گنجور

 
نورس دماوندی

فهرست شعرها به ترتیب آخر حرف قافیه گردآوری شده است. برای پیدا کردن یک شعر کافی است حرف آخر قافیه آن را در نظر بگیرید تا بتوانید آن را پیدا کنید.

مثلا برای پیدا کردن شعری که مصرع زد ابلق آن نگاه سفید و سیاه و سرخ مصرع اول یکی از بیتهای آن است باید شعرهایی را نگاه کنید که آخر حرف قافیه آنها خ است.

حرف آخر قافیه

الف
ب
ت
ث
ج
ح
خ
د
ذ
ر
ز
س
ش
ص
ض
ط
ظ
ع
غ
ف
ق
ک
گ
ل
م
ن
و
ه
ی

شماره ۱: طراز اسم اعظم داشت چون خاتم سلیمان را

شماره ۲: الهی کیمیایی طور ده مشت گل ما را

شماره ۳: بفکند سایه از خط به سر آن عذار ما را

شماره ۴: چو چشم دلبران دیدم بنای خانه خود را

شماره ۵: یک شرر باشد تجلی شعله‌ی طور مرا

شماره ۶: دل شب‌ها ز سودای تو سوزد داغ کوکبها

شماره ۷: به رنگ خامه تا شق کرده‌ام در استخوان پیدا

شماره ۸: بود مد حیات عاشقان موج طپیدنها

شماره ۹: رو می‌دهد به صاف دلان دلفریب ما

شماره ۱۰: گل مهرست صبح نو بهار آشنایی را

شماره ۱۱: زهی پیمانه‌ی صهبای شوقت کاسه‌ی سرها

شماره ۱۲: بس که در آغوش خوبان جا بود پیدا مرا

شماره ۱۳: در عرق ماهش کند هم چشم پروین قطره را

شماره ۱۴: فرنگی نرگسی دارد مرا دیوانه در صحرا

شماره ۱۵: پیموده باده نرگس مست سیاه را

شماره ۱۶: برق حضور شد نفس آشنا مرا

شماره ۱۷: گرچه مهتاب است زور می کتان شیشه را

شماره ۱۸: ای غم اوراد کرده‌ایم تو را

شماره ۱۹: نعمت دندان بود پیرایه بخش خوان مرا

شماره ۲۰: بیفشان از سحاب چشم تر اشک ندامت را

شماره ۲۱: دل می‌مکد مداخل آن پشت پا مرا

شماره ۲۲: اول شب شد برد ساقی لبالب جام را

شماره ۲۳: الهی رام الفت ساز این وحشی نگاهان را

شماره ۲۴: چهره‌ی پوش کرده‌ایم تو را

شماره ۲۵: گریه امداد کرده‌ایم تو را

شماره ۲۶: دایم ز حرف خویش زیان کرده‌ایم ما

شماره ۲۷: کشید از کلک مژگان خط نگارم نقش باطل را

شماره ۲۸: بینم به پای او چو سر آفتاب را

شماره ۲۹: جلوه ده در جام می ساقی عذار ساده را

شماره ۳۰: که بر شکست چو گل گوشه‌ی نقاب تو را

شماره ۳۱: تشریف صبح داد چو صدق و صفا مرا

شماره ۳۲: نگهداشت چون خط دم حسن را

شماره ۳۳: نصیب عمر ابد شد شهید جنگ تو را

شماره ۳۴: تا چهره‌گشا شد غم عشقم یرقان را

شماره ۳۵: شکوفه زد علم جلوه در گلستانها

شماره ۳۶: نیست منظور نظر صهبای انگوری مرا

شماره ۳۷: حضور یک جهتان است عمر باقی ما

شماره ۳۸: کرده تا سلسله‌ی زلف تو دیوانه مرا

شماره ۳۹: از نی کلکش چو بر تارک رقم داریم ما

شماره ۴۰: به جوش گرمی بازار دیده‌ای خود را

شماره ۴۱: گره از جبهه واکن لب به حرف آشنا بگشا

شماره ۴۲: ز خال عارضش گل می‌کند رفع حجاب اینجا

شماره ۴۳: چو آرایش دهم چون شاخ رز کاشانه‌ی خود را

شماره ۴۴: ز بس که آتش سودای او گداخت مرا

شماره ۴۵: به گلشن گر گشاید چین زلف عنبر افشان را

شماره ۴۶: بود از تیغ زبان فکر زره‌پوشی مرا

شماره ۴۷: بود پهلونشین شمشیر شاه‌انداز دولت را

شماره ۴۸: از آن موی و میان بستم کمر افکار عالی را

شماره ۴۹: مده به سیل فنا خانه‌ی دل و دین را

شماره ۵۰: عقده‌ی دل گر شود تسبیح استغفار ما

شماره ۵۱: علم از قلم ساخت دوران مرا

شماره ۵۲: به مجلس‌ها نظر کردیم اعیان و اهالی را

شماره ۵۳: تا لبالب ز می حسن تو شد شیشه‌ی ما

شماره ۵۴: عتاب و لطفت از ابروی مه رویان شود پیدا

شماره ۵۵: شب که پیچد عطر آن پیچیده کاکل در هوا

شماره ۵۶: بس که سهم درد غفلت ناتوان دارد مرا

شماره ۵۷: کباب شد جگر و گریه در گلوست مرا

شماره ۵۸: حمایل حلقه‌ی دام است این زیورپرستان را

شماره ۵۹: کرده تا چشم ترم انشاء ز مژگان ابر را

شماره ۶۰: به گلشن بس که دارد غنچه تقلید حجابش را

شماره ۶۱: شفق‌گون رنگ می‌سازد شراب دامن صحرا

شماره ۶۲: زه ناز است کمان گوشه‌ی ابروی تو را

شماره ۶۳: الف قدی که دلم ساخت مبتلا به بلا

شماره ۶۴: با تمنای دلت مطلب نگردد آشنا

شماره ۶۵: ای ز تمکین تو چون کوه قوی پشت حباب

شماره ۶۶: به رغم چرخ و اختر چیده‌ام بزم شراب امشب

شماره ۶۷: ای پر پروانه‌ی شمعت چراغ آفتاب

شماره ۶۸: مصحف حسن تو افکند چو تصویر در آب

شماره ۶۹: از آب و تاب عکس تو ای مه جبین به آب

شماره ۷۰: اشک گلگونم کشد هرجا عنان عندلیب

شماره ۷۱: ابروی اوست مطلع دیوان آفتاب

شماره ۷۲: مست خوابم را کند مژگان گشایی آفتاب

شماره ۷۳: تا بساط خاک را پیچید چشم تر در آب

شماره ۷۴: مردم از نقش آن گل سیراب

شماره ۷۵: آن که گوش چرخ را مالیده فریاد من است

شماره ۷۶: تا ز عکسش منور آینه است

شماره ۷۷: چارسوی دیده چو صحرای قزوین دلگشاست

شماره ۷۸: بوته‌ای باید ز گل باغ مشجر قحط نیست

شماره ۷۹: بس که با دل ناز چشمش التفات از سر گرفت

شماره ۸۰: کی قلب دل ز سیم‌تنان می‌توان گرفت

شماره ۸۱: همین نه حسن رخش گل به نوبهار نداشت

شماره ۸۲: خال لب تو شاهد داغ دل من است

شماره ۸۳: تا ز حرف آن گل رو نامه بوی گل گرفت

شماره ۸۴: باز عشق تازه‌ای برق قرارم گشته است

شماره ۸۵: آنکه محراب دو عالم گوشه‌ی ابروی اوست

شماره ۸۶: تو را که نرگس پرکار نکته پرداز است

شماره ۸۷: مهره مهر فلک گوهری از افسر ماست

شماره ۸۸: هر دم سخن ز درج دهان تو گفتنی است

شماره ۸۹: بس که آن شوخی‌وش از می شوخ و شنگ

شماره ۹۰: خط‌کشیدن بر غرض‌ها سطری از منشور ماست

شماره ۹۱: از شفق کی تیغ خورشید جهان آرا گذشت

شماره ۹۲: رمیدگی دل ما ز آرمیدن ماست

شماره ۹۳: دری که در صدف گوش آن جفا گوش است

شماره ۹۴: رنگینی خیال تو از پافشردن است

شماره ۹۵: ز انقلاب اشک و آهم بحر و بر در آتش است

شماره ۹۶: راست کیشی نیست در عالم که کج رفتار نیست

شماره ۹۷: مرا به خلوت اندیشه شیشه شیشه شراب است

شماره ۹۸: تا به چشم نو بهار جلوه‌اش گل کرده است

شماره ۹۹: بی کرم را نخوت و تمکین چراست

شماره ۱۰۰: در سواری جلوه‌ات را آب و تاب دیگر است

شماره ۱۰۱: بوته‌ی سوز و گداز از برگ عیشم حاصل است

شماره ۱۰۲: هر که را خون جگر نعمت الوانش نیست

شماره ۱۰۳: لطنت نفس بهیمی را مسخر کردن است

شماره ۱۰۴: ناله‌ام تا نه فلک را حلقه‌ی دف کرده است

شماره ۱۰۵: غنچه بی لعلت به گلشن برگ خندیدن نداشت

شماره ۱۰۶: از نشأه‌ی جور تو دلم مست مدام است

شماره ۱۰۷: تا عذارش نقش آن خط زمرد رنگ بست

شماره ۱۰۸: تا دلم مست رنگ و بوی گل است

شماره ۱۰۹: رو کن به حق چه جویی دارالشفا شفا اوست

شماره ۱۱۰: میخانه‌ی صبوحی دل چشم مست توست

شماره ۱۱۱: حسن بهار گیتی بر بوی گل سوار است

شماره ۱۱۲: خط شبیخون زن اطراف گلستانش نیست

شماره ۱۱۳: فروغ وصل ز شب‌های تار ما پیداست

شماره ۱۱۴: هرگز از آن مژه‌ها نقش نمایانش نیست

شماره ۱۱۵: جام شراب عیشش زخم گشاده‌رویی است

شماره ۱۱۶: چون غنچه دلم از می گلرنگ گرفته است

شماره ۱۱۷: نور چون مهر پرده‌دار من است

شماره ۱۱۸: در حلقه‌های زلف چو دل خانه‌ها گرفت

شماره ۱۱۹: غم نوای من در این بستان سرا بلبل بس است

شماره ۱۲۰: تا جلوه کرد دامن طاقت کشید و رفت

شماره ۱۲۱: آبروی گوهر ما را به نیسان کار نیست

شماره ۱۲۲: کشت تمکینش مرا انصاف نیست

شماره ۱۲۳: در دل و دیده چه گنجینه‌ی گوهر که مراست

شماره ۱۲۴: گل دولت بهار زندگی‌هاست

شماره ۱۲۵: حسن در بزم ادا کیفیتی منظور ساخت

شماره ۱۲۶: قرار دل اگر رقص آن کمان نگذاشت

شماره ۱۲۷: تا به لب بحر از سرشکم اخگر تبخاله داشت

شماره ۱۲۸: به ترسایی مرا عیش مدام است

