کشت تمکینش مرا انصاف نیست
دامن من زیر کوه قاف نیست
میزند گر تیغ بیباکم چه باک
میزنم لاف غم او لاف نیست
اشکم اطلس پوش از آن رخسار شد
از خطش کی بوسه مخمل باف نیست
از خلافش سکهی دلها شکست
چون درستی بابت صرّاف نیست
میگشاید هر سحر جیب تو را
سینهی آیینه با ما صاف نیست
برندارم از گریبان تو دست
چاک اگر جیب تو تا ناف نیست
پر تَهِ کارَت به است از روی کار
اطلس رومی است شال خاف نیست
میزنی دم از هجای ما چرا
با الف میم تو از ما کاف نیست
از تو راضی شد به سودای نگاه
دیدِ نورس بین که بیانصاف نیست


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.