بس که بر سر از غمش سودا کنم گرد آوری
در ضمیر قطره دریا کنم گرد آوری
شورش سودا چو دست از آستین بیرون کند
در گریبان دامن صحرا کنم گرد آوری
از محیط درد و داغ عشق او گرداب وار
پیچ و تابی در دل شیدا کنم گرد آوری
گر چنین پرواز وحشت اوج پیمایی کند
بال و پر در قاف چون عنقا کنم گرد آوری
از محیط آرزوی هر دو عالم چون گهر
آبروی خو ز استغنا کنم گرد آوری
می توانم عالم خاک دگر بنیاد کرد
گر غبار خاطر خودرا کنم گرد آوری
نورس امشب چون لب ساغر به محفل بی حجاب
بوسه را در کنج آن لب ها کنم گرد آوری



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق و دردهای ناشی از آن میپردازد و از سراسر وجود خود میخواهد که غم و آتش این عشق را به جمع آوری بپردازد. او از شور و اشتیاقی سخن میگوید که اگر به اوج برسد، میتواند تعبیرات جدیدی از زندگی و عشق را به تصویر بکشد. شاعر آرزو دارد که از زیباییها و خواستههای زندگی همچون جواهراتی ارزشمند بهرهبرداری کند و در نهایت، به فضای پر از شور و شوق محفل عشق نزدیک شود. این غزل نشاندهنده تداخل احساسات عمیق و گرایش به عشق و زیبایی در زندگی است، که شاعر میخواهد فیلمی از این لحظات جاودانه بسازد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.