گنجور

 
نورس دماوندی

در سواری جلوه‌ات را آب و تاب دیگر است

خانه‌ی زین تو آبادان که مهمان‌پرور است

زلف مشکین تو ابر آفتاب محشرست

کاکلت را هرچه می‌گویم از آن بالاتر است

در گلستانی که بی سرو تو در خون می‌طپیم

بر سر نظّاره‌ی من شاخ نرگس شش پر است

می‌کنی انکار عشق ما ندارد صورتی

داغ ما از آب و از آئینه هم روشن‌تر است

خنده تا بر چشم گریانم زد آن شیرین دهان

قطره‌های اشک پر شورم چو تنگ شکّر است

همچو دل از گرمی نظّاره‌اش در گوشوار

ز آتش رخسار او در جوش آب گوهر است

نقش پا نظّاره را گل کرد بر اندام او

آن بدن یک پیرهن از فکر من نازک‌تر است

دور چشم نیم خوابش نیست مژگان بلند

غمزه را در آفتاب حسن چتری بر سر است

اضطرابم هر دم از چین جبینش گل کند

بهر پرواز دل من موج گل بال و پر است

حلقه‌ها در گوش خورشید قیامت می‌کشد

طره‌ی مشکین او مالک رقاب محشر است

نورس آن طفلی که گنجشک دلم نخجیر اوست

در مذاقش خون من شیرین چو شیر مادر است

 
 
گوهر
عنصری

عنبر است آن حلقه گشته زلف او یا چنبر است

چنبر است آری ولیکن چنبر اندر عنبر است

اصل او از زنگ و بر یک اصل او سیصد شکن

هر شکنجی را که بینی ز اصل او سیصد سر است

هر سری را باز سیصد بند گوناگون چنانک

[...]

قطران تبریزی

شهریارا خرمی کن کاول شهریور است

با دلارامی که با هر شادئی اندر خور است

جان و دل را مونس است و با گل و با نرگس است

نوبهار مجلس است و آفتاب لشگر است

این جهان همچون صدف گشت و تو او را گوهری

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از قطران تبریزی
سوزنی سمرقندی

ای جوانبختی که تخت بختت از کیوان براست

در فلک فرمانبر رأی تو سعد اکبر است

بر بداندیشان تو بهرام کینه گستر است

مجلس بزم ترا خورشید رخشان ساغر است

چون قدح گیری بمجلس زهره چون رامشگر است

[...]

عطار

ذره‌ای اندوه تو از هر دو عالم خوشتر است

هر که گوید نیست دانی کیست آن کس کافر است

کافری شادی است و آن شادی نه از اندوه تو

نی که کار او ز اندوه و ز شادی برتر است

آن کزو غافل بود دیوانه‌ای نامحرم است

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از عطار
امیرخسرو دهلوی

کوس شه خالی و بانک غلغلش درد سر است

هر که قانع شد به خشک و تر شه بحر و بر است

تا ز هر بادی به جنبی ، پا به دامن کش چو کوه

کادمی مشتی غبار و عمر باد صرصر است

شکرگو ، ار فقر نفست را کشد ، زیرا خلیل

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه