم بر خودم تسلط داشته باشم. در حالی که غمگین هستم، در انتظار بازگشت خودم نشستهام.
هوش مصنوعی: اگر در جمع نشان دهم که چه حالتی دارم، ممکن است از جایگاه خود پایین بیفتم و به همان اندازه از ارزش خود کاسته شود.
هوش مصنوعی: دوست با همبازی کردن، حالت خاصی به آدم میدهد، زیرا تفاوتهای زیادی وجود دارد. تو در خوشی و زیبایی خود غرق شدهای، در حالی که من در خمار و حالت خودم هستم.
هوش مصنوعی: وقتی از محل زندگی مغان دور شدم، احساس تنهایی در من شکل گرفت و هیچگاه یاد دیار خودم به سراغم نمیآید.
هوش مصنوعی: اگر توفیق کمک کند، در حالی که زهد و پرهیزکاری خشک و بیروح است، با آن آتش میزنم و از نُه رنگی به کار خود میزنم که در آن شائبهای از تقوا و ورع وجود داشته باشد.
هوش مصنوعی: میخواهم همهی مشکلات و رنجهای زندگیام را کنار بگذارم و به حالتی آزاد و بیدغدغه برسم. میخواهم با سرشوری از معرفت و عشق، به عمق وجودم نفوذ کنم و از مشکلات و دردهایم رها شوم.
هوش مصنوعی: اگر روزی به صلح برسی، افسوس و پشیمانی تو را آنقدر بگریم که دل تو پاک و آزاد شود.
هوش مصنوعی: اگر از قبل به صدای من گوش میکردی و به احساساتم توجه میکردی، میتوانستی نشانههای از دست رفتن و ویرانی که به یادگار از من باقی مانده را ببینی.
هوش مصنوعی: آن شبی که در غم و اندوه غوطهور هستم، میدانم که شب آرامش و استراحت است. چون در روزهای زندگیام کمی راحتی را تجربه کردهام.
هوش مصنوعی: روزی پرده را کنار بزن و انصاف عاشقان را به آنها بده، زیرا که تو باعث امیدواری مردم جهان به خود شدهای.
هوش مصنوعی: برای ارتباط عاشق و معشوق، لازم است که کمی ناز و دنیا با هم داشته باشند. هیچ دشمنی در مقابل کسی که به خودی خود را دوست دارد وجود ندارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هر مجلسی و ساقیی، من در خمار خویشتن
هر بیدلی آمد به خود، من بر قرار خویشتن
زین سوی جور دشمنان، زانسوی طعن دوستان
خلقی به طعن و گفتگو، عاشق به کار خویشتن
ای پندگو، هر دم دگر چه آتشم در می زنی
[...]
حیرانم از افسردگی، در کار و بار خویشتن
کو عشق تا آتش زنم، در روزگار خویشتن
گفتم مبادا بعد من، ملک کسی گردد غمت
تا بیع بستم، کردمش وقف مزار خویشتن
در محفل روحانیان، گردد ز مو باریکتر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.