شماره ۱۲۹: بس که گرمش ز حسن بازار است

شماره ۱۳۰: کی سرانگشت تو را رنگ حنا پیچیده است

شماره ۱۳۱: دستم ز پیچ و تاب دل از کار مانده است

شماره ۱۳۲: ای فیض صبح گرده‌ای از آستانه‌ات

شماره ۱۳۳: دگر نقاب تو را از رخش زمان جدایی است

شماره ۱۳۴: مرده کی چون خاطر این زندگان افسرده است

شماره ۱۳۵: پیشانی تو مشرق صبح ملاحت است

شماره ۱۳۶: گلت نه از عرق شرم شبنم افشان است

شماره ۱۳۷: بر گل زخم دلم چون غنچه خندیدن نداشت

شماره ۱۳۸: دل مرا چون غنچه از ترکان به خون

شماره ۱۳۹: امشب از بزم چو آن آینه سیما برخاست

شماره ۱۴۰: تند از برم چو آن مه ابرو کمان گذشت

شماره ۱۴۱: نوبهار آمد چو مجنون نوبت شور من است

شماره ۱۴۲: زخم ناسور مرا صبح قیامت مرهم است

شماره ۱۴۳: نه فلک حلقه ای از سلسله موی کسی است

شماره ۱۴۴: هر عرضه داشتم به تو نقش بهانه ی است

شماره ۱۴۵: کی دهد یک کفه از میزان خبر

شماره ۱۴۶: امشب از شمع جمالش بزم چشمم روشن است

شماره ۱۴۷: بس که گندم گون من آدم سرشت افتاده است

شماره ۱۴۸: توسن حسن بتی رام در آغوش ماست

شماره ۱۴۹: بس که در دل آب حیوان لبش خون کرده است

شماره ۱۵۰: گر حسن شکر خنده مهیای نیاز است

شماره ۱۵۱: بر آن لب خال گندم گون نجیب است

شماره ۱۵۲: خانه پردازی که تاراج دل و دین کرده است

شماره ۱۵۳: گوهر بینش ما محو دل آرایی توست

شماره ۱۵۴: صبح آن مهم در آتش ناز و عتاب سوخت

شماره ۱۵۵: جرات ما دور باش جوشن و مغفر نداشت

شماره ۱۵۶: محبت را اساس استواری است

شماره ۱۵۷: هر که در قید فرنگ خویش است

شماره ۱۵۸: نه فلک یک رقم از فرد شناسایی توست

شماره ۱۵۹: زلف مشکین عقده اش هم دام دل هم دانه است

شماره ۱۶۰: بس که بر مردم فریبی ها مدار چشم توست

شماره ۱۶۱: پرده ی عقل به مستی ندردیم عبث

شماره ۱۶۲: از بس که کرده ای به اسیران نگاه کج

شماره ۱۶۳: عالمی در نشاه می پیچد می مینای صبح

شماره ۱۶۴: زد ابلق آن نگاه سفید و سیاه و سرخ

شماره ۱۶۵: زهی چو حرف رخت صفحه چون گلستان سرخ

شماره ۱۶۶: لعل خفتان چو کند خاک تن خون آلود

شماره ۱۶۷: جوهر حسن تواز تیغ تجلی دم زد

شماره ۱۶۸: یاد از آن عمدی که تقلید هوس با ما نبود

شماره ۱۶۹: به دست آن را که از مرجان دلها سبحه ها باشد

شماره ۱۷۰: در جنون تنها نه معمار وجودم سنگ بود

شماره ۱۷۱: تا به چشمم پرتو شمع جمالش خانه کرد

شماره ۱۷۲: داغ مرا چو یاد تو ناسور می کند

شماره ۱۷۳: به سینه ام چو دل داغدار می رقصد

شماره ۱۷۴: نگاه از مردمی کی چرخ سنگین دل به ما دارد

شماره ۱۷۵: مهیای نماز آن مه چو در مسجد درون آید

شماره ۱۷۶: در چمن چون شبنم افشانی بر آن رخسار کرد

شماره ۱۷۷: چو شمع عارضش منظر فروز چشم تر گردد

شماره ۱۷۸: هر که از روشندلی داد ادا فهمی دهد

شماره ۱۷۹: دلم آسوده در آن زلف معنبر باشد

شماره ۱۸۰: بر لبش خط حجاب خواهد شد

شماره ۱۸۱: سرشکم لاله ی گرداب خون در کوه می پیچد

شماره ۱۸۲: ملک بر مزرع بی حاصل ما خوشه چین باشد

شماره ۱۸۳: تا گل داغم به نخل آه و دل پیوند کرد

شماره ۱۸۴: نظر کی مو شکاف از خط آن رخسار بردارد

شماره ۱۸۵: تازگی داغ دلم را آه حسرت می دهد

شماره ۱۸۶: مشرب هر کس گرفتاری مباد

شماره ۱۸۷: دل به سودای غم او بنده شد آزاد شد

شماره ۱۸۸: نی بی تو به نوایی نرسد

شماره ۱۸۹: ای دیده ور به روز کجا چهره شب شود

شماره ۱۹۰: چون زمن دامن فشان آن سرو قامت می رود

شماره ۱۹۱: ماهم چو صبوحی زده بر بام برآید

شماره ۱۹۲: هر کس به جرعه ای دل من شاد می کند

شماره ۱۹۳: در گلستانی که آن شمشاد بالا می رود

شماره ۱۹۴: زسودای محبت هر زیانی سود می گردد

شماره ۱۹۵: بس که خاک از پرتوش آیینه آیین می شود

