لبکی را مکیده ام که مپرس
نمکی را چشیده ام که مپرس
چشمه ی کوثر از لبم جوشد
لب حوری مکیده ام که مپرس
بخت سر رشته ای به دست آورد
سر زلفی کشیده ام که مپرس
از میان هزار سنگین دل
صنمی برگزیده ام که مپرس
باز بر صفحه ی دم تیغی
خطی از خون کشیده ام که مپرس
از نگاه لطیفه پردازش
نکته هایی شنیده ام که مپرس
همچو تار نظاره رشته ی جان
به نگاهی تنیده ام که مپرس
به فسون نگه به پرکاری
دم گرمی دمیده ام که مپرس
نورس از بال همتی که مراست
تا به اوجی پریده ام که مپرس


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.