گنجور

 
نورس دماوندی

زهی پیمانه‌ی صهبای شوقت کاسه‌ی سرها

ز عکست چهره پرداز تجلّی می به ساغرها

نویسد تا حدیثی کلکم از خورشید رخسارت

شود خطّ شعاعی صفحه‌ام را تار مسطرها

دماغ آشفته در بزم طرب بی‌سنبل زلفت

پریشان شد به مرگ طاقتم گیسوی مجمرها

دگر کیفیت چشم که ساقی شد در این محفل

که آمد همچو جام می به گردش کاسه‌ی سرها

به دریا عکس یاقوت رُخش تا پرتو افکن شد

صدف را اشک حسرت گشت در دل آب گوهرها

اگر از وحشت دل نامه‌ای افشا کند کلکم

رَم آهو پذیرد نقش بر بال کبوترها

نهان از چشم این ظاهرپرستان از دل آگاهی

به خاک افتاده‌تر از نقش پا می‌بینم افسرها

از آن آتش که دارد عشق او در سینه‌ام نورس

پر پروانه شد بر شعله‌اش بال سمندرها

 
 
گوهر
منوچهری

همی‌ریزد میان باغ، لؤلؤها به زنبرها

همی‌سوزد میان راغ، عنبرها به مجمرها

ز قرقویی به صحراها، فروافکنده بالش‌ها

ز بوقلمون به وادی‌ها، فروگسترده بسترها

زده یاقوت رمانی به صحراها به خرمن‌ها

[...]

حمیدالدین بلخی

هوا اکنون نهد بر گلبن از زنگار افسرها

صبا اکنون کشد در باغ از شنگرف چادر‌ها

سحاب اکنون بیالاید کف گلبن به حنا‌ها

نسیم اکنون بیاراید رخ بستان به زیور‌ها

بسان دیده وامق بگرید ابر بر گلها

[...]

طغرای مشهدی

ز گلها، سروها را دورمنشان ای چمن پرور

که دایم شیشه ها را جا بود نزدیک ساغرها

ز مروارید شبنم، تاکهای سبز پیراهن

کنند آرایش دخترچه های خود چو مادرها

چو آن سرو سهی قامت به سیر کوچه باغ آید

[...]

سیدای نسفی

ز برق تیغ ابرویت فتاد آتش به کشورها

مه نو گشت میل آتشین در چشم اخترها

گرفتار تن خاکیست روح از پستی همت

به دام افتاده است این مرغ از کوتاهی پرها

ندارد مادر از تأدیب فرزند خود آسایش

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از سیدای نسفی
جویای تبریزی

زهی از بادهٔ شوق تو ساغر کاسهٔ سرها

نهان در هر دل از شور تمنای تو محشرها

به باغ از جلوهٔ رنگین فروزی آتش رشکی

که دود از گل گل طاووس برخیزد چو مجمرها

به بحر خون، تپیدن‌های دل‌ها کی عبث باشد؟

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه