سواد خط تو مشک ختاست پنداری
بیاض جیب تو طور لقاست پنداری
به خلوتی که وصال تو آرزو دارم
طپیدن دلم آواز پا است پنداری
از آنکه نعمت حسن تو را دو چندان کرد
به دستت آیینه دست دعا است پنداری
چنین که شرط محبت به مدعی بستی
شکستن دل ما مدعاست پنداری
رسید گرد شکستش به خوشه ی پروین
فلک به دانه ی دل آسیاست پنداری
کشیده است به زنجیر پیچ و تاب مرا
کمند زلف تو دام بلا است پنداری
از این که گونه رز یافت چهره ام نورس
شکسته رنگی من کیمیا است پنداری


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.