کشتی به خون کشیده ی اشک است مردمک
گرداب آرمیده ی اشک است مردمک
ای بحر غافلی ز شبیخون جراتش
عرض سپاه دیده ی اشک است مردمک
دور از رخت به داغ سویدای خون چکان
در خون دل طپیده ی اشک است مردمک
از تخت دل به چار سوی چشم اشکبار
رنگین بساط چیده ی اشک است مردمک
با جزءهای پاره ی دل بر بیاض چشم
شیرازه ی جویده اشک است مردمک
پاس نظر چگونه ندارد به چشم شور
نورس نمک چشیده ی اشک است مردمک


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.