رخنه را دخل به گنجینه ی اسرار مده
خنده را راه به آن لعل گهر بار مده
به هوا انجم و افلاک دگر طرح مکن
از دلم ره به فلک آه شرر بار مده
بهر زنجیر مکش دایره ی شیون را
ناله تعلیم به مرغان گرفتار مده
رشته از بخیه ی زخم دل عشاق مکش
به کف باد صبا طره ی طرار مده
کمر جلوه به دلجویی اغیار مبند
دسته ی بسته ی گل را به خس و خار مده
یوسف وقت عزیز است به غفلت مفروش
دین ندارد به دل از دست به دینار مده
تا نرنجی نتوانی که دلی رنجه کنی
چشم آزار نداری به کس آزار نده
می خرند از تو حریفان که فروشند به تو
جنس ارزنده ی معنی به خریدار مده
دردسر از پی آرایش ظاهر چه کشی
نورس از مغز سر آهار به دستار مده



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به حفظ اسرار و ارزشهای درونی اشاره دارد و از مخاطب میخواهد که به چیزهای پوچ و زودگذر توجه نکند. او بر اهمیت دوری از عواطف منفی و آسیبزدن به دیگران تأکید میکند و میگوید که باید از زخمهای دل عشقآلود پرهیز کرد. همچنین، شاعر به ارزشهایی چون دوستی و شرف اشاره میکند و تأکید میکند که نباید به ظاهر فریبنده اکتفا کرد، بلکه باید عمق معانی را جستجو کرد. در نهایت، شاعر از تجربه و دانش خود میگوید و به مخاطب یادآوری میکند که زندگی باید از درون غنی باشد و نه صرفاً به خوشیهای ظاهری وابسته.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.