می کشان قهقه ی شیشه ام ادراک کنید
زاهد خشک تر آمد عرقش پاک کنید
می رساند چو به جمشید نسب دختر رز
فکر پیوند من از سلسله ی تاک کنید
شیشه لبریز شراب شفقی دانی چیست
داده سر مشق که خون در دل افلاک کنید
کرد اصلاح دلم خال لبش در دم خط
زهر چون خورد کسی چاره ز تریاک کنید
لفظم از معنی رنگین چو دهد نشئه ی روح
می از این شیشه به پیمانه ی ادراک کنید
آفتاب رخ او در دم خط تیغ کشید
چون گل صبح گریبان به نفس چاک کنید
بر سر حرف گر از خط لب یار آمده است
خاطر نورس از این حرف فرحناک کنید



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف عشق و زیباییهای دلکش معشوق میپردازد و تأثیری که عشق بر وجود و ادراک او دارد را بیان میکند. او از زاهدان خشکمردی یاد میکند که باید خود را از جزماندیشی رها سازند و به زیباییهای عشق توجه کنند. شراب و لذتهای حسی به عنوان ابزاری برای درک عمیقتر معانی و احساسات معرفی میشوند. در این میان، تصاویری از زیبایی معشوق و تأثیر آن بر روح و دل شاعر به چشم میخورد. او در نهایت به شنونده توصیه میکند که از این احساسات لذت ببرند و زندگی را با شادی و عشق تجربه کنند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.