شماره ۱۹۶: تا صبحدم به طرف چمن بی نقاب شد

شماره ۱۹۷: نمود رخ نظر اما نمی توانم کرد

شماره ۱۹۸: در چمن جلوه سرو قامت دلجو دهد

شماره ۱۹۹: دمی گر عکس آن مه پاره در آیینه ها ماند

شماره ۲۰۰: شمیم انگیز گلزاری که آن نسرین بدن باشد

شماره ۲۰۱: از خدنگ ناز جانان زخم پیکان کس ندید

شماره ۲۰۲: خاطر سیمین بران را خط مکدر می کند

شماره ۲۰۳: دشمنی با دل بی کینه نمی باید کرد

شماره ۲۰۴: تا جنون از طوق آن غبغب گریبانگیر شد

شماره ۲۰۵: به اقبال جنون آرام من سیماب می گردد

شماره ۲۰۶: ز خط چو حلقه ی حیرت به گوش مردم کرد

شماره ۲۰۷: فلک را عقده های خاطرم از ناله وابندد

شماره ۲۰۸: از گل رخسار او نظاره گلشن می شود

شماره ۲۰۹: گلدسته وار تا همه بی خار و خس شوند

شماره ۲۱۰: تا عرق از روی شرم آلود جانان پاک کرد

شماره ۲۱۱: محو آن دندان گهر را آب پندارد که برد

شماره ۲۱۲: گل فرو ز جلوه تا آن عنبرین کاکل شود

شماره ۲۱۳: بس که انشا کرده دل از آه پیچان گرد باد

شماره ۲۱۴: درد و داغ عشق با اجزای ما آمیختند

شماره ۲۱۵: صبحدم چون گل شفق گون باده ام را ترکنید

شماره ۲۱۶: گرداب غبغبش ز صفا موج می زند

شماره ۲۱۷: بر عارض تو زلف دوتا موج می زند

شماره ۲۱۸: شاخ نرگس پسری می آید

شماره ۲۱۹: در دلم تا شهپر شاهین عشقش باز شد

شماره ۲۲۰: اشکم از پرتو مهر تو ضیایی دارد

شماره ۲۲۱: سر سرگشتگی چون محبت بینم در کنار خود

شماره ۲۲۲: تا ز خط مشکبار او رقم پرور شود

شماره ۲۲۳: ز چین جبهه ی او بس که نقشم خوش نشین باشد

شماره ۲۲۴: ترا سرمایه ی جان آفریدند

شماره ۲۲۵: بحر را در دل چو عکس مهوشت جا می کند

شماره ۲۲۶: ناقصی با من نفس از نکته سنجیدن زند

شماره ۲۲۷: هر تنک ظرف چه غم گر گله ی من دارد

شماره ۲۲۸: بوسه ز لعل او جدا می شود و نمی شود

شماره ۲۲۹: ترا سامان مهر و ماه باشد

شماره ۲۳۰: شوخم از خط قماش و دیگر شد

شماره ۲۳۱: می کشان قهقه ی شیشه ام ادراک کنید

شماره ۲۳۲: ترا چون بی پناهان آفریدند

شماره ۲۳۳: خصم طوفانی ز من در عین استیلا شود

شماره ۲۳۴: چون به هم قانون الفت ساز مردم می کنند

شماره ۲۳۵: شعله رویان جهان تشنه دیدار همند

شماره ۲۳۶: چین زلفش چو مشکبار شود

شماره ۲۳۷: گل تواند چید دامن دامن از شاخ امید

شماره ۲۳۸: مژگان تو گر عقده گشای دل من شد

شماره ۲۳۹: بی وجودی خطی از دایره ما باشد

شماره ۲۴۰: شاخ گلم را میل اگر تکلیف گلزارش کند

شماره ۲۴۱: از لبم تا موج خیز ناله دریا بار شد

شماره ۲۴۲: نه قبه ی سپهر به یک غمزه شق کند

شماره ۲۴۳: تا به دریا اشک گرمم شعله پرور می چکد

شماره ۲۴۴: به نشأه همچو شراب رسیده می آید

شماره ۲۴۵: تا زجوش اضطرابم جسم لاغر می طپد

شماره ۲۴۶: اشک تاثیر آن صنم را در دل چون سنگ کرد

شماره ۲۴۷: آن صنم تا به ما مصاحب شد

شماره ۲۴۸: از این زرین کلاهان دلستان من که خواهد شد

شماره ۲۴۹: نقش است چون خط یار بر روی کار آید

شماره ۲۵۰: هر که چون شمع شود سرکش از او سرگیرند

شماره ۲۵۱: دست نازی که بر کمر دارد

شماره ۲۵۲: اگر نیکان روش بد می نمایند

شماره ۲۵۳: ز روی حرف خود چون ماه من برقع براندازد

شماره ۲۵۴: نقد کم سرمایه ی سودا نشد

شماره ۲۵۵: دگر از تاب دردم ناله در تاثیر می پیچد

شماره ۲۵۶: زهمت کی مرا شهباز مرغ آرام می گیرد

شماره ۲۵۷: ز نو خطان چمن همچو من که دارد یاد

شماره ۲۵۸: شاهد عیب نهان انشای سرگوشی بود

شماره ۲۵۹: آن گل از کاکل چو سنبل در ترازو می کشد

شماره ۲۶۰: تا مصور طره ی آن ترک یغمایی کشد

شماره ۲۶۱: چتر مژگان سیاهش نگرید

شماره ۲۶۲: قماش حسن تو چون طرح بود و تار کشید

شماره ۲۶۳: دل گوهر اسرار چه بندد چه گشاید

شماره ۲۶۴: دل زصهبای خیالش مست شد هشیار شد

شماره ۲۶۵: هر که ترک خویشتن گوید توانگر می شود

شماره ۲۶۶: خالی که به لعل یار باشد

شماره ۲۶۷: در هر سری زعشقش سودا نمی نشیند

شماره ۲۶۸: چو منظور من آن رخساره ی پر نور می گردد

شماره ۲۶۹: ز شوخی چون نگه تمکینش از جولان نمی ماند

شماره ۲۷۰: تا پا ز چشمخانه ام آن سیم بر کشید

شماره ۲۷۱: به سروش گردلی سودا ندارد

شماره ۲۷۲: بی رنگ شد گل تو از آن رو که چیده شد

شماره ۲۷۳: یار از دست نگارین مژه ام را تر کرد

شماره ۲۷۴: جوهر ناز چو از تیغ نگاهش ریزد

شماره ۲۷۵: زهی عتاب تو از شربت حیات الذ

شماره ۲۷۶: مست آمد کاکلش افتاده چین چین تا کمر

شماره ۲۷۷: ریخت خون دل پرتاب و تبم بی زنهار

شماره ۲۷۸: ای در گوش تو از ناهید روشن رنگتر

شماره ۲۷۹: نقشی از جوهر آیینه ی جان است بهار

شماره ۲۸۰: کند بنیاد مرا چون سیل بی زنهار یار

شماره ۲۸۱: دست پیچ غیر دیدم طره ای چون شست یار

شماره ۲۸۲: بهشت کرده ای از نوبهار باغ نظر

شماره ۲۸۳: بنای دون نخواهد غیر پستی پایه ای دیگر

شماره ۲۸۴: عزتم از عرض خواری ساخت دشمن بیشتر

شماره ۲۸۵: در چمن چون شد ز هستی با خبر

شماره ۲۸۶: سرو بالای تو را سایه نشین است بهار

شماره ۲۸۷: منظور سرکشی است به میخانه در بهار

شماره ۲۸۸: منم چو آب گهر باشم ایستاده اگر

شماره ۲۸۹: به من دارد نگاهی یک جهان بیداد از آن خوشتر

شماره ۲۹۰: بوسه بار از خط شود آن لعل خندان بیشتر

شماره ۲۹۱: باز می گردد دکان دل به بازار کمر

شماره ۲۹۲: گر چنین گردون ز آهم می کشد سر در غبار

شماره ۲۹۳: داغ عشق از برق حسن افتاده بی زنهارتر

شماره ۲۹۴: دود آهم شد به لب از برق آتشبارتر

شماره ۲۹۵: فاش گردد راز عشق از پرده داری بیشتر

شماره ۲۹۶: نازک اندامی که دارد پنجه در خون بهار

شماره ۲۹۷: تا می کنی خانه زهر باب سرخ و سبز

شماره ۲۹۸: زعجز من لب لعل تو طرح کرد اعجاز

شماره ۲۹۹: هاله ی خطش چو گردید از گل سیراب سبز

شماره ۳۰۰: بس که چشمش نسخه ها تالیف کرد از باب ناز

شماره ۳۰۱: ای به صید ماهی دل طره ات قلاب ناز

شماره ۳۰۲: برقی از جلوه درآیینه ی ادراک انداز

شماره ۳۰۳: لبکی را مکیده ام که مپرس

شماره ۳۰۴: فاش راز عشق شد از اشک گلگون در لباس

شماره ۳۰۵: می کشد صیاد ما دام تماشا در قفس

شماره ۳۰۶: سنگلاخی بریده ام که مپرس

شماره ۳۰۷: ناوکش راست به دلها سروکاری که مپرس

شماره ۳۰۸: مرغ نظاره کرده دل آرام در قفس

شماره ۳۰۹: از شرم برق آهم گر آب گردد آتش

شماره ۳۱۰: حلقه ی زلف است رهزن تر ز طوق غبغبش

شماره ۳۱۱: مراعمری ست جان وتن به قربان سراپایش

شماره ۳۱۲: چرا گویم که گل یا لاله یا گلشن به قربانش

شماره ۳۱۳: سرکشد گر دلم از سودایش

شماره ۳۱۴: سواد موج کوثر خط لعل شکر افشانش

شماره ۳۱۵: نهان از چشم مردم عاشقان کشتند نخجیرش

شماره ۳۱۶: مرا سروی است نخل وادی ایمن به قربانش

شماره ۳۱۷: ز دل سر می کشد طرف کلاهش

شماره ۳۱۸: قیامت کرده ای از جلوه های قد چالاکش

شماره ۳۱۹: تشنه ی خون شد کمالم خاک نقصان بر سرش

شماره ۳۲۰: بتخانه ی اندیشه بود روی چوماهش

شماره ۳۲۱: غنچه نازی که نالد دل چو بلبل در کفش

شماره ۳۲۲: ز شوخی در بهشت جلوه تازد تکیه بر گل سنبل زلف سمن‌سایش

شماره ۳۲۳: ز عشق در دل من کرده داغ سودا رقص

شماره ۳۲۴: شبی که آن بت مشکین کلاله شد رقاص

شماره ۳۲۵: ای موجه ی خرام تو جوش بهار فیض

شماره ۳۲۶: نیست تنها اشک من چون کوه بر صحرا محیط

شماره ۳۲۷: از حضور ناقصان کامل عیاران را چه حظ

شماره ۳۲۸: از اشک و آه شرح دهد داستان شمع

شماره ۳۲۹: ای در گوش تو شرح لاله و گرداب شمع

