گنجور

 
نورس دماوندی

از حضور ناقصان کامل عیاران را چه حظ

ز اتفاق این صور معنی نگاران را چه حظ

می رود بر باد چون گردد فلک پیما غبار

در تلاش اوج رفعت خاکساران را چه حظ

چون به کشتن می رود سیماب از آسودگی

فال آسایش زدن ما بی قراران را چه حظ

می کند با قطره ی طوفان این دریا تلاش

دشمنی با ذره ی مهر اعتباران را چه حظ

خیره چشمی های انجم ریخت خون خاکیان

کینه با افتادگان گردون سواران را چه حظ

شبنمی که می تواند چهره شد با آفتاب

داوری با یک تن این کشور شکاران را چه حظ

سکه ی قدری ندارد تابود با سنگ سیم

نورس از سنگین دلی سیمین عذاران را چه حظ

 
 
گوهر
جامی

از لب میگون تو پرهیزگاران را چه حظ

لذت می مست داند هوشیاران را چه حظ

ای امید ما همه از تو به نومیدی بدل

غیر نومیدی ز تو امیدواران را چه حظ

یافت با سنبل ز جعد مشکسایت شمه ای

[...]

بابافغانی

ترک یاری کردی از وصل تو یاران را چه حظ

دشمن احباب گشتی دوستداران را چه حظ

چون ندارد وعده ی وصل تو امید وفا

غیر داغ انتظار امیدواران را چه حظ

چشم من کز گریه نابیناست چون بیند رخت

[...]

هلالی جغتایی

ترک یاری کردی، از وصل تو یاران را چه حظ؟

دشمن احباب گشتی، دوستداران را چه حظ؟

چون ندارد وعده وصل تو امکان وفا

غیر داغ انتظار امیدواران را چه حظ؟

چشم من، کز گریه نابیناست، چون بیند رخت؟

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه