نیست بنا گوش باغ نسترن است این
زلف مگو دود آتشین چمن است این
چهره مگو شمع آتشین لکنت است این
خال نه پروانه ی نگاه من است این
چشم امید من از غبار برآمد
گرد رهش نیست بوی پیرهن است این
سر زده خط سیاه از گل رویش
یا به صنم خانه جوش برهمن است این
کرده نهان در بغل تصرف نازش
لوح بلوری که صفحه ی بدن است این
چهره ی امید بی حجاب نماند
رشک پریزاد من چه لطف تن است این
غنچه ی لب نقل پسته در نظر آید
شور ادای حلاوت سخن است این
نیست تبسم طلوع نشاه ی لطف است
صبح نخندیده چاک پیرهن است این
خال نباشد به لعل مغبچه نورس
مردمک چشم آرزوی من است این


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.