نالهام تا نُه فلک را حلقهی دف کرده است
چهرهی خورشید را آهم مزّلف کرده است
هر دم از تنزیل عکس آن آیت حسن و جمال
صفحهی آیینه را هم چشم مصحف کرده است
نازنین ترکی که من دارم ز استغنای حسن
در تغافل شرط با نوّاب اشرف کرده است
باز در قتل اسیران از مصاف ترک چشم
فتنه چون مژگان شوخ آرایش صف کرده است
مشرق خمیازه باشد چون کمان آغوش زخم
تا خدنگش سینه را نورس مشرّف کرده است


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.