ز شوخی در بهشت جلوه تازد تکیه بر گل سنبل زلف سمنسایش
زند بر خاک از جوش طراوت موج کوثر سایهی شمشاد بالایش
به رنگ سینهی شهباز دارم پیکر از تحریر کلک چشم قتّالی
که چون شاهین کشد در خاک و خون گنجشک دل را شوخی مژگان گیرایش
صنم سیما برهمن زادهای زُّناربندی در فرنگ دلبری دارم
که باشد در بر بتخانهی دل چون محبت حلقه زن زلف چلیپایش
مرا الماس کاری در جگر دارد زمّرد گون خطی کز پاکی جوهر
نگاه از دیده خیزد چون شفق یاقوت پوش از پرتو لعل شکرخایش
ز بس هر دم به نقشی حسن او از شرمگینی جلوه دارد در دل عاشق
به رنگ صفحهی ارژنگ گرد آیینهام را پرتو عکس دلآرایش
به خون آغشته چون گل سینهام صد چاک دارد خنجر مژگان بیباکی
که دارد چون پری در شیشه اعجاز مسیحا سحرساز چشم شهلایش
به گلزار محبت گر چه نورس با گل خود روزگاری مهر ورزیدم
ندارم حاصلی چون لاله جز داغ دل و خون جگر از خار سودایش



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف زیباییهای محبوب و اثرگذاری آن بر دل عاشق پرداخته است. او از نمادهایی چون گل، سنگهای قیمتی و پرندگان برای بیان احساسات خود استفاده میکند و زیبایی محبوبش را با اجزای طبیعت مقایسه میکند. دلباختگی و درد عاشقانه نیز در اشعار او به وضوح نمایان است، چرا که علاوه بر زیبایی، عذاب و داغ دل ناشی از عشق ناپاسخگو را به تصویر میکشد. در نهایت، شاعر از تجربههای عاشقانهاش، هجران و مرارتهای ناشی از آن سخن میگوید و به ناتمامی عشق خود اشاره میکند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.