هر عرضهداشتم به تو نقش بهانهایست
از بهر التفات تو آیینهخانهایست
مضمون آن چو بادهٔ ریحانی خط است
در پردهٔ سواد شراب شبانهایست
سربیت خیل ناز تو را پیشخانهاست
هر حرف نقطهدار تو را دام و دانهایست
هر سطر آن به راه عتاب تو جاده است
هر نکتهاش تبسم لب را بهانهایست
هر همزهاش به تیغ نگاه تو جوهریست
تشدید آن به طرهٔ تاز تو شانهایست
شاید چو خامه بر سر تیر آوری مرا
مکتوب من برای خدنگت نشانهایست
مضمون نامه قصهٔ نورس حدیث شوق
از بهر خواب ناز تو شیرین فسانهایست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان احساسات عاشقانه و آرزوی وصال معشوق میپردازد. او با تمثیلاتی زیبا، عشق و زیبایی معشوق را به تصاویری چون آیینه، باده و نامه تشبیه میکند و از نقوش و خطوط یاد میکند که همگی نشانههایی از رابطه عاطفی او هستند. این اشعار نشاندهندهٔ شدت تمایل شاعر به وصل و دیدار معشوق است و احساسات او با زبان استعاری و نمادین به تصویر کشیده میشود. به نوعی، هر واژه و حس در این شعر به زیبایی و دلربایی معشوق اشاره دارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دنیا برای بیخبران عیش خانه ای است
مرغ حریص را گره دام، دانه ای است
شور مرا نسیم بهاران بهانه ای است
هر شاخ گل، جنون مرا تازیانه ای است
از اختیار ناقص خود دست شستن است
[...]
گرداب بحر عشق مرا آشیانه ای است
هر موج پیش همت مردان کرانه ای است
از دخل و خرج آمد و رفت نفس ببین
کاین تنگنای جسم عجب کارخانه ای است
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.