گنجور

 
نورس دماوندی

از چمن تا کعبه ی کوی تو رفت از خود دلم

نکهت گل ناقه گشت و غنچه ی گل محملم

نی همین بر سینه از اشک من آتش دانه سوخت

موی آتش دیده شد برقی که زد بر حاصلم

کم نگردداز سر من سایه ی خورشید حسن

چون محبت ریشه محکم کرد در آب و گلم

آتش یاقوت از آب گهر گردد بلند

سایه گر افتد ز هجر از داغ خونین دلم

نو سواد خط زنجیرند این دیوانگان

رگ سلاسل شد بر اعضا از جنون کاملم

همچو کیمخت نیامش در حجاب ظلمت است

جدول آب حیات از شرم تیغ قاتلم

نیست باکم گر چو کشتی تن به دریا داده ام

می دهد صورت غبار خاطر از غم ساحلم

داغ حرمان سوخت بر دل گرمی هنگامه ام

در گداز پرتو خود همچو شمع محلفم

خانه بر دوش غمش را نیست جایی در نظر

همچو نورس کوچه ی تیغش بود سر منزلم

 
 
گوهر
قطران تبریزی

هرکه دائم با نگار خویشتن باشد به هم

دلش ناویزد به درد و جانش ناویزد به غم

پشتش از هجران نباشد چون دو زلف او دو تا

دلش از انده نباشد چون دو چشم او دژم

من بدل کردم بشادی غم بوصل یار خویش

[...]

مسعود سعد سلمان

افتخار اهل تیغ ای صاحب اهل قلم

شمع سادات عرب خورشید احرار عجم

ای امین شاه غازی صاحب دیوان هند

روشن از رای تو بینم کار تاریک حشم

ای عمید ملک سلطان بوالفرج اهل فرج

[...]

امیر معزی

هفت چیز از خسرو عالم همی نازد به هم

دین و ملک و تاج و تخت و رایت و تیغ و قلم

آن خداوندی که مغرب دارد او زیر نگین

وان شهنشاهی که مشرق دارد او زیر علم

سایهٔ یزدان ملک شاه آن‌که اندر ملک خویش

[...]

سنایی

چون به صحرا شد جمال سید کون از عدم

جاه کسرا زد به عالم‌های عزل اندر قدم

چون نقاب از چهرهٔ ایمان براندازد زند

خیمهٔ ادبار خود کفر از خجالت در ظلم

کوس دعوت چون بزد در خاک بطحا در زمان

[...]

مشاهدهٔ ۴ مورد هم آهنگ دیگر از سنایی
وطواط

ای حریم صدر تو ترسندگان را چون حرم

از تو گشته بیضهٔ خوارزمشاهی محترم

طایر عدل ترا صحن زمین زیر جناح

ناظر قدر ترا سطح فلک زیر قدم

چرخ گردان بر ندارد جز بفرمان تو گام

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه