از حسن تو چون عالم جان است در این باغ
گل درعرق شرم نهان است در این باغ
خاموش بود بلبل گویا ز ترنم
گل محو تو ای غنچه دهان است در این باغ
هر برگ چو طوطی به نوایی است غزل خوان
آن آیینه ی صورت جان است در این باغ
از فیض شکر خنده ی جانبخش لب یار
هر شبنم گل خرده ی جان است در این باغ
در جدول آبند بتان با لب میگون
بر خور که می لعل روان است در این باغ
هر برگ به گل بازی این لاله عذاران
چون نرگس شهلا نگران است در این باغ
آمیزش خوبان به گل از روی تماشا
چون صحبت مهتاب و کتان است در این باغ
از شوخی هر سرو به شاباش هزاران
هر شاخ گلی رقص کنان است در این باغ
هر برگ زبانی است پی عرض تمنا
نورس مگر آن جان جهان است در این باغ



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به زیباییهای طبیعی و احساسات عاشقانه پرداخته است و باغ را نمادی از عشق و زیبایی میبیند. با اشاره به گلها و بلبل، حال و هوای باغ را توصیف میکند که پر از عشق و شوق است. هر برگ و گل نمایندهای از عشق و تمناست و خود شاعر نیز به عنوان ناظر این زیباییها، به جان و دل پرواز میکند. این باغ محلی است که در آن محبت و زیبایی به اوج خود میرسد و هر عنصر آن به نوعی بیانگر عشق و صفا است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
پرکاری معشوق نهان است در این باغ
هر جلوه ز هر شیوه نشان است در این باغ
صبح طرب از باده کشان است در این باغ
آن گل که نخندید خزان است در این باغ
هر تازه نهال از خم آغوش نسیمی
[...]
در هر ورق آن جلوه نهان است در این باغ
هر برگ سراپرده ی جان است در این باغ
برجلوه ی نازش گل و خارآیینه سازند
گز نقش بهار است و خزان است در این باغ
بی پرده شد آن حسن جهانگیر که از گل
[...]
چندان که صبا عطرفشان است در این باغ
چندان که چمن فیضرسان است در این باغ
چندان که ز اشجار نشان است در این باغ
چندان که بهار است و خزان است در این باغ
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.