شماره ۳۳۰: در هر ورق آن جلوه نهان است در این باغ

شماره ۳۳۱: از حسن تو چون عالم جان است در این باغ

شماره ۳۳۲: گوهر شد ز عین لطف بینا در صدف

شماره ۳۳۳: موجه ی سیلاب خون ما بود زنجیر زلف

شماره ۳۳۴: حسن از که جام گیرد مست از چه گشت عاشق

شماره ۳۳۵: در این چمن نکند هر که اختیار تعلق

شماره ۳۳۶: هر چند در گوش حبابی است معلق

شماره ۳۳۷: نقش کونین است در آیینه ی زانوی عشق

شماره ۳۳۸: گداز قلب بود کار سکه ی توفیق

شماره ۳۳۹: از شراب لعل ساقی بس که دارم کام خشک

شماره ۳۴۰: کشتی به خون کشیده ی اشک است مردمک

شماره ۳۴۱: دیده ی حق بین کجا مستور می گردد به خاک

شماره ۳۴۲: به عهد جلوه ی ساقی چو جام لاله زسنگ

شماره ۳۴۳: کوهکن کی صورت معشوق کرد افشا به سنگ

شماره ۳۴۴: لعل می گون چون نگاه از حرف های نیم رنگ

شماره ۳۴۵: بس که می ریزد نگاهش جنگ بر بالای جنگ

شماره ۳۴۶: ریخت تا کوه غمت فرسنگ در فرسنگ سنگ

شماره ۳۴۷: رویت چو ماه چارده از صنع ذوالجلال

شماره ۳۴۸: تا به حسن معنی ام شد راهبر صاحب جمال

شماره ۳۴۹: تا کند عزم صبوحی شبنم از صهبای گل

شماره ۳۵۰: مست آمد آن نسرین بدن چون خرمن گل در بغل

شماره ۳۵۱: چندان که آب شد دل من در هوای گل

شماره ۳۵۲: بس که در طفلی غمش شد اضطراب افزای دل

شماره ۳۵۳: دارم دل صدپاره هر پاره جانان در بغل

شماره ۳۵۴: فرصتی کو تا به کام آن لعل شکرخا مکم

شماره ۳۵۵: ای قامت بلند تو عمر نظاره ام

شماره ۳۵۶: ز آب رو تا دیده و دل را توانگر ساختم

شماره ۳۵۷: کشته ی اشک بسمل نازم

شماره ۳۵۸: ز آهنگ مخالف تا چونی پر شور شد گوشم

شماره ۳۵۹: گر به گلگشت ارم یا بزم دارا می روم

شماره ۳۶۰: به ساز تربیت درپرده ی مهر است دستورم

شماره ۳۶۱: نسیم گل چه کنم چیست نکهت سمنم

شماره ۳۶۲: دیده را آیینه ی صورت اشیا کردم

شماره ۳۶۳: از مهر همچو سینه ی مشرق لبالبم

شماره ۳۶۴: طفل اشکم را قدم هر چند فرسودی به چشم

شماره ۳۶۵: تکیه بر لطف الهی دارم

شماره ۳۶۶: فغان چو شد چونی از بند بندم بس که نالانم

شماره ۳۶۷: شمع آگاهی کجا افزود از بالین گرم

شماره ۳۶۸: نبیند تیغ آن مه را چو بر سر قطره ی خونم

شماره ۳۶۹: موی چشم آیینه را گردد تن کاهیده ام

شماره ۳۷۰: پیشتر گل دام چشم اشکباری داشتیم

شماره ۳۷۱: به ایمایی ز ایمان بی نصیب انداختی بازم

شماره ۳۷۲: عجب مدار که پا در رکاب شد دل و دینم

شماره ۳۷۳: چون من از شرم گناه خویش از جا می روم

شماره ۳۷۴: پیچم چو نامه ی غم دل باز می کنم

شماره ۳۷۵: از قفس روزی که مصر آرزو می ساختم

شماره ۳۷۶: اگر تاری ز زلف آن پری رو در بغل دارم

شماره ۳۷۷: از سواد رقم زلف اگر بی خبرم

شماره ۳۷۸: دمی که از مه رویش نقاب می گیرم

شماره ۳۷۹: دلی حیران آن حور پری رو در بغل دارم

شماره ۳۸۰: یاد ایامی که در دل خار خاری داشتیم

شماره ۳۸۱: کمر یار بسته می بینم

شماره ۳۸۲: من که گردون در بغل چون وقت ساعت می کشم

شماره ۳۸۳: من آن طفلم که جوید دایگی مهر جهانگیرم

شماره ۳۸۴: بوسه بر لعل گهر بار تو سیمین بر زدم

شماره ۳۸۵: شور سودای تو در سر دارم

شماره ۳۸۶: دست و پا از خون چو مژگان در حنا می داشتم

شماره ۳۸۷: تا بر خم گیسوی تو پیچید نگاهم

شماره ۳۸۸: به گلشن حرفی از بالای آن گل پیرهن گفتم

شماره ۳۸۹: از چمن تا کعبه ی کوی تو رفت از خود دلم

شماره ۳۹۰: ز مهر جلوه فال تجلی زد بر او دوشم

شماره ۳۹۱: گرم و تر در عشق چون اشک کباب افتاده ام

شماره ۳۹۲: می دهد تا زنده ام روزی خدا چون بنده ام

شماره ۳۹۳: آنچه در وجه مقرر دارم

شماره ۳۹۴: چنین که بر سرهر حرف او سخن دارم

شماره ۳۹۵: آن شفق گون چهره چون ساقی است امشب در برم

شماره ۳۹۶: قبای مردمی بر قامتت کوتاه چون دیدم

