قبای مردمی بر قامتت کوتاه چون دیدم
زکوتاهی نمایان بود نورت چشم پوشیدم
نصیبم لاغری چون بالش پر شد ز پهلویت
اگر پهلو تهی کردم ز پهلوی تو بالیدم
همان چون گردش پرگار در خود داشتم سیری
اگر گرد تو چندی چون خط پرگار گردیدم
اگر ترسیده چشمم در لباس از جوابم شد
ز بی اندامی ات چون جامه ی کوتاه پوشیدم
سرشک لاله گون بر چهره چون مژگان کنم خرمن
برویم تا شکفتی از کرم بالله گل چیدم
ز عین التفاتت باز دیدی چشم کی دارم
چو در هر دیدنی پوشیدن چشم تو را دیدم
کسی را تا نیازارد کسی آزرده کی گردد
چو دیدم رنج بسیار تو ای بی درد رنجیدم
کف افسوس شدم چون سنج هر دستی که مالیدی
به دستوری که می باید تو را فهمیده سنجیدم
طبیی جز سخن درد سخن را من نمی بینم
به آهنگ حریر خامه چندانی که نالیدم
نماید لاله زخمی که از تیغش زدم بر سر
گل بی خار اگر نورس من از باغ جهان چیدم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف زیبایی و شخصیت محبوبش میپردازد. او با اشاره به کوتاهی قبای محبوب و نوری که از او ساطع میشود، از احساسات ناامیدی و کشش به او سخن میگوید. شاعر به تنگی لباس و رنجی که از دوری محبوب میکشد، اشاره دارد و احساس گناه و افسوس را در خود حس میکند. در نهایت، او از تنهایی و دردهای ناشی از جدایی صحبت کرده و میگوید که هیچ خوشی جز یاد محبوب و صحبت درباره او ندارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بگفتم عذر با دلبر که بیگه بود و ترسیدم
جوابم داد کای زیرک بگاهت نیز هم دیدم
بگفتم ای پسندیده چو دیدی گیر نادیده
بگفت او ناپسندت را به لطف خود پسندیدم
بگفتم گرچه شد تقصیر دل هرگز نگردیدهست
[...]
به هجران کرده بودم خو که ناگه روی او دیدم
کمند عقل بگسستم ز نو دیوانه گردیدم
گرفتم پنبهٔ آسایش از داغ جنون یعنی
به باغ عاشقی از سر گل دیوانگی چیدم
دلم زان آفت جان بود فارغوز بلا ایمن
[...]
بمیزان نظر حسن تو را با ماه سنجیدم
میان این و آن فرق از زمین تا آسمان دیدم
برون از مجلس او گر چراغ بزم خورشیدم
خس و خار از پر پروانه سازید و بسوزیدم
بساز بزم او خو کردهام چون نشکفد بر دل
خروش ناخن شیر از خراش چنگ ناهیدم
ز دهشت گر نسیمی بگذرد زآن شاخ گل بر من
[...]
زبان تا بود گویا، تیغ می بارید بر فرقم
جهان دارالامان شد تا زبان در کام دزدیدم
مکش سر از ملامت گر سرافرازی طمع داری
که من چون شعله آتش ز زخم خار بالیدم
ازین سنگین دلان صائب چرا چون تیرنگریزم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.