شماره ۳۹۷: آن طایرم که تیر جفا را نشانه ام

شماره ۳۹۸: غبار در دل از آن خط مشکبار ندارم

شماره ۳۹۹: ز استغنا کند گردش چو گردون آسیای من

شماره ۴۰۰: به هر دم شمع آه از شوخی مژگان شود روشن

شماره ۴۰۱: چهره ی معنی گشاید کلک سحر آثار من

شماره ۴۰۲: آیینه روی صحبتم من

شماره ۴۰۳: یه یک ساغر ای ساقی مست من

شماره ۴۰۴: بسته دارد طلسم تن دندان

شماره ۴۰۵: ای بر لب تو خال سیه مهره دار حسن

شماره ۴۰۶: گر شبی خندان گل من بی نقاب آید برون

شماره ۴۰۷: بس که راه دلکش حرف است مشکل تا زبان

شماره ۴۰۸: گوشی به حرف نرگس دنباله دار کن

شماره ۴۰۹: به خنجر کج مژگان او شهید شدن

شماره ۴۱۰: شد به حرف حقه ی لعل تو مایل تا زبان

شماره ۴۱۱: افراخت قد آن چهره بر افروخته ی من

شماره ۴۱۲: کرده تا طوفان معنی لفظ گوهر بار من

شماره ۴۱۳: تا ز سرو قامتش دل شد مهیای سخن

شماره ۴۱۴: تا شد از چشم ترم جیحون خوناب آستین

شماره ۴۱۵: گر چه می مالد نهیبم خصم را رو بر زمین

شماره ۴۱۶: ای سر ز من پیچده تر گرد سرت گردیده من

شماره ۴۱۷: رو نما سازد ز جان حسن دلارای سخن

شماره ۴۱۸: تا شد آن زنار کاکل سایه ی گستر بر زمین

شماره ۴۱۹: به افسون ریاضت خصم جانی میتوان کشتن

شماره ۴۲۰: اگر عکسی فتد از لعل ساقی در ایاغ من

شماره ۴۲۱: نیست بنا گوش باغ نسترن است این

شماره ۴۲۲: ای از دلم رنجیده تو دامن ز جان در چیده من

شماره ۴۲۳: در قند آن دهان شده لب تا کمر نهان

شماره ۴۲۴: می نهد لقمه در دهن دندان

شماره ۴۲۵: در چار باغ هجران جیب است گلشن من

شماره ۴۲۶: کرده تا از زلف مشکین تار در بر پیرهن

شماره ۴۲۷: نقشبند جان نباشد جز سخن

شماره ۴۲۸: من آن مرغم که باشد چرخ و اختر خط و خال من

شماره ۴۲۹: بر ابلق زمانه نظر را سوار کن

شماره ۴۳۰: هر که زعمر پرسدت لب بگشا که همچنین

شماره ۴۳۱: چون نهال شمع در زرین بهار سوختن

شماره ۴۳۲: به هند می بردم بازی زمانه ی ایران

شماره ۴۳۳: آمد ز روی مهر مه من به خواب من

شماره ۴۳۴: دولت وصلش چو روزی شد مرا شب در میان

شماره ۴۳۵: فتنه ی دور قمر زلف سحر پوش او

شماره ۴۳۶: ای تماشای تو ما را روزگار آرزو

شماره ۴۳۷: کی خامه طی کند ره بی منتهای تو

شماره ۴۳۸: بر عذار آن مزلف دیده حیران باش کو

شماره ۴۳۹: از خاطرم به دام تو گر وا شود گره

شماره ۴۴۰: ای عرشطایران تو را آشیانه ای

شماره ۴۴۱: یک دم ز دیده دور به صد میل رفته ای

شماره ۴۴۲: از نوبهار چین جبین شکفته ای

شماره ۴۴۳: سویدای دلم چون خال بر لعل تو چسبیده

شماره ۴۴۴: بر جگرم ز غمزه ای خورد خدنگ تازه ای

شماره ۴۴۵: غنچه خندان کن و چشمک زن و آیان شده ای

شماره ۴۴۶: گرفت تا نفسم ارتفاع اختر آه

شماره ۴۴۷: رخنه را دخل به گنجینه ی اسرار مده

شماره ۴۴۸: ای ناز تو دیبا چه ی دیوان بهانه

شماره ۴۴۹: به خود صاحب حسد چون موی آتش دیده پیچیده

شماره ۴۵۰: چرخ صیادی است صیدش هر کجا فرزانه ای

شماره ۴۵۱: آتش آلود می شرم گداز آمده ای

شماره ۴۵۲: ای ز گلزار تو مالامال گل هر دامنی

شماره ۴۵۳: ای که چون زلف دو تا در هم و آشفته زمایی

شماره ۴۵۴: برمه کشیده ز لفش طرح نقاب نیمی

شماره ۴۵۵: توتیا شد پیکرم در زیر بار زندگی

شماره ۴۵۶: نیست با زخم بزرگی مرهم آسودگی

شماره ۴۵۷: بس که بر سر از غمش سودا کنم گرد آوری

شماره ۴۵۸: داغ ناسور است سر لوح کتاب زندگی

شماره ۴۵۹: روز وصلش را چو آرم در حساب زندگی

شماره ۴۶۰: دارم هزار شعله به داغ جگر نهان

شماره ۴۶۱: کاروانی است زگلزار روان هر نفسی

شماره ۴۶۲: سواد خط تو مشک ختاست پنداری

شماره ۴۶۳: در هر نفس چو ناله به ما هم نفس تویی

شماره ۴۶۴: نیست آرامی نفس را از شتاب زندگی

شماره ۴۶۵: شفق رنگ از حنا سرپنجه آمد گرم دلداری

شماره ۴۶۶: آبرویت نیست بی ریزش اگر دارا شوی

شماره ۴۶۷: بیان روشنی دارم به معنی گوش اگر داری

شماره ۴۶۸: چنان در دل خلید از عشق خاری

شماره ۴۶۹: ای اختر سهیل ز لعل تو خاتمی

شماره ۴۷۰: مژه در گهر گرفتم که نظر کنی نکردی

شماره ۴۷۱: سخن گر از تجلی طور شد موسی است خاموشی

شماره ۴۷۲: مثال عمر جاوید تو را طغرا است خاموشی

شماره ۴۷۳: ای نگاهت اشاره آقاسی

شماره ۴۷۴: ای که از شاخ گل آراسته تر می آیی

شماره ۴۷۵: چو دل می خواهم از شوخ خدنگ ناز مژگانی

شماره ۴۷۶: در خشم و ناز جان من اعجاز می کنی

شماره ۴۷۷: گشتم شهید خنجر مژگان سیاهکی

شماره ۴۷۸: ز چشم شب به یادش کی عنان تاب است بیداری

شماره ۴۷۹: به نقصان گر نداری ربطی ای کامل چه می خندی

شماره ۴۸۰: شد از رنگ زری رو زعفرانی

این آمار از میان ۴٬۵۸۹ بیت شعر موجود در گنجور از اشعار این بخش استخراج شده است.

توجه فرمایید که این آمار به دلایلی از قبیل وجود چند نسخه از آثار شعرا در سایت (مثل آثار خیام) و همینطور یک بیت محسوب شدن مصرع‌های بند قالبهای ترکیبی مثل مخمس‌ها تقریبی و حدودی است و افزونگی دارد.

آمار همهٔ شعرهای گنجور را اینجا ببینید.

وزن‌یابی دستی در بیشتر موارد با ملاحظهٔ تنها یک مصرع از شعر صورت گرفته و امکان وجود اشکال در آن (مخصوصاً اشتباه در تشخیص وزنهای قابل تبدیل از قبیل وزن مثنوی مولوی به جای وزن عروضی سریع مطوی مکشوف) وجود دارد. وزن‌یابی ماشینی نیز که جدیداً با استفاده از امکانات تارنمای سرود اضافه شده بعضاً خطا دارد. برخی از بخشها شامل اشعاری با بیش از یک وزن هستند که در این صورت عمدتاً وزن ابیات آغازین و برای بعضی منظومه‌ها وزن غالب منظومه به عنوان وزن آن بخش منظور شده است.

ردیف وزن تعداد ابیات درصد از کل
۱ وزن‌یابی نشده ۳٬۸۵۴ ۸۳٫۹۸
۲ مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) ۲۱۶ ۴٫۷۱
۳ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) ۱۹۴ ۴٫۲۳
۴ مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) ۷۱ ۱٫۵۵
۵ فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) ۶۰ ۱٫۳۱
۶ فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) ۴۱ ۰٫۸۹
۷ فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف) ۳۸ ۰٫۸۳
۸ مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) ۲۴ ۰٫۵۲
۹ مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) ۲۱ ۰٫۴۶
۱۰ مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) ۱۴ ۰٫۳۱
۱۱ مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم) ۱۳ ۰٫۲۸
۱۲ فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) ۱۱ ۰٫۲۴
۱۳ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون) ۱۱ ۰٫۲۴
۱۴ مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون) ۱۱ ۰٫۲۴
۱۵ فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول) ۱۰ ۰٫۲۲

آمار ابیات برچسب‌گذاری شدهٔ این بخش با قالب شعری در گنجور به شرح زیر است:

ردیف قالب شعری تعداد ابیات درصد از کل
۱ غزل ۴٬۵۸۹ ۱۰۰٫۰۰

آمار فراوانی تعداد ابیات اشعار این بخش به شرح زیر است (بلندترین شعر شامل ۲۵ بیت و کوتاه‌ترین شامل ۲ بیت شعر است):

ردیف تعداد ابیات شعر فراوانی درصد از ۴۸۰ شعر
۱ ۹ ۹۲ ۱۹٫۱۷
۲ ۱۱ ۸۶ ۱۷٫۹۲
۳ ۷ ۸۴ ۱۷٫۵۰
۴ ۱۰ ۴۵ ۹٫۳۸
۵ ۸ ۴۲ ۸٫۷۵
۶ ۱۲ ۳۴ ۷٫۰۸
۷ ۵ ۲۴ ۵٫۰۰
۸ ۶ ۱۹ ۳٫۹۶
۹ ۱۴ ۱۸ ۳٫۷۵
۱۰ ۱۳ ۱۳ ۲٫۷۱
۱۱ ۱۵ ۹ ۱٫۸۸
۱۲ ۱۷ ۳ ۰٫۶۲
۱۳ ۲۱ ۳ ۰٫۶۲
۱۴ ۱۶ ۲ ۰٫۴۲
۱۵ ۲۳ ۱ ۰٫۲۱
۱۶ ۲۵ ۱ ۰٫۲۱
۱۷ ۲ ۱ ۰٫۲۱
۱۸ ۲۴ ۱ ۰٫۲۱
۱۹ ۱۹ ۱ ۰٫۲۱
۲۰ ۴ ۱ ۰٫۲۱